قانون مدنی

ماده 1 مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتیجه همه پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئیس جمهور ابلاغ می‌شود. رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آن را امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آن را صادر کند و روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت پس از ابلاغ منتشر نماید.تبصره - در صورت استنکاف رئیس جمهور از ام...

۱۳۳۴ ماده نسبتاً ساده ۲۲۰ دقیقه مطالعه
فهرست مواد (۱۳۳۴)
ماده ۲ ماده ۳ ماده ۴ ماده ۵ ماده ۶ ماده ۷ ماده ۸ ماده ۹ ماده ۱۰ جلد اول - در اموال کتاب اول - در بیان اموال و مالکیت به طور کلی باب اول‌ - در بیان انواع اموال ماده ۱۱ فصل اول - در اموال غیرمنقول ماده ۱۲ ماده ۱۳ ماده ۱۴ ماده ۱۵ ماده ۱۶ ماده ۱۷ ماده ۱۸ فصل دوم - در اموال منقوله ماده ۱۹ ماده ۲۰ ماده ۲۱ ماده ۲۲ فصل سوم - در اموالی که مالک خاص ندارد ماده ۲۳ ماده ۲۴ ماده ۲۵ ماده ۲۶ ماده ۲۷ ماده ۲۸ باب دوم - در حقوق مختلفه که برای اشخاص‌ نسبت به اموال است ماده ۲۹ فصل اول - در مالکیت ماده ۳۰ ماده ۳۱ ماده ۳۲ ماده ۳۳ ماده ۳۴ ماده ۳۵ ماده ۳۶ ماده ۳۷ ماده ۳۸ ماده ۳۹ فصل دوم - در حق انتفاع ماده ۴۰ ماده ۴۱ ماده ۴۲ ماده ۴۳ ماده ۴۴ ماده ۴۵ ماده ۴۶ ماده ۴۷ ماده ۴۸ ماده ۴۹ ماده ۵۰ ماده ۵۱ · ماده 51 حق انتفاع در موارد ذیل زایل میشود ماده ۵۲ · ماده 52 در موارد ذیل منتفع ضامن تضررات مالک است ماده ۵۳ ماده ۵۴ ماده ۵۵ ماده ۵۶ ماده ۵۷ ماده ۵۸ ماده ۵۹ ماده ۶۰ ماده ۶۱ ماده ۶۲ ماده ۶۳ ماده ۶۴ ماده ۶۵ ماده ۶۶ ماده ۶۷ ماده ۶۸ ماده ۶۹ ماده ۷۰ ماده ۷۱ ماده ۷۲ ماده ۷۳ ماده ۷۴ ماده ۷۵ ماده ۷۶ ماده ۷۷ ماده ۷۸ ماده ۷۹ ماده ۸۰ ماده ۸۱ ماده ۸۲ ماده ۸۳ ماده ۸۴ ماده ۸۵ ماده ۸۶ ماده ۸۷ ماده ۸۸ ماده ۸۹ ماده ۹۰ ماده ۹۱ ماده ۹۲ فصل سوم - در حق ارتفاق نسبت به ملک غیر و در احکام و آثار املاک نسبت به املاک مجاور ماده ۹۳ ماده ۹۴ ماده ۹۵ ماده ۹۶ ماده ۹۷ ماده ۹۸ ماده ۹۹ ماده ۱۰۰ ماده ۱۰۱ ماده ۱۰۲ ماده ۱۰۳ ماده ۱۰۴ ماده ۱۰۵ ماده ۱۰۶ ماده ۱۰۷ ماده ۱۰۸ ماده ۱۰۹ ماده ۱۱۰ ماده ۱۱۱ ماده ۱۱۲ ماده ۱۱۳ ماده ۱۱۴ ماده ۱۱۵ ماده ۱۱۶ ماده ۱۱۷ ماده ۱۱۸ ماده ۱۱۹ ماده ۱۲۰ ماده ۱۲۱ ماده ۱۲۲ ماده ۱۲۳ ماده ۱۲۴ ماده ۱۲۵ ماده ۱۲۶ ماده ۱۲۷ ماده ۱۲۸ ماده ۱۲۹ ماده ۱۳۰ ماده ۱۳۱ ماده ۱۳۲ ماده ۱۳۳ ماده ۱۳۴ ماده ۱۳۵ ماده ۱۳۶ ماده ۱۳۷ ماده ۱۳۸ ماده ۱۳۹ کتاب دوم - در اسباب تملک ماده ۱۴۰ · ماده 140 تملک حاصل میشود باب اول - در احیای اراضی موات و مباحه ماده ۱۴۱ ماده ۱۴۲ ماده ۱۴۳ ماده ۱۴۴ ماده ۱۴۵ باب دوم - در حیازت مباحات‌ ماده ۱۴۶ ماده ۱۴۷ ماده ۱۴۸ ماده ۱۴۹ ماده ۱۵۰ ماده ۱۵۱ ماده ۱۵۲ ماده ۱۵۳ ماده ۱۵۴ ماده ۱۵۵ ماده ۱۵۶ ماده ۱۵۷ ماده ۱۵۸ ماده ۱۵۹ ماده ۱۶۰ باب سوم‌ - در معادن ماده ۱۶۱ باب چهارم - در اشیای پیداشده و حیوانات ضاله فصل اول - در اشیا پیداشده ماده ۱۶۲ ماده ۱۶۳ ماده ۱۶۴ ماده ۱۶۵ ماده ۱۶۶ ماده ۱۶۷ ماده ۱۶۸ ماده ۱۶۹ فصل دوم - در حیوانات ضاله ماده ۱۷۰ ماده ۱۷۱ ماده ۱۷۲ باب پنجم‌ - در دفینه ماده ۱۷۳ ماده ۱۷۴ ماده ۱۷۵ ماده ۱۷۶ ماده ۱۷۷ ماده ۱۷۸ باب ششم‌ - در شکار ماده ۱۷۹ ماده ۱۸۰ ماده ۱۸۱ ماده ۱۸۲ باب اول‌ - در عقود و تعهدات به طور کلی‌ ماده ۱۸۳ فصل اول - در اقسام عقود و معاملات‌ ماده ۱۸۴ · ماده 184 عقود و معاملات به اقسام ذیل منقسم میشوند ماده ۱۸۵ ماده ۱۸۶ ماده ۱۸۷ ماده ۱۸۸ ماده ۱۸۹ فصل دوم - در شرایط اساسی برای صحت معامله ماده ۱۹۰ · ماده 190 برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است ماده ۱۹۱ ماده ۱۹۲ ماده ۱۹۳ ماده ۱۹۴ ماده ۱۹۵ ماده ۱۹۶ ماده ۱۹۷ ماده ۱۹۸ ماده ۱۹۹ ماده ۲۰۰ ماده ۲۰۱ ماده ۲۰۲ ماده ۲۰۳ ماده ۲۰۴ ماده ۲۰۵ ماده ۲۰۶ ماده ۲۰۷ ماده ۲۰۸ ماده ۲۰۹ ماده ۲۱۰ ماده ۲۱۱ ماده ۲۱۲ ماده ۲۱۳ ماده ۲۱۴ ماده ۲۱۵ ماده ۲۱۶ ماده ۲۱۷ ماده ۲۱۸ فصل سوم - در اثر معاملات ماده ۲۱۹ ماده ۲۲۰ ماده ۲۲۱ ماده ۲۲۲ ماده ۲۲۳ ماده ۲۲۴ ماده ۲۲۵ ماده ۲۲۶ ماده ۲۲۷ ماده ۲۲۸ ماده ۲۲۹ ماده ۲۳۰ ماده ۲۳۱ فصل چهارم - در بیان شرایطی که در ضمن عقد می‌شود ماده ۲۳۲ · ماده 232 شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست ماده ۲۳۳ ماده ۲۳۴ · ماده 234 شرط بر سه قسم است ماده ۲۳۵ ماده ۲۳۶ ماده ۲۳۷ ماده ۲۳۸ ماده ۲۳۹ ماده ۲۴۰ ماده ۲۴۱ ماده ۲۴۲ ماده ۲۴۳ ماده ۲۴۴ ماده ۲۴۵ ماده ۲۴۶ فصل پنجم - در معاملاتی که موضوع آن مال غیر است‌ یا معاملات فضولی ماده ۲۴۷ ماده ۲۴۸ ماده ۲۴۹ ماده ۲۵۰ ماده ۲۵۱ ماده ۲۵۲ ماده ۲۵۳ ماده ۲۵۴ ماده ۲۵۵ ماده ۲۵۶ ماده ۲۵۷ ماده ۲۵۸ ماده ۲۵۹ ماده ۲۶۰ ماده ۲۶۱ ماده ۲۶۲ ماده ۲۶۳ فصل ششم - در سقوط تعهدات ماده ۲۶۴ · ماده 264 تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط میشود ماده ۲۶۵ ماده ۲۶۶ ماده ۲۶۷ ماده ۲۶۸ ماده ۲۶۹ ماده ۲۷۰ ماده ۲۷۱ ماده ۲۷۲ ماده ۲۷۳ ماده ۲۷۴ ماده ۲۷۵ ماده ۲۷۶ ماده ۲۷۷ ماده ۲۷۸ ماده ۲۷۹ ماده ۲۸۰ ماده ۲۸۱ ماده ۲۸۲ ماده ۲۸۳ ماده ۲۸۴ ماده ۲۸۵ ماده ۲۸۶ ماده ۲۸۷ ماده ۲۸۸ ماده ۲۸۹ ماده ۲۹۰ ماده ۲۹۱ ماده ۲۹۲ · ماده 292 تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود ماده ۲۹۳ ماده ۲۹۴ ماده ۲۹۵ ماده ۲۹۶ ماده ۲۹۷ ماده ۲۹۸ ماده ۲۹۹ ماده ۳۰۰ باب دوم‌ - در الزاماتی که بدون قرارداد حاصل می‌شود فصل اول - در کلیات ماده ۳۰۱ ماده ۳۰۲ ماده ۳۰۳ ماده ۳۰۴ ماده ۳۰۵ ماده ۳۰۶ فصل دوم - در ضمان قهری ماده ۳۰۷ · ماده 307 امور ذیل موجب ضمان قهری است ماده ۳۰۸ ماده ۳۰۹ ماده ۳۱۰ ماده ۳۱۱ ماده ۳۱۲ ماده ۳۱۳ ماده ۳۱۴ ماده ۳۱۵ ماده ۳۱۶ ماده ۳۱۷ ماده ۳۱۸ ماده ۳۱۹ ماده ۳۲۰ ماده ۳۲۱ ماده ۳۲۲ ماده ۳۲۳ ماده ۳۲۴ ماده ۳۲۵ ماده ۳۲۶ ماده ۳۲۷ ماده ۳۲۸ ماده ۳۲۹ ماده ۳۳۰ ماده ۳۳۱ ماده ۳۳۲ ماده ۳۳۳ ماده ۳۳۴ ماده ۳۳۵ ماده ۳۳۶ ماده ۳۳۷ باب سوم‌ - در عقود معینه مختلفه فصل اول - در بیع ماده ۳۳۸ ماده ۳۳۹ ماده ۳۴۰ ماده ۳۴۱ ماده ۳۴۲ ماده ۳۴۳ ماده ۳۴۴ ماده ۳۴۵ ماده ۳۴۶ ماده ۳۴۷ ماده ۳۴۸ ماده ۳۴۹ ماده ۳۵۰ ماده ۳۵۱ ماده ۳۵۲ ماده ۳۵۳ ماده ۳۵۴ ماده ۳۵۵ ماده ۳۵۶ ماده ۳۵۷ ماده ۳۵۸ ماده ۳۵۹ ماده ۳۶۰ ماده ۳۶۱ ماده ۳۶۲ ماده ۳۶۳ ماده ۳۶۴ ماده ۳۶۵ ماده ۳۶۶ ماده ۳۶۷ ماده ۳۶۸ ماده ۳۶۹ ماده ۳۷۰ ماده ۳۷۱ ماده ۳۷۲ ماده ۳۷۳ ماده ۳۷۴ ماده ۳۷۵ ماده ۳۷۶ ماده ۳۷۷ ماده ۳۷۸ ماده ۳۷۹ ماده ۳۸۰ ماده ۳۸۱ ماده ۳۸۲ ماده ۳۸۳ ماده ۳۸۴ ماده ۳۸۵ ماده ۳۸۶ ماده ۳۸۷ ماده ۳۸۸ ماده ۳۸۹ ماده ۳۹۰ ماده ۳۹۱ ماده ۳۹۲ ماده ۳۹۳ ماده ۳۹۴ ماده ۳۹۵ ماده ۳۹۶ · ماده 396 خیارات از قرار ذیل‌اند ماده ۳۹۷ ماده ۳۹۸ ماده ۳۹۹ ماده ۴۰۰ ماده ۴۰۱ ماده ۴۰۲ ماده ۴۰۳ ماده ۴۰۴ ماده ۴۰۵ ماده ۴۰۶ ماده ۴۰۷ ماده ۴۰۸ ماده ۴۰۹ ماده ۴۱۰ ماده ۴۱۱ ماده ۴۱۲ ماده ۴۱۳ ماده ۴۱۴ ماده ۴۱۵ ماده ۴۱۶ ماده ۴۱۷ ماده ۴۱۸ ماده ۴۱۹ ماده ۴۲۰ ماده ۴۲۱ ماده ۴۲۲ ماده ۴۲۳ ماده ۴۲۴ ماده ۴۲۵ ماده ۴۲۶ ماده ۴۲۷ ماده ۴۲۸ ماده ۴۲۹ ماده ۴۳۰ ماده ۴۳۱ ماده ۴۳۲ ماده ۴۳۳ ماده ۴۳۴ ماده ۴۳۵ ماده ۴۳۶ ماده ۴۳۷ ماده ۴۳۸ ماده ۴۳۹ ماده ۴۴۰ ماده ۴۴۱ ماده ۴۴۲ ماده ۴۴۳ ماده ۴۴۴ ماده ۴۴۵ ماده ۴۴۶ ماده ۴۴۷ ماده ۴۴۸ ماده ۴۴۹ ماده ۴۵۰ ماده ۴۵۱ ماده ۴۵۲ ماده ۴۵۳ ماده ۴۵۴ ماده ۴۵۵ ماده ۴۵۶ ماده ۴۵۷ فصل دوم - در بیع شرط ماده ۴۵۸ ماده ۴۵۹ ماده ۴۶۰ ماده ۴۶۱ ماده ۴۶۲ ماده ۴۶۳ فصل سوم - در معاوضه ماده ۴۶۴ ماده ۴۶۵ فصل چهارم - در اجاره ماده ۴۶۶ ماده ۴۶۷ ماده ۴۶۸ ماده ۴۶۹ ماده ۴۷۰ ماده ۴۷۱ ماده ۴۷۲ ماده ۴۷۳ ماده ۴۷۴ ماده ۴۷۵ ماده ۴۷۶ ماده ۴۷۷ ماده ۴۷۸ ماده ۴۷۹ ماده ۴۸۰ ماده ۴۸۱ ماده ۴۸۲ ماده ۴۸۳ ماده ۴۸۴ ماده ۴۸۵ ماده ۴۸۶ ماده ۴۸۷ ماده ۴۸۸ ماده ۴۸۹ ماده ۴۹۰ · ماده 490 مستاجر باید ماده ۴۹۱ ماده ۴۹۲ ماده ۴۹۳ ماده ۴۹۴ ماده ۴۹۵ ماده ۴۹۶ ماده ۴۹۷ ماده ۴۹۸ ماده ۴۹۹ ماده ۵۰۰ ماده ۵۰۱ ماده ۵۰۲ ماده ۵۰۳ ماده ۵۰۴ ماده ۵۰۵ ماده ۵۰۶ ماده ۵۰۷ ماده ۵۰۸ ماده ۵۰۹ ماده ۵۱۰ ماده ۵۱۱ ماده ۵۱۲ ماده ۵۱۳ · ماده 513 اقسام عمده اجاره اشخاص از قرار ذیل است ماده ۵۱۴ ماده ۵۱۵ ماده ۵۱۶ ماده ۵۱۷ فصل پنجم - در مزارعه و مساقات ماده ۵۱۸ ماده ۵۱۹ ماده ۵۲۰ ماده ۵۲۱ ماده ۵۲۲ ماده ۵۲۳ ماده ۵۲۴ ماده ۵۲۵ ماده ۵۲۶ ماده ۵۲۷ ماده ۵۲۸ ماده ۵۲۹ ماده ۵۳۰ ماده ۵۳۱ ماده ۵۳۲ ماده ۵۳۳ ماده ۵۳۴ ماده ۵۳۵ ماده ۵۳۶ ماده ۵۳۷ ماده ۵۳۸ ماده ۵۳۹ ماده ۵۴۰ ماده ۵۴۱ ماده ۵۴۲ ماده ۵۴۳ ماده ۵۴۴ ماده ۵۴۵ فصل ششم - در مضاربه ماده ۵۴۶ ماده ۵۴۷ ماده ۵۴۸ ماده ۵۴۹ ماده ۵۵۰ ماده ۵۵۱ · ماده 551 عقد مضاربه به یکی از علل ذیل منفسخ میشود ماده ۵۵۲ ماده ۵۵۳ ماده ۵۵۴ ماده ۵۵۵ ماده ۵۵۶ ماده ۵۵۷ ماده ۵۵۸ ماده ۵۵۹ ماده ۵۶۰ فصل هفتم - در جعاله ماده ۵۶۱ ماده ۵۶۲ ماده ۵۶۳ ماده ۵۶۴ ماده ۵۶۵ ماده ۵۶۶ ماده ۵۶۷ ماده ۵۶۸ ماده ۵۶۹ ماده ۵۷۰ فصل هشتم - در شرکت ماده ۵۷۱ ماده ۵۷۲ ماده ۵۷۳ ماده ۵۷۴ ماده ۵۷۵ ماده ۵۷۶ ماده ۵۷۷ ماده ۵۷۸ ماده ۵۷۹ ماده ۵۸۰ ماده ۵۸۱ ماده ۵۸۲ ماده ۵۸۳ ماده ۵۸۴ ماده ۵۸۵ ماده ۵۸۶ ماده ۵۸۷ · ماده 587 شرکت به یکی از طرق ذیل مرتفع میشود ماده ۵۸۸ ماده ۵۸۹ ماده ۵۹۰ ماده ۵۹۱ ماده ۵۹۲ ماده ۵۹۳ ماده ۵۹۴ ماده ۵۹۵ ماده ۵۹۶ ماده ۵۹۷ ماده ۵۹۸ ماده ۵۹۹ ماده ۶۰۰ ماده ۶۰۱ ماده ۶۰۲ ماده ۶۰۳ ماده ۶۰۴ ماده ۶۰۵ ماده ۶۰۶ فصل نهم - در ودیعه ماده ۶۰۷ ماده ۶۰۸ ماده ۶۰۹ ماده ۶۱۰ ماده ۶۱۱ ماده ۶۱۲ ماده ۶۱۳ ماده ۶۱۴ ماده ۶۱۵ ماده ۶۱۶ ماده ۶۱۷ ماده ۶۱۸ ماده ۶۱۹ ماده ۶۲۰ ماده ۶۲۱ ماده ۶۲۲ ماده ۶۲۳ ماده ۶۲۴ ماده ۶۲۵ ماده ۶۲۶ ماده ۶۲۷ ماده ۶۲۸ ماده ۶۲۹ ماده ۶۳۰ ماده ۶۳۱ ماده ۶۳۲ ماده ۶۳۳ ماده ۶۳۴ فصل دهم - در عاریه ماده ۶۳۵ ماده ۶۳۶ ماده ۶۳۷ ماده ۶۳۸ ماده ۶۳۹ ماده ۶۴۰ ماده ۶۴۱ ماده ۶۴۲ ماده ۶۴۳ ماده ۶۴۴ ماده ۶۴۵ ماده ۶۴۶ ماده ۶۴۷ فصل یازدهم - در قرض ماده ۶۴۸ ماده ۶۴۹ ماده ۶۵۰ ماده ۶۵۱ ماده ۶۵۲ ماده ۶۵۳ فصل دوازدهم - در قمار و گروبندی ماده ۶۵۴ ماده ۶۵۵ فصل سیزدهم - در وکالت ماده ۶۵۶ ماده ۶۵۷ ماده ۶۵۸ ماده ۶۵۹ ماده ۶۶۰ ماده ۶۶۱ ماده ۶۶۲ ماده ۶۶۳ ماده ۶۶۴ ماده ۶۶۵ ماده ۶۶۶ ماده ۶۶۷ ماده ۶۶۸ ماده ۶۶۹ ماده ۶۷۰ ماده ۶۷۱ ماده ۶۷۲ ماده ۶۷۳ ماده ۶۷۴ ماده ۶۷۵ ماده ۶۷۶ ماده ۶۷۷ ماده ۶۷۸ · ماده 678 وکالت به طریق ذیل مرتفع میشود ماده ۶۷۹ ماده ۶۸۰ ماده ۶۸۱ ماده ۶۸۲ ماده ۶۸۳ فصل چهاردهم - در ضمان عقدی ماده ۶۸۴ ماده ۶۸۵ ماده ۶۸۶ ماده ۶۸۷ ماده ۶۸۸ ماده ۶۸۹ ماده ۶۹۰ ماده ۶۹۱ ماده ۶۹۲ ماده ۶۹۳ ماده ۶۹۴ ماده ۶۹۵ ماده ۶۹۶ ماده ۶۹۷ ماده ۶۹۸ ماده ۶۹۹ ماده ۷۰۰ ماده ۷۰۱ ماده ۷۰۲ ماده ۷۰۳ ماده ۷۰۴ ماده ۷۰۵ ماده ۷۰۶ ماده ۷۰۷ ماده ۷۰۸ ماده ۷۰۹ ماده ۷۱۰ ماده ۷۱۱ ماده ۷۱۲ ماده ۷۱۳ ماده ۷۱۴ ماده ۷۱۵ ماده ۷۱۶ ماده ۷۱۷ ماده ۷۱۸ ماده ۷۱۹ ماده ۷۲۰ ماده ۷۲۱ ماده ۷۲۲ ماده ۷۲۳ فصل پانزدهم - در حواله ماده ۷۲۴ ماده ۷۲۵ ماده ۷۲۶ ماده ۷۲۷ ماده ۷۲۸ ماده ۷۲۹ ماده ۷۳۰ ماده ۷۳۱ ماده ۷۳۲ ماده ۷۳۳ فصل شانزدهم - در کفالت ماده ۷۳۴ ماده ۷۳۵ ماده ۷۳۶ ماده ۷۳۷ ماده ۷۳۸ ماده ۷۳۹ ماده ۷۴۰ ماده ۷۴۱ ماده ۷۴۲ ماده ۷۴۳ ماده ۷۴۴ ماده ۷۴۵ ماده ۷۴۶ ماده ۷۴۷ ماده ۷۴۸ ماده ۷۴۹ ماده ۷۵۰ ماده ۷۵۱ فصل هفدهم - در صلح ماده ۷۵۲ ماده ۷۵۳ ماده ۷۵۴ ماده ۷۵۵ ماده ۷۵۶ ماده ۷۵۷ ماده ۷۵۸ ماده ۷۵۹ ماده ۷۶۰ ماده ۷۶۱ ماده ۷۶۲ ماده ۷۶۳ ماده ۷۶۴ ماده ۷۶۵ ماده ۷۶۶ ماده ۷۶۷ ماده ۷۶۸ ماده ۷۶۹ ماده ۷۷۰ فصل هجدهم - در رهن ماده ۷۷۱ ماده ۷۷۲ ماده ۷۷۳ ماده ۷۷۴ ماده ۷۷۵ ماده ۷۷۶ ماده ۷۷۷ ماده ۷۷۸ ماده ۷۷۹ ماده ۷۸۰ ماده ۷۸۱ ماده ۷۸۲ ماده ۷۸۳ ماده ۷۸۴ ماده ۷۸۵ ماده ۷۸۶ ماده ۷۸۷ ماده ۷۸۸ ماده ۷۸۹ ماده ۷۹۰ ماده ۷۹۱ ماده ۷۹۲ ماده ۷۹۳ ماده ۷۹۴ فصل نوزدهم - در هبه ماده ۷۹۵ ماده ۷۹۶ ماده ۷۹۷ ماده ۷۹۸ ماده ۷۹۹ ماده ۸۰۰ ماده ۸۰۱ ماده ۸۰۲ ماده ۸۰۳ ماده ۸۰۴ ماده ۸۰۵ ماده ۸۰۶ ماده ۸۰۷ ماده ۸۰۸ ماده ۸۰۹ ماده ۸۱۰ ماده ۸۱۱ ماده ۸۱۲ ماده ۸۱۳ ماده ۸۱۴ ماده ۸۱۵ ماده ۸۱۶ ماده ۸۱۷ ماده ۸۱۸ ماده ۸۱۹ ماده ۸۲۰ ماده ۸۲۱ ماده ۸۲۲ ماده ۸۲۳ ماده ۸۲۴ باب اول - در وصایا فصل اول - در کلیات وصایا ماده ۸۲۵ · ماده 825 وصیت بر دو قسم است ماده ۸۲۶ ماده ۸۲۷ ماده ۸۲۸ ماده ۸۲۹ ماده ۸۳۰ ماده ۸۳۱ ماده ۸۳۲ ماده ۸۳۳ ماده ۸۳۴ فصل دوم - در موصی ماده ۸۳۵ ماده ۸۳۶ ماده ۸۳۷ ماده ۸۳۸ ماده ۸۳۹ فصل سوم - در موصی‌به ماده ۸۴۰ ماده ۸۴۱ ماده ۸۴۲ ماده ۸۴۳ ماده ۸۴۴ ماده ۸۴۵ ماده ۸۴۶ ماده ۸۴۷ ماده ۸۴۸ ماده ۸۴۹ فصل چهارم - در موصی‌له ماده ۸۵۰ ماده ۸۵۱ ماده ۸۵۲ ماده ۸۵۳ فصل پنجم‌ - در وصی ماده ۸۵۴ ماده ۸۵۵ ماده ۸۵۶ ماده ۸۵۷ ماده ۸۵۸ ماده ۸۵۹ ماده ۸۶۰ باب دوم‌ - در ارث فصل اول - در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث ماده ۸۶۱ · ماده 861 موجب ارث دو امر است ماده ۸۶۲ ماده ۸۶۳ ماده ۸۶۴ ماده ۸۶۵ ماده ۸۶۶ فصل دوم - در تحقق ارث ماده ۸۶۷ ماده ۸۶۸ ماده ۸۶۹ ماده ۸۷۰ ماده ۸۷۱ ماده ۸۷۲ ماده ۸۷۳ ماده ۸۷۴ فصل سوم - در شرایط و جمله از موانع ارث ماده ۸۷۵ ماده ۸۷۶ ماده ۸۷۷ ماده ۸۷۸ ماده ۸۷۹ ماده ۸۸۰ ماده ۸۸۱ ماده ۸۸۲ ماده ۸۸۳ ماده ۸۸۴ ماده ۸۸۵ فصل چهارم - در حجب ماده ۸۸۶ ماده ۸۸۷ · ماده 887 حجب بر دو قسم است ماده ۸۸۸ ماده ۸۸۹ ماده ۸۹۰ ماده ۸۹۱ · ماده 891 وراث ذیل حاجب از ارث ندارند ماده ۸۹۲ · ماده 892 حجب از بعض فرض در موارد ذیل است فصل پنجم - در فرض و صاحبان فرض ماده ۸۹۳ ماده ۸۹۴ ماده ۸۹۵ ماده ۸۹۶ ماده ۸۹۷ ماده ۸۹۸ ماده ۸۹۹ · ماده 899 فرض سه وارث نصف ترکه است ماده ۹۰۰ · ماده 900 فرض دو وارث ربع ترکه است ماده ۹۰۱ ماده ۹۰۲ · ماده 902 فرض دو وارث دو ثلث ترکه است ماده ۹۰۳ · ماده 903 فرض دو وارث ثلث ترکه است ماده ۹۰۴ ماده ۹۰۵ فصل ششم - در سهم‌الارث طبقات مختلفه وراث ماده ۹۰۶ ماده ۹۰۷ ماده ۹۰۸ ماده ۹۰۹ ماده ۹۱۰ ماده ۹۱۱ ماده ۹۱۲ ماده ۹۱۳ ماده ۹۱۴ ماده ۹۱۵ ماده ۹۱۶ ماده ۹۱۷ ماده ۹۱۸ ماده ۹۱۹ ماده ۹۲۰ ماده ۹۲۱ ماده ۹۲۲ ماده ۹۲۳ ماده ۹۲۴ ماده ۹۲۵ ماده ۹۲۶ ماده ۹۲۷ ماده ۹۲۸ ماده ۹۲۹ ماده ۹۳۰ ماده ۹۳۱ ماده ۹۳۲ ماده ۹۳۳ ماده ۹۳۴ ماده ۹۳۵ ماده ۹۳۶ ماده ۹۳۷ ماده ۹۳۸ ماده ۹۳۹ ماده ۹۴۰ ماده ۹۴۱ ماده ۹۴۲ ماده ۹۴۳ ماده ۹۴۴ ماده ۹۴۵ ماده ۹۴۶ ماده ۹۴۷ ماده ۹۴۸ ماده ۹۴۹ کتاب سوم - در مقررات مختلفه ماده ۹۵۰ ماده ۹۵۱ ماده ۹۵۲ ماده ۹۵۳ ماده ۹۵۴ ماده ۹۵۵ جلد دوم‌ - در اشخاص کتاب اول - در کلیات ماده ۹۵۶ ماده ۹۵۷ ماده ۹۵۸ ماده ۹۵۹ ماده ۹۶۰ ماده ۹۶۱ ماده ۹۶۲ ماده ۹۶۳ ماده ۹۶۴ ماده ۹۶۵ ماده ۹۶۶ ماده ۹۶۷ ماده ۹۶۸ ماده ۹۶۹ ماده ۹۷۰ ماده ۹۷۱ ماده ۹۷۲ ماده ۹۷۳ ماده ۹۷۴ ماده ۹۷۵ کتاب دوم - در تابعیت ماده ۹۷۶ · ماده 976 اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند ماده ۹۷۷ ماده ۹۷۸ ماده ۹۷۹ ماده ۹۸۰ ماده ۹۸۱ ماده ۹۸۲ ماده ۹۸۳ ماده ۹۸۴ ماده ۹۸۵ ماده ۹۸۶ ماده ۹۸۷ ماده ۹۸۸ ماده ۹۸۹ ماده ۹۹۰ ماده ۹۹۱ کتاب سوم - در اسناد سجل احوال ماده ۹۹۲ ماده ۹۹۳ ماده ۹۹۴ ماده ۹۹۵ ماده ۹۹۶ ماده ۹۹۷ ماده ۹۹۸ ماده ۹۹۹ ماده ۱۰۰۰ ماده ۱۰۰۱ کتاب چهارم - در اقامتگاه ماده ۱۰۰۲ ماده ۱۰۰۳ ماده ۱۰۰۴ ماده ۱۰۰۵ ماده ۱۰۰۶ ماده ۱۰۰۷ ماده ۱۰۰۸ ماده ۱۰۰۹ ماده ۱۰۱۰ کتاب پنجم - در غایب مفقودالاثر ماده ۱۰۱۱ ماده ۱۰۱۲ ماده ۱۰۱۳ ماده ۱۰۱۴ ماده ۱۰۱۵ ماده ۱۰۱۶ ماده ۱۰۱۷ ماده ۱۰۱۸ ماده ۱۰۱۹ ماده ۱۰۲۰ ماده ۱۰۲۱ ماده ۱۰۲۲ ماده ۱۰۲۳ ماده ۱۰۲۴ ماده ۱۰۲۵ ماده ۱۰۲۶ ماده ۱۰۲۷ ماده ۱۰۲۸ ماده ۱۰۲۹ ماده ۱۰۳۰ کتاب ششم - در قرابت ماده ۱۰۳۱ · ماده 1031 قرابت بر دو قسم است ماده ۱۰۳۲ · ماده 1032 قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است ماده ۱۰۳۳ کتاب هفتم - در نکاح و طلاق باب اول - در نکاح فصل اول - در خواستگاری ماده ۱۰۳۴ ماده ۱۰۳۵ ماده ۱۰۳۶ ماده ۱۰۳۷ ماده ۱۰۳۸ ماده ۱۰۳۹ ماده ۱۰۴۰ فصل دوم - قابلیت صحی برای ازدواج ماده ۱۰۴۱ ماده ۱۰۴۲ ماده ۱۰۴۳ ماده ۱۰۴۴ فصل سوم - در موانع نکاح ماده ۱۰۴۵ ماده ۱۰۴۶ ماده ۱۰۴۷ ماده ۱۰۴۸ ماده ۱۰۴۹ ماده ۱۰۵۰ ماده ۱۰۵۱ ماده ۱۰۵۲ ماده ۱۰۵۳ ماده ۱۰۵۴ ماده ۱۰۵۵ ماده ۱۰۵۶ ماده ۱۰۵۷ ماده ۱۰۵۸ ماده ۱۰۵۹ ماده ۱۰۶۰ ماده ۱۰۶۱ فصل چهارم - شرایط صحت نکاح ماده ۱۰۶۲ ماده ۱۰۶۳ ماده ۱۰۶۴ ماده ۱۰۶۵ ماده ۱۰۶۶ ماده ۱۰۶۷ ماده ۱۰۶۸ ماده ۱۰۶۹ ماده ۱۰۷۰ فصل پنجم - وکالت در نکاح ماده ۱۰۷۱ ماده ۱۰۷۲ ماده ۱۰۷۳ ماده ۱۰۷۴ فصل ششم - در نکاح منقطع ماده ۱۰۷۵ ماده ۱۰۷۶ ماده ۱۰۷۷ فصل هفتم - در مهر ماده ۱۰۷۸ ماده ۱۰۷۹ ماده ۱۰۸۰ ماده ۱۰۸۱ ماده ۱۰۸۲ ماده ۱۰۸۳ ماده ۱۰۸۴ ماده ۱۰۸۵ ماده ۱۰۸۶ ماده ۱۰۸۷ ماده ۱۰۸۸ ماده ۱۰۸۹ ماده ۱۰۹۰ ماده ۱۰۹۱ ماده ۱۰۹۲ ماده ۱۰۹۳ ماده ۱۰۹۴ ماده ۱۰۹۵ ماده ۱۰۹۶ ماده ۱۰۹۷ ماده ۱۰۹۸ ماده ۱۰۹۹ ماده ۱۱۰۰ ماده ۱۱۰۱ فصل هشتم - در حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر ماده ۱۱۰۲ ماده ۱۱۰۳ ماده ۱۱۰۴ ماده ۱۱۰۵ ماده ۱۱۰۶ ماده ۱۱۰۷ ماده ۱۱۰۸ ماده ۱۱۰۹ ماده ۱۱۱۰ ماده ۱۱۱۱ ماده ۱۱۱۲ ماده ۱۱۱۳ ماده ۱۱۱۴ ماده ۱۱۱۵ ماده ۱۱۱۶ ماده ۱۱۱۷ ماده ۱۱۱۸ ماده ۱۱۱۹ باب دوم - در انحلال عقد نکاح ماده ۱۱۲۰ فصل اول - در مورد امکان فسخ نکاح ماده ۱۱۲۱ ماده ۱۱۲۲ ماده ۱۱۲۳ ماده ۱۱۲۴ ماده ۱۱۲۵ ماده ۱۱۲۶ ماده ۱۱۲۷ ماده ۱۱۲۸ ماده ۱۱۲۹ ماده ۱۱۳۰ ماده ۱۱۳۱ ماده ۱۱۳۲ فصل دوم - در طلاق ماده ۱۱۳۳ ماده ۱۱۳۴ ماده ۱۱۳۵ ماده ۱۱۳۶ ماده ۱۱۳۷ ماده ۱۱۳۸ ماده ۱۱۳۹ ماده ۱۱۴۰ ماده ۱۱۴۱ ماده ۱۱۴۲ ماده ۱۱۴۳ ماده ۱۱۴۴ ماده ۱۱۴۵ · ماده 1145 در موارد ذیل طلاق بائن است ماده ۱۱۴۶ ماده ۱۱۴۷ ماده ۱۱۴۸ ماده ۱۱۴۹ ماده ۱۱۵۰ ماده ۱۱۵۱ ماده ۱۱۵۲ ماده ۱۱۵۳ ماده ۱۱۵۴ ماده ۱۱۵۵ ماده ۱۱۵۶ ماده ۱۱۵۷ کتاب هشتم - در اولاد باب اول - در نسب ماده ۱۱۵۸ ماده ۱۱۵۹ ماده ۱۱۶۰ ماده ۱۱۶۱ ماده ۱۱۶۲ ماده ۱۱۶۳ ماده ۱۱۶۴ ماده ۱۱۶۵ ماده ۱۱۶۶ ماده ۱۱۶۷ باب دوم - در نگاهداری و تربیت اطفال ماده ۱۱۶۸ ماده ۱۱۶۹ ماده ۱۱۷۰ ماده ۱۱۷۱ ماده ۱۱۷۲ ماده ۱۱۷۳ ماده ۱۱۷۴ ماده ۱۱۷۵ ماده ۱۱۷۶ ماده ۱۱۷۷ ماده ۱۱۷۸ ماده ۱۱۷۹ باب سوم - در ولایت قهری پدر و جد پدری ماده ۱۱۸۰ ماده ۱۱۸۱ ماده ۱۱۸۲ ماده ۱۱۸۳ ماده ۱۱۸۴ ماده ۱۱۸۵ ماده ۱۱۸۶ ماده ۱۱۸۷ ماده ۱۱۸۸ ماده ۱۱۸۹ ماده ۱۱۹۰ ماده ۱۱۹۱ ماده ۱۱۹۲ ماده ۱۱۹۳ ماده ۱۱۹۴ کتاب نهم - در خانواده فصل اول - در الزام به انفاق ماده ۱۱۹۵ ماده ۱۱۹۶ ماده ۱۱۹۷ ماده ۱۱۹۸ ماده ۱۱۹۹ ماده ۱۲۰۰ ماده ۱۲۰۱ ماده ۱۲۰۲ ماده ۱۲۰۳ ماده ۱۲۰۴ ماده ۱۲۰۵ ماده ۱۲۰۶ کتاب دهم - در حجر و قیمومت فصل اول - در کلیات حجر و قیمومت ماده ۱۲۰۷ ماده ۱۲۰۸ ماده ۱۲۰۹ ماده ۱۲۱۰ ماده ۱۲۱۱ ماده ۱۲۱۲ ماده ۱۲۱۳ ماده ۱۲۱۴ ماده ۱۲۱۵ ماده ۱۲۱۶ ماده ۱۲۱۷ فصل دوم - در موارد نصب قیم و ترتیب آن ماده ۱۲۱۸ · ماده 1218 برای اشخاص ذیل نصب قیم می‌ شود ماده ۱۲۱۹ ماده ۱۲۲۰ ماده ۱۲۲۱ ماده ۱۲۲۲ ماده ۱۲۲۳ ماده ۱۲۲۴ ماده ۱۲۲۵ ماده ۱۲۲۶ ماده ۱۲۲۷ ماده ۱۲۲۸ ماده ۱۲۲۹ ماده ۱۲۳۰ ماده ۱۲۳۱ · ماده 1231 اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند ماده ۱۲۳۲ ماده ۱۲۳۳ ماده ۱۲۳۴ فصل سوم - در اختیارات و وظایف و مسئولیت قیم و حدود آن و نظارت مدعی‌العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید ماده ۱۲۳۵ ماده ۱۲۳۶ ماده ۱۲۳۷ ماده ۱۲۳۸ ماده ۱۲۳۹ ماده ۱۲۴۰ ماده ۱۲۴۱ ماده ۱۲۴۲ ماده ۱۲۴۳ ماده ۱۲۴۴ ماده ۱۲۴۵ ماده ۱۲۴۶ ماده ۱۲۴۷ فصل چهارم - در موارد عزل قیم ماده ۱۲۴۸ · ماده 1248 در موارد ذیل قیم معزول میشود ماده ۱۲۴۹ ماده ۱۲۵۰ ماده ۱۲۵۱ ماده ۱۲۵۲ فصل پنجم - در خروج از تحت قیمومت ماده ۱۲۵۳ ماده ۱۲۵۴ ماده ۱۲۵۵ ماده ۱۲۵۶ جلد سوم - در ادله‌ی اثبات دعوی ماده ۱۲۵۷ ماده ۱۲۵۸ · ماده 1258 دلایل اثبات دعوی از قرار ذیل است کتاب اول - در اقرار باب اول - در شرایط اقرار ماده ۱۲۵۹ ماده ۱۲۶۰ ماده ۱۲۶۱ ماده ۱۲۶۲ ماده ۱۲۶۳ ماده ۱۲۶۴ ماده ۱۲۶۵ ماده ۱۲۶۶ ماده ۱۲۶۷ ماده ۱۲۶۸ ماده ۱۲۶۹ ماده ۱۲۷۰ ماده ۱۲۷۱ ماده ۱۲۷۲ ماده ۱۲۷۳ ماده ۱۲۷۴ باب دوم - در آثار اقرار ماده ۱۲۷۵ ماده ۱۲۷۶ ماده ۱۲۷۷ ماده ۱۲۷۸ ماده ۱۲۷۹ ماده ۱۲۸۰ ماده ۱۲۸۱ ماده ۱۲۸۲ ماده ۱۲۸۳ کتاب دوم - در اسناد ماده ۱۲۸۴ ماده ۱۲۸۵ ماده ۱۲۸۶ · ماده 1286 سند بر دو نوع است ماده ۱۲۸۷ ماده ۱۲۸۸ ماده ۱۲۸۹ ماده ۱۲۹۰ ماده ۱۲۹۱ ماده ۱۲۹۲ ماده ۱۲۹۳ ماده ۱۲۹۴ ماده ۱۲۹۵ ماده ۱۲۹۶ ماده ۱۲۹۷ ماده ۱۲۹۸ ماده ۱۲۹۹ ماده ۱۳۰۰ ماده ۱۳۰۱ ماده ۱۳۰۲ ماده ۱۳۰۳ ماده ۱۳۰۴ ماده ۱۳۰۵ کتاب سوم - در شهادت باب اول - در موارد شهادت ماده ۱۳۰۶ ماده ۱۳۰۷ ماده ۱۳۰۸ ماده ۱۳۰۹ ماده ۱۳۱۰ ماده ۱۳۱۱ ماده ۱۳۱۲ ماده ۱۳۱۳ ماده ۱۳۱۴ باب دوم - در شرایط شهادت ماده ۱۳۱۵ ماده ۱۳۱۶ ماده ۱۳۱۷ ماده ۱۳۱۸ ماده ۱۳۱۹ ماده ۱۳۲۰ کتاب چهارم - در امارات ماده ۱۳۲۱ ماده ۱۳۲۲ ماده ۱۳۲۳ ماده ۱۳۲۴ کتاب پنجم - در قسم ماده ۱۳۲۵ ماده ۱۳۲۶ ماده ۱۳۲۷ ماده ۱۳۲۸ ماده ۱۳۲۹ ماده ۱۳۳۰ ماده ۱۳۳۱ ماده ۱۳۳۲ ماده ۱۳۳۳ ماده ۱۳۳۴ ماده ۱۳۳۵
مقدمه قانون متن پیش‌درآمد و اصول کلی قانون

ماده 1 مصوبات مجلس شورای اسلامی و نتیجه همه پرسی پس از طی مراحل قانونی به رئیس جمهور ابلاغ می شود. رئیس جمهور باید ظرف مدت پنج روز آن را امضا و به مجریان ابلاغ نماید و دستور انتشار آن را صادر کند و روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت پس از ابلاغ منتشر نماید.تبصره - در صورت استنکاف رئیس جمهور از امضا یا ابلاغ در مدت مذکور در این ماده به دستور رئیس مجلس شورای اسلامی روزنامه رسمی موظف است ظرف مدت 72 ساعت مصوبه را چاپ و منتشر نماید.

پایان مقدمه
ماده ۲

ماده ۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 2 قوانین 15 روز پس از انتشار در سراسر کشور لازم الاجراء است مگر آن که در خود قانون، ترتیب خاصی برای موقع اجرا مقرر شده باشد.

ماده ۳

ماده ۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 3 انتشار قوانین باید در روزنامه رسمی به عمل آید.

ماده ۴

ماده ۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 4 اثر قانون نسبت به آتیه است و قانون نسبت به ما قبل خود اثر ندارد مگر اینکه در خود قانون مقررات خاصی نسبت به این موضوع اتخاذ شده باشد.

ماده ۵

ماده ۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 5 کلیه سکنه ایران اعم از اتباع خارجه و داخله مطیع قوانین ایران خواهند بود مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

ماده ۶

ماده ۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 6 قوانین مربوط به احوال شخصیه از قبیل نکاح و طلاق و اهلیت اشخاص و ارث در مورد کلیه اتباع ایران ولو اینکه مقیم در خارجه باشند مجری خواهد بود.

ماده ۷

ماده ۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 7 اتباع خارجه مقیم در خاک ایران از حیث مسائل مربوطه به احوال شخصیه و اهلیت خود و همچنین از حیث حقوق ارثیه در حدود معاهدات مطیع قوانین و مقررات دولت متبوع خود خواهند بود.

ماده ۸

ماده ۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 8 اموال غیرمنقول که اتباع خارجه در ایران بر طبق عهود تملک کرده یا میکنند از هر جهت تابع قوانین ایران خواهد بود.

ماده ۹

ماده ۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 9 مقررات عهودی که بر طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است.

ماده ۱۰

ماده ۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 10 قراردادهای خصوصی نسبت به کسانی که آن را منعقد نموده‌اند در صورتی که مخالف صریح قانون نباشد نافذ است.

جلد اول - در اموال
کتاب اول - در بیان اموال و مالکیت به طور کلی
باب اول‌ - در بیان انواع اموال
ماده ۱۱

ماده ۱۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 11 اموال بر دو قسم است منقول و غیرمنقول.

فصل اول - در اموال غیرمنقول
ماده ۱۲

ماده ۱۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 12 مال غیرمنقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود اعم از اینکه استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطه عمل انسان به نحوی که‌ نقل آن مستلزم خرابی یا نقص خود مال یا محل آن شود.

ماده ۱۳

ماده ۱۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 13 اراضی و ابنیه و آسیا و هر چه که در بنا منصوب و عرفاً جزء بنا محسوب میشود غیر منقول است و همچنین است لوله‌ها که برای جریان‌ آب یا مقاصد دیگر در زمین یا بنا کشیده شده باشد.

ماده ۱۴

ماده ۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 14 آینه و پرده نقاشی و مجسمه و امثال آنها در صورتی که در بنا یا زمین به کار رفته باشد به طوری که نقل آن موجب نقص یا خرابی خود آن‌ یا محل آن بشود غیر منقول است.

ماده ۱۵

ماده ۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 15 ثمره و حاصل مادام که چیده یا درو نشده است غیرمنقول است اگر قسمتی از آن چیده یا درو شده باشد تنها آن قسمت منقول است.

ماده ۱۶

ماده ۱۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 16 مطلق اشجار و شاخه‌های آن و نهال و قلمه مادام که بریده یا کنده نشده است غیرمنقول است.

ماده ۱۷

ماده ۱۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 17 حیوانات و اشیائی که مالک آن را برای عمل زراعت اختصاص داده باشد از قبیل گاو و گاومیش و ماشین و اسباب و ادوات زراعت و تخم‌ و غیره و به طور کلی هر مال منقول که برای استفاده از عمل زراعت لازم و مالک آن را به این امر تخصیص داده باشد از جهت صلاحیت محاکم و‌ توقیف اموال جزء ملک محسوب و در حکم مال غیرمنقول است و همچنین است تلمبه و گاو و یا حیوان دیگری که برای آبیاری زراعت یا خانه و باغ‌ اختصاص داده شده است.

ماده ۱۸

ماده ۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 18 حق انتفاع از اشیاء غیرمنقوله مثل حق عمری و سکنی و همچنین حق ارتفاق نسبت به ملک غیر از قبیل حق‌العبور و حق‌المجری و‌ دعاوی راجعه به اموال غیرمنقوله از قبیل تقاضای خلع ید و امثال آن تابع اموال غیرمنقول است.

فصل دوم - در اموال منقوله
ماده ۱۹

ماده ۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 19 اشیائی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی وارد آید منقول است.

ماده ۲۰

ماده ۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 20 کلیه دیون از قبیل قرض و ثمن مبیع و مال‌الاجاره عین مستاجره از حیث صلاحیت محاکم در حکم منقول است ولو اینکه مبیع یا عین‌ مستاجره از اموال غیرمنقوله باشد.

ماده ۲۱

ماده ۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 21 انواع کشتی‌های کوچک و بزرگ و قایق‌ها و آسیاها و حمام‌هایی که در روی رودخانه و دریاها ساخته میشود و میتوان آنها را حرکت داد و‌ کلیه کارخانه‌هایی که نظر به طرز ساختمان جزء بنای عمارتی نباشد داخل در منقولات است ولی توقیف بعضی از اشیاء مزبوره ممکن است نظر به‌ اهمیت آنها موافق ترتیبات خاصه به عمل آید.

ماده ۲۲

ماده ۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 22 مصالح بنائی از قبیل سنگ و آجر و غیره که برای بنائی تهیه شده یا به واسطه خرابی از بنا جدا شده باشد مادامی که در بنا به کار نرفته‌ داخل منقول است.

فصل سوم - در اموالی که مالک خاص ندارد
ماده ۲۳

ماده ۲۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 23 استفاده از اموالی که مالک خاص ندارد مطابق قوانین مربوطه به آنها خواهد بود.

ماده ۲۴

ماده ۲۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 24 هیچکس نمیتواند طرق و شوارع عامه و کوچه‌هایی را که آخر آنها مسدود نیست تملک نماید.

ماده ۲۵

ماده ۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 25 هیچ‌کس نمیتواند اموالی را که مورد استفاده عموم است و مالک خاص ندارد از قبیل پل‌ها و کاروانسراها و آب انبارهای عمومی و‌ مدارس قدیمه و میدانگاه‌های عمومی تملک کند. و همچنین است قنوات و چاه‌هایی که مورد استفاده عموم است.

ماده ۲۶

ماده ۲۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 26 اموال دولتی که معد است برای مصالح یا انتفاعات عمومی مثل استحکامات و قلاع و خندق‌ها و خاکریزهای نظامی و قورخانه و اسلحه و ذخیره و سفاین جنگی و همچنین اثاثیه و ابنیه و عمارات دولتی و سیم‌های تلگرافی دولتی و موزه‌ها و کتابخانه‌های عمومی و آثار تاریخی و امثال آنها و بالجمله آنچه از اموال منقوله و غیرمنقوله که دولت به عنوان مصالح عمومی و منافع ملی در تحت تصرف دارد، قابل تملک خصوصی نیست و همچنین اموالی که موافق مصالح عمومی به ایالت و ولایت یا ناحیه یا شهری اختصاص یافته باشد.

ماده ۲۷

ماده ۲۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 27 اموالی که ملک اشخاص نمی‌باشد و افراد مردم می‌توانند آن‌ها را مطابق مقررات مندرجه در این قانون و قوانین مخصوصه مربوطه به هر یک از اقسام مختلفه آن‌ها تملک کرده و یا از آن‌ها استفاده کنند مباحات نامیده میشود مثل اراضی موات یعنی زمین‌هایی که معطل افتاده و آبادی و کشت و‌ زرع در آن‌ها نباشد.

ماده ۲۸

ماده ۲۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 28 اموال مجهول‌ المالک با اذن حاکم یا ماذون از قبل او به مصارف فقرا می‌رسد.

باب دوم - در حقوق مختلفه که برای اشخاص‌ نسبت به اموال است
ماده ۲۹

ماده ۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 29 ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه‌های ذیل را دارا باشند:
1- مالکیت (‌اعم از عین یا منفعت).
2- حق انتفاع.
3- حق ارتفاق به ملک غیر.

فصل اول - در مالکیت
ماده ۳۰

ماده ۳۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 30 هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

ماده ۳۱

ماده ۳۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 31 هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمی‌توان بیرون کرد مگر به حکم قانون.

ماده ۳۲

ماده ۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 32 تمام ثمرات و متعلقات اموال منقوله و غیرمنقوله که طبعاً یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد بالتبع مال مالک اموال مزبوره است.

ماده ۳۳

ماده ۳۳

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 33 نما و محصولی که از زمین حاصل میشود مال مالک زمین است چه به خودی خود روئیده باشد یا به واسطه عملیات مالک مگر اینکه‌ نما یا حاصل از اصله یا حبه غیر حاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود اگر چه بدون رضای صاحب زمین کاشته شده باشد.

ماده ۳۴

ماده ۳۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 34 نتاج حیوانات در ملکیت، تابع مادر است و هر کس مالک مادر شد، مالک نتاج آن هم خواهد شد.

ماده ۳۵

ماده ۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 35 تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

ماده ۳۶

ماده ۳۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 36 تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود.

ماده ۳۷

ماده ۳۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 37 اگر متصرف فعلی اقرار کند که ملک سابقاً مال مدعی او بوده است در این صورت مشارالیه نمیتواند برای رد ادعای مالکیت شخص‌ مزبور به تصرف خود استناد کند مگر اینکه ثابت نماید که ملک به ناقل صحیح به او منتقل شده است.

ماده ۳۸

ماده ۳۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 38 مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای محاذی آن است تا هر کجا بالا رود و همچنین است نسبت به زیر زمین، بالجمله مالک حق همه گونه‌ تصرف در هوا و فراز گرفتن دارد مگر آنچه را که قانون استثناء کرده باشد.

ماده ۳۹

ماده ۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 39 هر بنا و درخت که در روی زمین است و همچنین هر بنا و حفری که در زیر زمین است ملک مالک آن زمین محسوب میشود مگر اینکه‌ خلاف آن ثابت شود.

فصل دوم - در حق انتفاع
ماده ۴۰

ماده ۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 40 حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص میتواند از مالی که عین آن ملک دیگری است یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.

ماده ۴۱

ماده ۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 41 عمری حق انتفاعی است که به موجب عقدی از طرف مالک برای شخص، به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار ‌شده باشد.

ماده ۴۲

ماده ۴۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 42 رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک برای مدت معینی برقرار میگردد.

ماده ۴۳

ماده ۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 43 اگر حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشد سکنی یا حق سکنی نامیده میشود و این حق ممکن است به طریق عمری یا به طریق ‌رقبی برقرار شود.

ماده ۴۴

ماده ۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 44 در صورتی که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس مطلق بوده و حق مزبور تا فوت مالک خواهد بود مگر اینکه مالک‌ قبل از فوت خود رجوع کند.

ماده ۴۵

ماده ۴۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 45 در موارد فوق حق انتفاع را فقط درباره شخص یا اشخاصی میتوان برقرار کرد که در حین ایجاد حق مزبور وجود داشته باشند، ولی ممکن ‌است حق انتفاع تبعاً برای کسانی هم که در حین عقد بوجود نیامده‌اند برقرار شود و مادامی که صاحبان حق انتفاع موجود هستند حق مزبور باقی و بعد‌از انقراض آنها حق زائل میگردد.

ماده ۴۶

ماده ۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 46 حق انتفاع ممکن است فقط نسبت به مالی برقرار شود که استفاده از آن با بقاء عین ممکن باشد اعم از اینکه مال مزبور منقول باشد یا‌ غیرمنقول و مشاع باشد یا مفروز.

ماده ۴۷

ماده ۴۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 47 در حبس اعم از عمری و غیره قبض شرط صحت است.

ماده ۴۸

ماده ۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 48 منتفع باید از مالی که موضوع حق انتفاع است سوء ‌استفاده نکرده و در حفاظت آن تعدی یا تفریط ننماید.

ماده ۴۹

ماده ۴۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 49 مخارج لازمه برای نگاهداری مالی که موضوع انتفاع است بر عهده منتفع نیست مگر این که خلاف آن شرط شده باشد.

ماده ۵۰

ماده ۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 50 اگر مالی که موضوع حق انتفاع است بدون تعدی یا تفریط منتفع تلف شود مشارالیه مسئول آن نخواهد بود.

ماده ۵۱

ماده 51 حق انتفاع در موارد ذیل زایل میشود

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 51 حق انتفاع در موارد ذیل زایل میشود:
1- در صورت انقضاء مدت
2- در صورت تلف شدن مالی که موضوع انتفاع است

ماده ۵۲

ماده 52 در موارد ذیل منتفع ضامن تضررات مالک است

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 52 در موارد ذیل منتفع ضامن تضررات مالک است:
1- در صورتی که منتفع از مال موضوع انتفاع سوء‌استفاده کند.
2- در صورتی که شرایط مقرره از طرف مالک را رعایت ننماید و این عدم رعایت موجب خسارتی بر موضوع حق انتفاع باشد.

ماده ۵۳

ماده ۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 53 انتقال عین از طرف مالک به غیر موجب بطلان حق انتفاع نمیشود ولی اگر منتقل‌الیه جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگری است ‌اختیار فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۵۴

ماده ۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 54 سایر کیفیات انتفاع از مال دیگری به نحوی خواهد بود که مالک قرار داده یا عرف و عادت اقتضاء بنماید.

ماده ۵۵

ماده ۵۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 55 وقف عبارت است از اینکه عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود.

ماده ۵۶

ماده ۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 56 وقف واقع میشود به ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که صراحتا دلالت بر معنی آن کند و قبول طبقه اول از موقوف ‌علیهم یا قائم مقام‌ قانونی آنها در صورتی که محصور باشند مثل وقف بر اولاد و اگر موقوف ‌علیهم غیر محصور یا وقف بر مصالح عامه باشد در این صورت قبول حاکم‌ شرط است.

ماده ۵۷

ماده ۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 57 واقف باید مالک مالی باشد که وقف میکند و به علاوه دارای اهلیتی باشد که در معاملات معتبر است.

ماده ۵۸

ماده ۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 58 فقط وقف مالی جایز است که با بقاء عین بتوان از آن منتفع شد اعم از اینکه منقول باشد یا غیرمنقول مشاع باشد یا مفروز.

ماده ۵۹

ماده ۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 59 اگر واقف عین موقوفه را به تصرف وقف ندهد وقف محقق نمی‌شود و هر وقت به قبض داد وقف تحقق پیدا می‌کند.

ماده ۶۰

ماده ۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 60 در قبض فوریت شرط نیست بلکه مادامی که واقف رجوع از وقف نکرده است هر وقت قبض بدهد وقف تمام میشود.

ماده ۶۱

ماده ۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 61 وقف بعد از وقوع آن به نحو صحت و حصول قبض لازم است و واقف نمیتواند از آن رجوع کند یا در آن تغییری بدهد یا از موقوف‌علیهم ‌کسی را خارج کند یا کسی را داخل در موقوف‌‌علیهم نماید یا با آنها شریک کند یا اگر در ضمن عقد متولی معین نکرده بعد از آن متولی قرار دهد یا خود ‌به عنوان تولیت دخالت کند.

ماده ۶۲

ماده ۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 62 در صورتی که موقوف‌علیهم محصور باشند خود آنها قبض میکنند و قبض طبقه اولی کافی است و اگر موقوف‌علیهم غیرمحصور یا وقف ‌بر مصالح عامه باشد متولی وقف والا حاکم قبض میکند.

ماده ۶۳

ماده ۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 63 ولی و وصی محجورین از جانب آنها موقوفه را قبض میکنند و اگر خود واقف تولیت را برای خود قرار داده باشد قبض خود او کفایت‌ میکند.

ماده ۶۴

ماده ۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 64 مالی را که منافع آن موقتاً متعلق به دیگری است میتوان وقف نمود و همچنین وقف ملکی که در آن حق ارتفاق موجود است جایز است‌ بدون اینکه به حق مزبور خللی وارد آید.

ماده ۶۵

ماده ۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 65 صحت وقفی که به علت اضرار دُیّانِ واقف واقع شده باشد منوط به اجازه دُیّان است.

ماده ۶۶

ماده ۶۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 66 وقف بر مقاصد غیرمشروع باطل است.

ماده ۶۷

ماده ۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 67 مالی که قبض و اقباض آن ممکن نیست وقف آن باطل است لیکن اگر واقف تنها قادر بر اخذ و اقباض آن نباشد و موقوف ‌علیه قادر به اخذ ‌آن باشد صحیح است.

ماده ۶۸

ماده ۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 68 هر چیزی که طبعاً یا بر حسب عرف و عادت جزء یا از توابع و متعلقات عین موقوفه محسوب میشود داخل در وقف است مگر اینکه ‌واقف آن را استثناء کند به نحوی که در فصل بیع مذکور است.

ماده ۶۹

ماده ۶۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 69 وقف بر معدوم صحیح نیست مگر به تبع موجود.

ماده ۷۰

ماده ۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 70 اگر وقف بر موجود و معدوم معاً واقع شود نسبت به سهم موجود صحیح و نسبت به سهم معدوم باطل است.

ماده ۷۱

ماده ۷۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 71 وقف بر مجهول صحیح نیست.

ماده ۷۲

ماده ۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 72 وقف بر نفس به این معنی که واقف خود را موقوف‌علیه یا جزء موقوف‌علیهم نماید یا پرداخت دیون یا سایر مخارج خود را از منافع ‌موقوفه قرار دهد باطل است اعم از اینکه راجع به حال حیات باشد یا بعد از فوت.

ماده ۷۳

ماده ۷۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 73 وقف بر اولاد و اقوام و خدمه و واردین و امثال آنها صحیح است.

ماده ۷۴

ماده ۷۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 74 در وقف بر مصالح عامه اگر خود واقف نیز مصداق موقوف‌علیهم واقع شود میتواند منتفع گردد.

ماده ۷۵

ماده ۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 75 واقف میتواند تولیت یعنی اداره کردن امور موقوفه را مادام ‌‌‌‌‌‌‌الحیات یا در مدت معینی برای خود قرار دهد و نیز میتواند متولی دیگری ‌معین کند که مستقلاً یا مجتمعاً با خود واقف اداره کند. تولیت اموال موقوفه ممکن است به یک یا چند نفر دیگر غیر از خود واقف واگذار شود که هر‌ یک مستقلاً یا منضماً اداره کنند و همچنین واقف میتواند شرط کند که خود او یا متولی که معین شده است نصب متولی کند و یا در این موضوع هر‌ ترتیبی را که مقتضی بداند قرار دهد.

ماده ۷۶

ماده ۷۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 76 کسی که واقف او را متولی قرار داده میتواند بدواً تولیت را قبول یا رد کند و اگر قبول کرد دیگر نمیتواند رد نماید و اگر رد کرد مثل‌ صورتی است که از اصل متولی قرار داده نشده باشد.

ماده ۷۷

ماده ۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 77 هر گاه واقف برای دو نفر یا بیشتر به طور استقلال تولیت قرار داده باشد هر یک از آنها فوت کند دیگری یا دیگران مستقلاً تصرف میکنند‌ و اگر به نحو اجتماع قرار داده باشد تصرف هر یک بدون تصویب دیگری یا دیگران نافذ نیست و بعد از فوت یکی از آنها حاکم شخصی را ضمیمه آنکه‌ باقیمانده است مینماید که مجتمعاً تصرف کنند.

ماده ۷۸

ماده ۷۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 78 واقف میتواند بر متولی ناظر قرار دهد که اعمال متولی به تصویب یا اطلاع او باشد.

ماده ۷۹

ماده ۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 79 واقف یا حاکم نمیتواند کسی را که در ضمن عقد وقف متولی قرار داده شده است عزل کند مگر در صورتی که حق عزل شرط شده باشد و اگر خیانت متولی ظاهر شود حاکم ضم امین میکند.

ماده ۸۰

ماده ۸۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 80 اگر واقف وصف مخصوصی را در شخص متولی شرط کرده باشد و متولی فاقد آن وصف گردد منعزل میشود.

ماده ۸۱

ماده ۸۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 81 در اوقاف عامه که متولی معین نداشته باشد، اداره موقوفه طبق نظر ولی فقیه خواهد بود.

ماده ۸۲

ماده ۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 82 هر گاه واقف برای اداره کردن موقوفه ترتیب خاصی معین کرده باشد متولی باید به همان ترتیب رفتار کند و اگر ترتیبی قرار نداده باشد ‌متولی باید راجع به تعمیر و اجاره و جمع‌آوری منافع و تقسیم آن بر مستحقین و حفظ موقوفه و غیره مثل وکیل امینی عمل نماید.

ماده ۸۳

ماده ۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 83 متولی نمیتواند تولیت را به دیگری تفویض کند مگر آنکه واقف در ضمن وقف به او اذن داده باشد ولی اگر در ضمن وقف شرط ‌مباشرت نشده باشد میتواند وکیل بگیرد.

ماده ۸۴

ماده ۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 84 جائز است واقف از منافع موقوفه سهمی برای عمل متولی قرار دهد و اگر حق‌التولیه معین نشده باشد متولی مستحق اجرت‌المثل عمل ‌است.

ماده ۸۵

ماده ۸۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 85 بعد از آنکه منافع موقوفه حاصل و حصه هر یک از موقوف‌علیهم معین شد موقوف‌علیه میتواند حصه خود را تصرف کند اگر چه متولی ‌اذن نداده باشد مگر اینکه واقف اذن در تصرف را شرط کرده باشد.

ماده ۸۶

ماده ۸۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 86 در صورتی که واقف ترتیبی قرار نداده باشد مخارج تعمیر و اصلاح موقوفه و اموری که برای تحصیل منفعت لازم است بر حق ‌موقوف‌علیهم مقدم خواهد بود.

ماده ۸۷

ماده ۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 87 واقف میتواند شرط کند که منافع موقوفه مابین موقوف‌ علیهم به تساوی تقسیم شود یا به تفاوت و یا اینکه اختیار به متولی یا شخص‌ دیگری بدهد که هر نحو مصلحت داند تقسیم کند.

ماده ۸۸

ماده ۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 88 بیع وقف در صورتی که خراب شود یا خوف آن باشد که منجر به خرابی گردد به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد در صورتی جایز است‌ که عمران آن متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود.

ماده ۸۹

ماده ۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 89 هر گاه بعض موقوفه خراب یا مشرف به خرابی گردد به طوری که انتفاع از آن ممکن نباشد همان بعض فروخته میشود مگر اینکه خرابی ‌بعض سبب سلب انتفاع قسمتی که باقیمانده است بشود در این صورت تمام فروخته میشود.

ماده ۹۰

ماده ۹۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 90 عین موقوفه در مورد جواز بیع به اقرب به غرض واقف تبدیل میشود.

ماده ۹۱

ماده ۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 91 در موارد ذیل منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومیه خواهد شد:
1- در صورتی که منافع موقوفه مجهول‌المصرف باشد مگر اینکه قدر متیقنی در بین باشد.
2- در صورتی که صرف منافع موقوفه در مورد خاصی که واقف معین کرده است متعذر باشد.

ماده ۹۲

ماده ۹۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 92 هر کس میتواند با رعایت قوانین و نظامات راجعه به هر یک از مباحات از آن‌ها استفاده نماید.

فصل سوم - در حق ارتفاق نسبت به ملک غیر و در احکام و آثار املاک نسبت به املاک مجاور
ماده ۹۳

ماده ۹۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 93 ارتفاق حقی است برای شخص در ملک دیگری.

ماده ۹۴

ماده ۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 94 صاحبان املاک میتوانند در ملک خود هر حقی را که بخواهند نسبت به دیگری قرار دهند در این صورت کیفیت استحقاق تابع قرارداد و‌ عقدیست که مطابق آن حق داده شده است.

ماده ۹۵

ماده ۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 95 هر گاه زمین یا خانه کسی مجرای فاضلاب یا آب باران زمین یا خانه دیگری بوده است صاحب آن خانه یا زمین نمیتواند جلوگیری از آن ‌کند مگر در صورتی که عدم استحقاق او معلوم شود.

ماده ۹۶

ماده ۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 96 چشمه واقعه در زمین کسی محکوم به ملکیت صاحب زمین است مگر اینکه دیگری نسبت به آن چشمه عیناً یا انتفاعاً حقی داشته‌ باشد.

ماده ۹۷

ماده ۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 97 هر گاه کسی از قدیم در خانه یا ملک دیگری مجرای آب به ملک خود یا حق مرور داشته صاحب خانه یا ملک نمیتواند مانع آب بردن یا‌ عبور او از ملک خود شود و همچنین است سایر حقوق از قبیل حق داشتن در و شبکه و ناودان و حق شرب و غیره.

ماده ۹۸

ماده ۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 98 اگر کسی حق عبور در ملک غیر ندارد ولی صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبور کنند هر وقت بخواهد میتواند از اذن خود ‌رجوع کرده و مانع عبور او بشود و همچنین است سایر ارتفاقات.

ماده ۹۹

ماده ۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 99 هیچکس حق ندارد ناودان خود را به طرف ملک دیگری بگذارد یا آب باران از بام خود به بام یا ملک همسایه جاری کند و یا برف بریزد ‌مگر به اذن او.

ماده ۱۰۰

ماده ۱۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 100 اگر مجرای آب شخصی در خانه دیگری باشد و در مجری خرابی بهم رسد به نحوی که عبور آب موجب خسارت خانه شود مالک خانه‌ حق ندارد صاحب مجری را به تعمیر مجری اجبار کند بلکه خود او باید دفع ضرر از خود نماید چنانچه اگر خرابی مجری مانع عبور آب شود مالک خانه‌ ملزم نیست که مجری را تعمیر کند بلکه صاحب حق باید خود رفع مانع کند در این صورت برای تعمیر مجری میتواند داخل خانه یا زمین شود ولیکن ‌بدون ضرورت حق ورود ندارد مگر به اذن صاحب ملک.

ماده ۱۰۱

ماده ۱۰۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 101 هر گاه کسی از آبی که ملک دیگری است به نحوی از انحاء حق انتفاع داشته باشد از قبیل دایر کردن آسیا و امثال آن صاحب آن نمیتواند ‌مجری را تغییر دهد به نحوی که مانع از استفاده حق دیگری باشد.

ماده ۱۰۲

ماده ۱۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 102 هر گاه ملکی کلاً یا جزئاً به کسی منتقل شود و برای آن ملک حق‌ الارتفاقی در ملک دیگر یا در جزء دیگر همان ملک موجود باشد آن‌ حق به حال خود باقی میماند مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد.

ماده ۱۰۳

ماده ۱۰۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 103 هر گاه شرکاء ملکی دارای حقوق و منافعی باشند و آن ملک مابین شرکاء تقسیم شود هر کدام از آنها به قدر حصه مالک آن حقوق و ‌منافع خواهد بود مثل اینکه اگر ملکی دارای حق عبور در ملک غیر بوده و آن ملک که دارای حق است بین چند نفر تقسیم شود هر یک از آنها حق‌ عبور از همان محلی که سابقاً حق داشته است خواهد داشت.

ماده ۱۰۴

ماده ۱۰۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 104 حق‌الارتفاق مستلزم وسایل انتفاع از آن حق نیز خواهد بود مثل اینکه اگر کسی حق شرب از چشمه یا حوض یا آب انبار غیر دارد حق ‌عبور تا آن چشمه یا حوض و آب انبار هم برای برداشتن آب دارد.

ماده ۱۰۵

ماده ۱۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 105 کسی که حق‌الارتفاق در ملک غیر دارد مخارجی که برای تمتع از آن حق لازم شود به عهده صاحب حق میباشد مگر اینکه بین او و‌ صاحب ملک بر خلاف آن قراری داده شده باشد.

ماده ۱۰۶

ماده ۱۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 106 مالک ملکی که مورد حق‌ الارتفاق غیر است نمیتواند در ملک خود تصرفاتی نماید که باعث تضییع یا تعطیل حق مزبور باشد مگر با ‌اجازه صاحب حق.

ماده ۱۰۷

ماده ۱۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 107 تصرفات صاحب حق در ملک غیر که متعلق حق اوست باید به اندازه‌ای باشد که قرار داده‌اند و یا به مقدار متعارف و آنچه ضرورت ‌انتفاع اقتضاء میکند.

ماده ۱۰۸

ماده ۱۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 108 در تمام مواردی که انتفاع کسی از ملک دیگری به موجب اذن محض باشد مالک میتواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر‌ اینکه مانع قانونی موجود باشد.

ماده ۱۰۹

ماده ۱۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 109 دیواری که مابین دو ملک واقع است مشترک مابین صاحب آن دو ملک محسوب میشود مگر اینکه قرینه یا دلیلی برخلاف آن ‌موجود باشد.

ماده ۱۱۰

ماده ۱۱۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 110 بنا به‌طور ترصیف و وضع سرتیر از جمله قرائن است که دلالت بر تصرف و اختصاص می‌کنند.

ماده ۱۱۱

ماده ۱۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 111 هر گاه از دو طرف بنا متصل به دیوار به طور ترصیف باشد و یا از هر دو طرف به روی دیوار سرتیر گذاشته شده باشد آن دیوار محکوم به اشتراک است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

ماده ۱۱۲

ماده ۱۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 112 هر گاه قرائن اختصاصی فقط از یک طرف باشد تمام دیوار محکوم به ملکیت صاحب آن طرف خواهد بود مگر اینکه خلافش ثابت‌ شود.

ماده ۱۱۳

ماده ۱۱۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 113 مخارج دیوار مشترک بر عهده کسانی است که در آن شرکت دارند.

ماده ۱۱۴

ماده ۱۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 114 هیچ یک از شرکاء نمیتواند دیگری را اجبار بر بنا و تعمیر دیوار مشترک نماید مگر اینکه دفع ضرر به نحو دیگر ممکن نباشد.

ماده ۱۱۵

ماده ۱۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 115 در صورتی که دیوار مشترک خراب شود و احد شریکین از تجدید بناء و اجازه تصرف در مبنای مشترک امتناع نماید شریک دیگر ‌میتواند در حصه خاص خود تجدید بنای دیوار را کند.

ماده ۱۱۶

ماده ۱۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 116 هر گاه احد شرکاء راضی به تصرف دیگری در مبنا باشد ولی از تحمل مخارج مضایقه نماید شریک دیگر میتواند بنای دیوار را تجدید‌ کند و در این صورت اگر بنای جدید با مصالح مشترک ساخته شود دیوار مشترک خواهد بود والا مختص به شریکی است که بنا را تجدید کرده است.

ماده ۱۱۷

ماده ۱۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 117 اگر یکی از دو شریک دیوار مشترک را خراب کند در صورتی که خراب کردن آن لازم نبوده باید آنکه خراب کرده مجدداً آن را بنا کند.

ماده ۱۱۸

ماده ۱۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 118 هیچ یک از دو شریک حق ندارد دیوار مشترک را بالا ببرد یا روی آن بنا سرتیر بگذارد یا دریچه و رف باز کند یا هر نوع تصرفی نماید ‌مگر به اذن شریک دیگر.

ماده ۱۱۹

ماده ۱۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 119 هر یک از شرکاء بر روی دیوار مشترک سرتیر داشته باشد نمیتواند بدون رضای شریک دیگر تیرها را از جای خود تغییر دهد و به جای ‌ دیگر از دیوار بگذارد.

ماده ۱۲۰

ماده ۱۲۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 120 اگر صاحب دیوار به همسایه اذن دهد که بر روی دیوار او سرتیر بگذارد یا روی آن بنا کند هر وقت بخواهد میتواند از اذن خود رجوع کند ‌مگر اینکه به وجه ملزمی این حق را از خود سلب کرده باشد.

ماده ۱۲۱

ماده ۱۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 121 هر گاه کسی به اذن صاحب دیوار بر روی دیوار سرتیری گذارده باشد و بعد آن را بردارد نمیتواند مجدداً بگذارد مگر به اذن جدید از‌ صاحب دیوار و همچنین است سایر تصرفات.

ماده ۱۲۲

ماده ۱۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 122 اگر دیواری متمایل به ملک غیر یا شارع و نحو آن شود که مشرف به خرابی گردد صاحب آن اجبار میشود که آن را خراب کند.

ماده ۱۲۳

ماده ۱۲۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 123 اگر خانه یا زمینی بین دو نفر تقسیم شود یکی از آنها نمیتواند دیگری را مجبور کند که با هم دیواری ما بین دو قسمت بکشند.

ماده ۱۲۴

ماده ۱۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 124 اگر از قدیم سرتیر عمارتی روی دیوار مختصی همسایه بوده و سابقه این تصرف معلوم نباشد باید به حال سابق باقی بماند و اگر به سبب‌ خرابی عمارت و نحو آن سرتیر برداشته شود صاحب عمارت میتواند آن را تجدید کند و همسایه حق ممانعت ندارد مگر اینکه ثابت نماید وضعیت‌ سابق به صرف اجازه او ایجاد شده بوده است.

ماده ۱۲۵

ماده ۱۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 125 هر گاه طبقه تحتانی مال کسی باشد و طبقه فوقانی مال دیگری هر یک از آنها میتواند به طور متعارف در حصه اختصاصی خود تصرف‌ بکند لیکن نسبت به سقف بین دو طبقه هر یک از مالکین طبقه فوقانی و تحتانی میتواند در کف یا سقف طبقه اختصاصی خود به طور متعارف آن ‌اندازه تصرف نماید که مزاحم حق دیگری نباشد.

ماده ۱۲۶

ماده ۱۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 126 صاحب اطاق تحتانی نسبت به دیوارهای اطاق و صاحب فوقانی نسبت به دیوارهای غرفه بالاختصاص و هر دو نسبت به سقف مابین‌ اطاق و غرفه بالاشتراک متصرف شناخته میشوند.

ماده ۱۲۷

ماده ۱۲۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 127 پله فوقانی ملک صاحب طبقه فوقانی محسوب است مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

ماده ۱۲۸

ماده ۱۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 128 هیچ یک از صاحبان طبقه تحتانی و غرفه فوقانی نمی‌تواند دیگری را اجبار به تعمیر یا مساعدت در تعمیر دیوارها و سقف آن بنماید.

ماده ۱۲۹

ماده ۱۲۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 129 هر گاه سقف واقع مابین عمارت تحتانی و فوقانی خراب شود در صورتی که بین مالک فوقانی و مالک تحتانی موافقت در تجدید بنا‌ حاصل نشود و قرارداد ملزمی سابقاً بین آنها موجود نباشد هر یک از مالکین اگر تبرعاً سقف را تجدید نموده چنانچه با مصالح مشترکه ساخته شده باشد سقف مشترک است و اگر با مصالح مختصه ساخته شده متعلق به بانی خواهد بود.

ماده ۱۳۰

ماده ۱۳۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 130 کسی حق ندارد خانه خود را به فضای خانه همسایه بدون اذن او خروجی بدهد و اگر بدون اذن خروجی بدهد ملزم به رفع آن خواهد بود.

ماده ۱۳۱

ماده ۱۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 131 اگر شاخه درخت کسی داخل در فضای خانه یا زمین همسایه شود باید از آن جا عطف کند و اگر نکرد همسایه میتواند آن را عطف کند و‌ اگر نشد از حد خانه خود قطع کند و همچنین است حکم ریشه‌های درخت که داخل ملک غیر میشود.

ماده ۱۳۲

ماده ۱۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 132 کسی نمیتواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر‌ از خود باشد.

ماده ۱۳۳

ماده ۱۳۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 133 کسی نمیتواند از دیوار خانه خود به خانه همسایه در باز کند اگر چه دیوار ملک مختصی او باشد لیکن میتواند از دیوار مختصی خود‌ روزنه یا شبکه باز کند و همسایه حق منع او را ندارد ولی همسایه هم میتواند جلو روزنه و شبکه دیوار بکشد یا پرده بیاویزد که مانع رویت شود.

ماده ۱۳۴

ماده ۱۳۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 134 هیچ یک از اشخاصی که در یک معبر یا یک مجری شریکند نمیتوانند شرکاء دیگر را مانع از عبور یا بردن آب شوند.

ماده ۱۳۵

ماده ۱۳۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 135 درخت و حفیره و نحو آنها که فاصل مابین املاک باشد در حکم دیوار مابین خواهد بود.

ماده ۱۳۶

ماده ۱۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 136 حریم مقداری از اراضی اطراف ملک و قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد.

ماده ۱۳۷

ماده ۱۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 137 حریم چاه برای آب خوردن (20) گز و برای زراعت (30) گز است.

ماده ۱۳۸

ماده ۱۳۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 138 حریم چشمه و قنات از هر طرف در زمین رخوه (500) گز و در زمین سخت (250) گز است لیکن اگر مقادیر مذکوره در این ماده و ماده ‌قبل برای جلوگیری از ضرر کافی نباشد به اندازه‌ای که برای دفع ضرر کافی باشد به آن افزوده میشود.

ماده ۱۳۹

ماده ۱۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 139 حریم در حکم ملک صاحب حریم است و تملک و تصرف در آن که منافی باشد با آنچه مقصود از حریم است بدون اذن از طرف ‌مالک صحیح نیست و بنابراین کسی نمیتواند در حریم چشمه و یا قنات دیگری چاه یا قنات بکند ولی تصرفاتی که موجب تضرر نشود جائز است.

کتاب دوم - در اسباب تملک
ماده ۱۴۰

ماده 140 تملک حاصل میشود

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 140 تملک حاصل میشود:1) به احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه2) به وسیله عقود و تعهدات3) ‌به وسیله اخذ به شفعه4) به ارث

باب اول - در احیای اراضی موات و مباحه
ماده ۱۴۱

ماده ۱۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 141 مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف آباد کردن محسوب است از قبیل زراعت، ‌درخت‌کاری، بنا ساختن و غیره قابل استفاده نمایند.

ماده ۱۴۲

ماده ۱۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 142 شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمیشود ولی برای تحجیر کننده ‌ایجاد حق اولویت در احیاء مینماید.

ماده ۱۴۳

ماده ۱۴۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 143 هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن قسمت میشود.

ماده ۱۴۴

ماده ۱۴۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 144 احیای اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز می‌باشد.

ماده ۱۴۵

ماده ۱۴۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 145 احیاء‌کننده باید قوانین دیگر مربوطه به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید.

باب دوم - در حیازت مباحات‌
ماده ۱۴۶

ماده ۱۴۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 146 مقصود از حیازت، تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا.

ماده ۱۴۷

ماده ۱۴۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 147 هر کس مال مباحی را با رعایت قوانین مربوطه به آن حیازت کند مالک آن میشود.

ماده ۱۴۸

ماده ۱۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 148 هر کس در زمین مباح نهری بکند و متصل کند به رودخانه آن نهر را احیاء کرده و مالک آن نهر میشود ولی مادامی که متصل به رودخانه‌ نشده است تحجیر محسوب است.

ماده ۱۴۹

ماده ۱۴۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 149 هر گاه کسی به قصد حیازت میاه مباحه نهر یا مجری احداث کند آب مباحی که در نهر یا مجرای مزبور وارد شود ملک صاحب مجری ‌است و بدون اذن مالک نمیتوان از آن نهری جدا کرد یا زمینی مشروب نمود.

ماده ۱۵۰

ماده ۱۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 150 هر گاه چند نفر در کندن مجری یا چاه شریک شوند به نسبت عمل و مخارجی که موجب تفاوت عمل باشد مالک آب آن میشوند و به همان نسبت بین آنها تقسیم میشود.

ماده ۱۵۱

ماده ۱۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 151 یکی از شرکا نمیتواند از مجرای مشترک مجرایی جدا کند یا دهنه نهر را وسیع یا تنگ کند یا روی آن پل یا آسیاب بسازد یا اطراف آن ‌درخت بکارد یا هر نحو تصرفی کند مگر به اذن سایر شرکا.

ماده ۱۵۲

ماده ۱۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 152 اگر نصیب مفروز یکی از شرکاء از آب نهر مشترک داخل مجرای مختصی آن شخص شود آن آب ملک مخصوص آن میشود و هر‌ نحو تصرفی در آن میتواند بکند.

ماده ۱۵۳

ماده ۱۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 153 هر گاه نهری مشترک ما بین جماعتی باشد و در مقدار نصیب هر یک از آنها اختلاف شود حکم به تساوی نصیب آنها میشود مگر اینکه‌ دلیلی بر زیادتی نصیب بعضی از آنها موجود باشد.

ماده ۱۵۴

ماده ۱۵۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 154 کسی نمیتواند از ملک غیر آب به ملک خود ببرد بدون اذن مالک اگرچه راه دیگری نداشته باشد.

ماده ۱۵۵

ماده ۱۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 155 هر کس حق دارد از نهرهای مباحه اراضی خود را مشروب کند یا برای زمین و آسیاب و سایر حوائج خود از آن نهر جدا کند.

ماده ۱۵۶

ماده ۱۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 156 هر گاه آب نهر کافی نباشد که تمام اراضی اطراف آن مشروب شود و مابین صاحبان اراضی در تقدم و تاخر اختلاف شود و هیچ یک‌ نتواند حق تقدم خود را ثابت کند با رعایت ترتیب هر زمینی که به منبع آب نزدیکتر است به قدر حاجت حق تقدم بر زمین پایین‌تر خواهد داشت.

ماده ۱۵۷

ماده ۱۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 157 هر گاه دو زمین در دو طرف نهر محاذی هم واقع شوند و حق تقدم یکی بر دیگری محرز نباشد و هر دو در یک زمان بخواهند آب ببرند ‌و آب کافی برای هر دو نباشد باید برای تقدم و تاخر در بردن آب به نسبت حصه قرعه زده و اگر آب کافی برای هر دو باشد به نسبت حصه تقسیم میکنند.

ماده ۱۵۸

ماده ۱۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 158 هر گاه تاریخ احیاء اراضی اطراف رودخانه مختلف باشد زمینی که احیاء آن مقدم بوده است در آب نیز مقدم میشود بر زمین متاخر در احیاء اگر چه پایین‌تر از آن باشد.

ماده ۱۵۹

ماده ۱۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 159 هر گاه کسی بخواهد جدیدا زمینی در اطراف رودخانه احیاء کند اگر آب رودخانه زیاد باشد و برای صاحبان اراضی سابقه تضییقی نباشد ‌میتواند از آب رودخانه زمین جدید را مشروب کند والا حق بردن آب ندارد اگر چه زمین او بالاتر از سایر اراضی باشد.

ماده ۱۶۰

ماده ۱۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 160 هر کس در زمین خود یا اراضی مباحه به قصد تملک قنات یا چاهی بکند تا به آب برسد یا چشمه جاری کند مالک آب آن میشود و در‌ اراضی مباحه مادامی که به آب نرسیده تحجیر محسوب است.

باب سوم‌ - در معادن
ماده ۱۶۱

ماده ۱۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 161 معدنی که در زمین کسی واقع شده باشد ملک صاحب زمین است و استخراج آن تابع قوانین مخصوصه خواهد بود.

باب چهارم - در اشیای پیداشده و حیوانات ضاله
فصل اول - در اشیا پیداشده
ماده ۱۶۲

ماده ۱۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 162 هر کس مالی پیدا کند که قیمت آن کمتر از یک درهم که وزن آن 12/6 نخود نقره باشد، می‌تواند آن را تملک کند.

ماده ۱۶۳

ماده ۱۶۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 163 اگر قیمت مال پیدا شده یک درهم که وزن آن 12/6 نخود نقره یا بیشتر باشد، پیداکننده باید یک سال تعریف کند و اگر در مدت مزبور صاحب مال پیدا نشد، مشارالیه مختار است که آن را به‌طور امانت نگاه دارد یا تصرف دیگری در آن بکند. در صورتی که آن را به طور امانت نگاه دارد و بدون تقصیر او تلف شود ضامن نخواهد بود. تبصره- در صورتی که پیداکننده مال از همان ابتدا یا پیش از پایان مدت یک سال علم حاصل کند که تعریف بی‌فایده است و یا از یافتن صاحب مال مایوس گردد تکلیف تعریف از او ساقط می‌شود.

ماده ۱۶۴

ماده ۱۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 164 تعریف اشیا پیدا شده عبارت است از نشر و اعلان بر حسب مقررات شرعی به نحوی که بتوان گفت که عادتا به اطلاع اهالی محل رسیده است.

ماده ۱۶۵

ماده ۱۶۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 165 هر کس در بیابان یا خرابه که خالی از سکنه بوده و مالک خاصی ندارد مالی پیدا کند میتواند آن را تملک کند و محتاج به تعریف نیست ‌مگر اینکه معلوم باشد که مال عهد زمان حاضر است در این صورت در حکم سایر اشیای پیدا شده در آبادی خواهد بود.

ماده ۱۶۶

ماده ۱۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 166 اگر کسی در ملک غیر یا ملکی که از غیر خریده مالی پیدا کند یا احتمال بدهد که مال مالک فعلی یا مالکین سابق است باید به آن‌ها اطلاع‌ بدهد. اگر آن‌ها مدعی مالکیت شدند و به قرائن مالکیت آن‌ها معلوم شد باید به آن‌ها بدهد والا به طریقی که فوقاً مقرر است رفتار نماید.

ماده ۱۶۷

ماده ۱۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 167 اگر مالی که پیدا شده است ممکن نیست باقی بماند و فاسد میشود باید به قیمت عادله فروخته شود و قیمت آن در حکم خود مال پیدا شده خواهد بود.

ماده ۱۶۸

ماده ۱۶۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 168 اگر مال پیدا شده در زمان تعریف بدون تقصیر پیداکننده تلف شود مشارالیه ضامن نخواهد بود.

ماده ۱۶۹

ماده ۱۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 169 منافعی که از مال پیدا شده حاصل میشود قبل از تملک متعلق به صاحب آن است و بعد از تملک مال پیدا کننده است.

فصل دوم - در حیوانات ضاله
ماده ۱۷۰

ماده ۱۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 170 حیوان گم شده (‌ضاله) عبارت از هر حیوان مملوکی است که بدون متصرف یافت شود ولی اگر حیوان مزبور در چراگاه یا نزدیک آبی ‌یافت شود یا متمکن از دفاع خود در مقابل حیوانات درنده باشد ضاله محسوب نمیگردد.

ماده ۱۷۱

ماده ۱۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 171 هر کس حیوانات ضاله پیدا نماید باید آن را به مالک آن رد کند و اگر مالک را نشناسد باید به حاکم یا قائم مقام او تسلیم کند و الا ضامن ‌خواهد بود اگر چه آن را بعد از تصرف رها کرده باشد.

ماده ۱۷۲

ماده ۱۷۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 172 اگر حیوان گم‌شده در نقاط مسکونه یافت شود و پیدا کننده با دسترسی به حاکم یا قائم مقام او آن را تسلیم نکند حق مطالبه مخارج ‌نگاهداری آن را از مالک نخواهد داشت. ‌هر گاه حیوان ضاله در نقاط غیر مسکونه یافت شود پیداکننده میتواند مخارج نگاهداری آن را از مالک مطالبه کند مشروط بر اینکه از حیوان انتفاعی ‌نبرده باشد و الا مخارج نگاهداری با منافع حاصله احتساب و پیداکننده یا مالک فقط برای بقیه حق رجوع به یکدیگر را خواهد داشت.

باب پنجم‌ - در دفینه
ماده ۱۷۳

ماده ۱۷۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 173 دفینه مالی است که در زمین یا بنائی دفن شده و بر حسب اتفاق و تصادف پیدا میشود.

ماده ۱۷۴

ماده ۱۷۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 174 دفینه که مالک آن معلوم نباشد ملک کسی است که آن را پیدا کرده است.

ماده ۱۷۵

ماده ۱۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 175 اگر کسی در ملک غیر دفینه پیدا نماید باید به مالک اطلاع دهد، اگر مالک زمین مدعی مالکیت دفینه شد و آن را ثابت کرد دفینه به مدعی ‌مالکیت تعلق میگیرد.

ماده ۱۷۶

ماده ۱۷۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 176 دفینه که در اراضی مباحه کشف شود متعلق به مستخرج آن است.

ماده ۱۷۷

ماده ۱۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 177 جواهری که از دریا استخراج میشود ملک کسی است که آن را استخراج کرده است و آنچه که آب به ساحل می‌اندازد ملک کسی است که آن را حیازت نماید.

ماده ۱۷۸

ماده ۱۷۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 178 مالی که در دریا غرق شده و مالک از آن اعراض کرده است مال کسی است که آن را بیرون بیاورد.

باب ششم‌ - در شکار
ماده ۱۷۹

ماده ۱۷۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 179 شکار کردن موجب تملک است.

ماده ۱۸۰

ماده ۱۸۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 180 شکار حیوانات اهلی و حیوانات دیگری که علامت مالکیت در آن باشد موجب تملک نمیشود.

ماده ۱۸۱

ماده ۱۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 181 اگر کسی کندو یا محلی برای زنبور عسل تهیه کند زنبور عسلی که در آن جمع می‌شوند ملک آن شخص است همین طور است حکم‌ کبوتر که در برج کبوتر جمع شود.

ماده ۱۸۲

ماده ۱۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 182 مقررات دیگر راجع به شکار به موجب نظامات مخصوصه معین خواهد شد.

باب اول‌ - در عقود و تعهدات به طور کلی‌
ماده ۱۸۳

ماده ۱۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 183 عقد عبارت است از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد بر امری نمایند و مورد قبول آنها باشد.

فصل اول - در اقسام عقود و معاملات‌
ماده ۱۸۴

ماده 184 عقود و معاملات به اقسام ذیل منقسم میشوند

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 184 عقود و معاملات به اقسام ذیل منقسم میشوند: لازم، جایز، خیاری، منجز و معلق.

ماده ۱۸۵

ماده ۱۸۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 185 عقد لازم آن است که هیچ یک از طرفین معامله حق فسخ آن را نداشته باشد مگر در موارد معینه.

ماده ۱۸۶

ماده ۱۸۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 186 عقد جایز آن است که هر یک از طرفین بتواند هر وقتی بخواهد فسخ کند.

ماده ۱۸۷

ماده ۱۸۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 187 عقد ممکن است نسبت به یک طرف لازم باشد و نسبت به طرف دیگر جایز.

ماده ۱۸۸

ماده ۱۸۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 188 عقد خیاری آن است که برای طرفین یا یکی از آنها یا برای ثالثی اختیار فسخ باشد.

ماده ۱۸۹

ماده ۱۸۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 189 عقد منجز آن است که تاثیر آن بر حسب انشاء موقوف به امر دیگری نباشد والا معلق خواهد بود.

فصل دوم - در شرایط اساسی برای صحت معامله
ماده ۱۹۰

ماده 190 برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 190 برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:1) قصد طرفین و رضای آنها2) اهلیت طرفین3) موضوع معین که مورد معامله باشد4) مشروعیت جهت معامله

ماده ۱۹۱

ماده ۱۹۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 191 عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت بر قصد کند.

ماده ۱۹۲

ماده ۱۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 192 در مواردی که برای طرفین یا یکی از آنها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود.

ماده ۱۹۳

ماده ۱۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 193 انشاء معامله ممکن است به وسیله عملی که مبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

ماده ۱۹۴

ماده ۱۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 194 الفاظ و اشارات و اعمال دیگر که متعاملین به وسیله آن انشاء معامله می‌نمایند باید موافق باشد به نحوی که احد طرفین همان عقدی را‌ قبول کند که طرف دیگر قصد انشاء آن را داشته است والا معامله باطل خواهد بود.

ماده ۱۹۵

ماده ۱۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 195 اگر کسی در حال مستی یا بیهوشی یا در خواب معامله نماید آن معامله به واسطه فقدان قصد باطل است.

ماده ۱۹۶

ماده ۱۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 196 کسی که معامله میکند آن معامله برای خود آن شخص محسوب است مگر اینکه در موقع عقد خلاف آن را تصریح نماید یا بعد خلاف‌ آن ثابت شود معذلک ممکن است در ضمن معامله که شخص برای خود میکند تعهدی هم به نفع شخص ثالثی بنماید.

ماده ۱۹۷

ماده ۱۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 197 در صورتی که ثمن یا مثمن معامله، عین متعلق به غیر باشد، آن معامله برای صاحب عین خواهد بود.

ماده ۱۹۸

ماده ۱۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 198 ممکن است طرفین یا یکی از آنها به وکالت از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است که یک نفر به وکالت از طرف متعاملین این اقدام را به عمل آورد.

ماده ۱۹۹

ماده ۱۹۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 199 رضای حاصل در نتیجه اشتباه یا اکراه موجب نفوذ معامله نیست.

ماده ۲۰۰

ماده ۲۰۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 200 اشتباه وقتی موجب عدم نفوذ معامله است که مربوط به خود موضوع معامله باشد.

ماده ۲۰۱

ماده ۲۰۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 201 اشتباه در شخص طرف به صحت معامله خللی وارد نمی‌آورد مگر در مواردی که شخصیت طرف علت عمده عقد بوده باشد.

ماده ۲۰۲

ماده ۲۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 202 اکراه به اعمالی حاصل میشود که موثر در شخص باشعوری بوده و او را نسبت به جان یا مال یا آبروی خود تهدید کند به نحوی که عادتا ‌قابل تحمل نباشد. در مورد اعمال اکراه‌آمیز سن و شخصیت و اخلاق و مرد یا زن بودن شخص باید در نظر گرفته شود.

ماده ۲۰۳

ماده ۲۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 203 اکراه موجب عدم نفوذ معامله است اگرچه از طرف شخص خارجی غیر از متعاملین واقع شود.

ماده ۲۰۴

ماده ۲۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 204 تهدید طرف معامله در نفس یا جان یا آبروی اقوام نزدیک او از قبیل زوج و زوجه و آباء و اولاد موجب اکراه است. در مورد این ماده‌ تشخیص نزدیکی درجه برای موثر بودن اکراه بسته به نظر عرف است.

ماده ۲۰۵

ماده ۲۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 205 هر گاه شخصی که تهدید شده است بداند که تهدید کننده نمیتواند تهدید خود را به موقع اجرا گذارد و یا خود شخص مزبور قادر باشد بر‌ اینکه بدون مشقت اکراه را از خود دفع کند و معامله را واقع نسازد آن شخص مکره محسوب نمیشود.

ماده ۲۰۶

ماده ۲۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 206 اگر کسی در نتیجه اضطرار اقدام به معامله کند مکره محسوب نشده و معامله اضطراری معتبر خواهد بود.

ماده ۲۰۷

ماده ۲۰۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 207 ملزم شدن شخص به انشاء معامله به حکم مقامات صالحه قانونی اکراه محسوب نمیشود.

ماده ۲۰۸

ماده ۲۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 208 مجرد خوف از کسی بدون آنکه از طرف آن کس تهدیدی شده باشد اکراه محسوب نمیشود.

ماده ۲۰۹

ماده ۲۰۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 209 امضاء معامله بعد از رفع اکراه موجب نفوذ معامله است.

ماده ۲۱۰

ماده ۲۱۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 210 متعاملین باید برای معامله اهلیت داشته باشند.

ماده ۲۱۱

ماده ۲۱۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 211 برای اینکه متعاملین اهل محسوب شوند باید بالغ و عاقل و رشید باشند.

ماده ۲۱۲

ماده ۲۱۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 212 معامله با اشخاصی که بالغ یا عاقل یا رشید نیستند به واسطه عدم اهلیت باطل است.

ماده ۲۱۳

ماده ۲۱۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 213 معامله محجورین نافذ نیست.

ماده ۲۱۴

ماده ۲۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 214 مورد معامله باید مال یا عملی باشد که هر یک از متعاملین تعهد تسلیم یا ایفاء آن را میکنند.

ماده ۲۱۵

ماده ۲۱۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 215 مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلائی مشروع باشد.

ماده ۲۱۶

ماده ۲۱۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 216 مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.

ماده ۲۱۷

ماده ۲۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 217 در معامله لازم نیست که جهت آن تصریح شود ولی اگر تصریح شده باشد باید مشروع باشد والا معامله باطل است.

ماده ۲۱۸

ماده ۲۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 218 هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده آن معامله باطل است.

فصل سوم - در اثر معاملات
ماده ۲۱۹

ماده ۲۱۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 219 عقودی که بر طبق قانون واقع شده باشد بین متعاملین و قائم مقام آنها لازم‌الاتباع است مگر اینکه به رضای طرفین اقاله یا به علت ‌قانونی فسخ شود.

ماده ۲۲۰

ماده ۲۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 220 عقود نه فقط متعاملین را به اجرای چیزی که در آن تصریح شده است ملزم مینماید بلکه متعاملین به کلیه نتایجی هم که به موجب‌ عرف و عادت یا به موجب قانون از عقد حاصل میشود ملزم میباشند.

ماده ۲۲۱

ماده ۲۲۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 221 اگر کسی تعهد اقدام به امری را بکند یا تعهد نماید که از انجام امری خودداری کند در صورت تخلف مسئول خسارت طرف مقابل است‌ مشروط بر اینکه جبران خسارت تصریح شده و یا تعهد عرفاً به منزله تصریح باشد و یا بر حسب قانون موجب ضمان باشد.

ماده ۲۲۲

ماده ۲۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 222 در صورت عدم ایفاء تعهد با رعایت ماده فوق حاکم میتواند به کسی که تعهد به نفع او شده است اجازه دهد که خود او عمل را انجام ‌دهد و متخلف را به تادیه مخارج آن محکوم نماید.

ماده ۲۲۳

ماده ۲۲۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 223 هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر اینکه فساد آن معلوم شود.

ماده ۲۲۴

ماده ۲۲۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 224 الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه.

ماده ۲۲۵

ماده ۲۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 225 متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم منصرف آن باشد به منزله ذکر در عقد است.

ماده ۲۲۶

ماده ۲۲۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 226 در مورد عدم ایفاء تعهدات از طرف یکی از متعاملین طرف دیگر نمیتواند ادعای خسارت نماید مگر اینکه برای ایفاء تعهد مدت‌ معینی مقرر شده و مدت مزبور منقضی شده باشد و اگر برای ایفاء تعهد مدتی مقرر نبوده طرف وقتی میتواند ادعای خسارت نماید که اختیار موقع‌ انجام با او بوده و ثابت نماید که انجام تعهد را مطالبه کرده است.

ماده ۲۲۷

ماده ۲۲۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 227 متخلف از انجام تعهد وقتی محکوم به تادیه خسارت میشود که نتواند ثابت نماید که عدم انجام به واسطه علت خارجی بوده است که‌ نمیتوان مربوط به او نمود.

ماده ۲۲۸

ماده ۲۲۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 228 در صورتی که موضوع تعهد تادیه وجه نقدی باشد حاکم میتواند با رعایت ماده 221 مدیون را به جبران خسارت حاصله از تاخیر در‌ تادیه دین محکوم نماید.

ماده ۲۲۹

ماده ۲۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 229 اگر متعهد به واسطه حادثه که دفع آن خارج از حیطه اقتدار اوست نتواند از عهده تعهد خود برآید محکوم به تادیه خسارت نخواهد بود.

ماده ۲۳۰

ماده ۲۳۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 230 اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف، متخلف مبلغی به عنوان خسارت تادیه نماید، حاکم نمی‌تواند او را به بیشتر یا‌ کمتر از آن چه که ملزم شده است محکوم کند.

ماده ۲۳۱

ماده ۲۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 231 معاملات و عقود فقط درباره طرفین متعاملین و قائم مقام قانونی آنها موثر است مگر در مورد ماده 196.

فصل چهارم - در بیان شرایطی که در ضمن عقد می‌شود
ماده ۲۳۲

ماده 232 شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 232 شروط مفصله ذیل باطل است ولی مفسد عقد نیست:
1- شرطی که انجام آن غیرمقدور باشد.
2- شرطی که در آن نفع و فایده نباشد.
3- شرطی که نامشروع باشد.

ماده ۲۳۳

ماده ۲۳۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 233 شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است.
1- شرط خلاف مقتضای عقد.
2- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.

ماده ۲۳۴

ماده 234 شرط بر سه قسم است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 234 شرط بر سه قسم است:
1- شرط صفت
2- شرط نتیجه
3- شرط فعل اثباتاً یا نفیاًشرط صفت عبارت است از شرط راجع به کیفیت یا کمیت مورد معامله.شرط نتیجه آن است که تحقق امری در خارج شرط شود.شرط فعل آن است که اقدام یا عدم اقدام به فعلی بر یکی از متعاملین یا بر شخص خارجی شرط شود.

ماده ۲۳۵

ماده ۲۳۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 235 هر گاه شرطی که در ضمن عقد شده است شرط صفت باشد و معلوم شود آن صفت موجود نیست کسی که شرط به نفع او شده است‌ خیار فسخ خواهد داشت.

ماده ۲۳۶

ماده ۲۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 236 شرط نتیجه، در صورتی که حصول آن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد آن نتیجه به نفس اشتراط حاصل میشود.

ماده ۲۳۷

ماده ۲۳۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 237 هر گاه شرط در ضمن عقد شرط فعل باشد، اثباتاً یا نفیاً، کسی که ملتزم به انجام شرط شده است باید آن را به جا بیاورد و در صورت‌ تخلف طرف معامله میتواند به حاکم رجوع نموده تقاضای اجبار به وفای شرط بنماید.

ماده ۲۳۸

ماده ۲۳۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 238 هرگاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیرمقدور ولی انجام آن به وسیله شخص دیگری مقدور باشد حاکم‌ میتواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند.

ماده ۲۳۹

ماده ۲۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 239 هر گاه اجبار مشروط علیه برای انجام فعل مشروط ممکن نباشد و فعل مشروط هم از جمله اعمالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او‌ واقع سازد طرف مقابل حق فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۲۴۰

ماده ۲۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 240 اگر بعد از عقد انجام شرط ممتنع شود یا معلوم شود که حین‌العقد ممتنع بوده است کسی که شرط بر نفع او شده است اختیار فسخ‌ معامله را خواهد داشت مگر اینکه امتناع مستند به فعل مشروط‌ له باشد.

ماده ۲۴۱

ماده ۲۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 241 ممکن است در معامله شرط شود که یکی از متعاملین برای آنچه که به واسطه معامله مشغول‌الذمه میشود رهن یا ضامن بدهد.

ماده ۲۴۲

ماده ۲۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 242 هر گاه در عقد شرط شده باشد که مشروط علیه مال معین را رهن دهد و آن مال تلف یا معیوب شود مشروط ‌له اختیار فسخ معامله را خواهد داشت نه حق مطالبه عوض رهن یا ارش عیب و اگر بعد از آنکه مال را مشروط‌ له به رهن گرفت آن مال تلف یا معیوب شود، دیگر اختیار فسخ‌ ندارد.

ماده ۲۴۳

ماده ۲۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 243 هر گاه در عقد شرط شده باشد که ضامنی داده شود و این شرط انجام نگیرد مشروط ‌له حق فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۲۴۴

ماده ۲۴۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 244 طرف معامله که شرط به نفع او شده میتواند از عمل به آن شرط صرف‌نظر کند که در این صورت مثل آن است که این شرط در معامله قید‌ نشده باشد لیکن شرط نتیجه قابل اسقاط نیست.

ماده ۲۴۵

ماده ۲۴۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 245 اسقاط حق حاصل از شرط ممکن است به لفظ باشد یا به فعل، یعنی عملی که دلالت بر اسقاط شرط نماید.

ماده ۲۴۶

ماده ۲۴۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 246 در صورتی که معامله به واسطه اقاله یا فسخ بهم بخورد شرطی که در ضمن آن شده است باطل میشود و اگر کسی که ملزم به انجام‌ شرط بوده است عمل به شرط کرده باشد میتواند عوض او را از مشروط ‌له بگیرد.

فصل پنجم - در معاملاتی که موضوع آن مال غیر است‌ یا معاملات فضولی
ماده ۲۴۷

ماده ۲۴۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 247 معامله به مال غیر جز به عنوان ولایت یا وصایت یا وکالت نافذ نیست ولو اینکه صاحب مال باطناً راضی باشد ولی اگر مالک یا قائم‌مقام او پس از وقوع معامله آن را اجازه نمود در این صورت معامله صحیح و نافذ میشود.

ماده ۲۴۸

ماده ۲۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 248 اجازه مالک نسبت به معامله فضولی حاصل میشود به لفظ یا فعلی که دلالت بر امضاء عقد نماید.

ماده ۲۴۹

ماده ۲۴۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 249 سکوت مالک ولو با حضور در مجلس عقد اجازه محسوب نمیشود.

ماده ۲۵۰

ماده ۲۵۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 250 اجازه در صورتی موثر است که مسبوق به رد نباشد والا اثری ندارد.

ماده ۲۵۱

ماده ۲۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 251 رد معامله فضولی حاصل میشود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضای به آن نماید.

ماده ۲۵۲

ماده ۲۵۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 252 لازم نیست اجازه یا رد فوری باشد. اگر تاخیر موجب تضرر طرف اصیل باشد مشارالیه میتواند معامله را بهم بزند.

ماده ۲۵۳

ماده ۲۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 253 در معامله فضولی اگر مالک قبل از اجازه یا رد فوت نماید اجازه یا رد با وارث است.

ماده ۲۵۴

ماده ۲۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 254 هر گاه کسی نسبت به مال غیر معامله نماید و بعد از آن به نحوی از انحاء به معامله‌ کننده فضولی منتقل شود صرف تملک موجب نفوذ‌ معامله سابقه نخواهد بود.

ماده ۲۵۵

ماده ۲۵۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 255 هر گاه کسی نسبت به مالی معامله به عنوان فضولی نماید و بعد معلوم شود که آن مال ملک معامله‌ کننده بوده است یا ملک کسی بوده‌ است که معامله‌ کننده میتوانسته است از قبل او ولایتا یا وکالتا معامله نماید در این صورت نفوذ و صحت معامله موکول به اجازه معامل است والا ‌معامله باطل خواهد بود.

ماده ۲۵۶

ماده ۲۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 256 هر گاه کسی مال خود و مال غیر را به یک عقدی منتقل کند یا انتقال مالی را برای خود و دیگری قبول کند معامله نسبت به خود او نافذ‌ و نسبت به غیر فضولی است.

ماده ۲۵۷

ماده ۲۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 257 اگر عین مالی که موضوع معامله فضولی بوده است قبل از اینکه مالک معامله فضولی را اجازه یا رد کند مورد معامله دیگر نیز واقع شود‌ مالک میتواند هر یک از معاملات را که بخواهد اجازه کند در این صورت هر یک را اجازه کرد معاملات بعد از آن نافذ و سابق بر آن باطل خواهد بود.

ماده ۲۵۸

ماده ۲۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 258 نسبت به منافع مالی که مورد معامله فضولی بوده است و همچنین نسبت به منافع حاصله از عوض آن اجازه یا رد از روز عقد موثر‌ خواهد بود.

ماده ۲۵۹

ماده ۲۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 259 هر گاه معامل فضولی مالی را که موضوع معامله بوده است به تصرف متعامل داده باشد و مالک آن معامله را اجازه نکند متصرف ضامن‌ عین و منافع است.

ماده ۲۶۰

ماده ۲۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 260 در صورتی که معامل فضولی عوض مالی را که موضوع معامله بوده است گرفته و در نزد خود داشته باشد و مالک با اجازه معامله قبض‌ عوض را نیز اجازه کند دیگر حق رجوع به طرف دیگر نخواهد داشت.

ماده ۲۶۱

ماده ۲۶۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 261 در صورتی که مبیع فضولی به تصرف مشتری داده شود هر گاه مالک معامله را اجازه نکرد مشتری نسبت به اصل مال و منافع مدتی که‌ در تصرف او بوده ضامن است اگر چه منافع را استیفاء نکرده باشد و همچنین است نسبت به هر عیبی که در مدت تصرف مشتری حادث شده باشد.

ماده ۲۶۲

ماده ۲۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 262 در مورد ماده قبل مشتری حق دارد که برای استرداد ثمن عیناً یا مثلاً یا قیمتاً به بایع فضولی رجوع کند.

ماده ۲۶۳

ماده ۲۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 263 هر گاه مالک معامله را اجازه نکند و مشتری هم بر فضولی بودن آن جاهل باشد حق دارد که برای ثمن و کلیه غرامات به بایع فضولی‌ رجوع کند و در صورت عالم بودن فقط حق رجوع برای ثمن را خواهد داشت.

فصل ششم - در سقوط تعهدات
ماده ۲۶۴

ماده 264 تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط میشود

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 264 تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط میشود:
1- به وسیله وفای به عهد
2- به وسیله اقاله
3- به وسیله ابراء
4- به وسیله تبدیل تعهد
5- به وسیله تهاتر
6- به وسیله مالکیت مافی‌الذمه

ماده ۲۶۵

ماده ۲۶۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 265 هر کس مالی به دیگری بدهد ظاهر در عدم تبرع است. بنابراین اگر کسی چیزی به دیگری بدهد بدون اینکه مقروض آن چیز باشد‌ میتواند استرداد کند.

ماده ۲۶۶

ماده ۲۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 266 در مورد تعهداتی که برای متعهدله قانوناً حق مطالبه نمیباشد اگر متعهد به میل خود آن را ایفاء نماید دعوی استرداد او مسموع نخواهد‌ بود.

ماده ۲۶۷

ماده ۲۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 267 ایفاء دین از جانب غیر مدیون هم جایز است اگر چه از طرف مدیون اجازه نداشته باشد ولیکن کسی که دین دیگری را ادا میکند اگر با اذن باشد حق مراجعه به او دارد والا حق رجوع ندارد.

ماده ۲۶۸

ماده ۲۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 268 انجام فعلی در صورتی که مباشرت شخص متعهد شرط شده باشد به وسیله دیگری ممکن نیست مگر با رضایت متعهدله.

ماده ۲۶۹

ماده ۲۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 269 وفای به عهد وقتی محقق می‌شود که متعهد چیزی را که میدهد مالک و یا ماذون از طرف مالک باشد و شخصا هم اهلیت داشته باشد.

ماده ۲۷۰

ماده ۲۷۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 270 اگر متعهد در مقام وفای به عهد مالی تادیه نماید دیگر نمیتواند به‌عنوان اینکه در حین تادیه مالک آن مال نبوده استرداد آن را از متعهد‌له بخواهد مگر اینکه ثابت کند که مال غیر و با مجوز قانونی در ید او بوده بدون اینکه اذن در تادیه داشته باشد.

ماده ۲۷۱

ماده ۲۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 271 دین باید به شخص داین یا به کسی که از طرف او وکالت دارد تادیه گردد یا به کسی که قانونا حق قبض دارد.

ماده ۲۷۲

ماده ۲۷۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 272 تادیه به غیر اشخاص مذکور در ماده فوق وقتی صحیح است که داین راضی شود.

ماده ۲۷۳

ماده ۲۷۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 273 اگر صاحب حق از قبول آن امتناع کند متعهد به وسیله تصرف دادن آن به حاکم یا قائم مقام او بری میشود و از تاریخ این اقدام مسئول‌ خسارتی که ممکن است به موضوع حق وارد آید نخواهد بود.

ماده ۲۷۴

ماده ۲۷۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 274 اگر متعهدله اهلیت قبض نداشته باشد تادیه در وجه او معتبر نخواهد بود.

ماده ۲۷۵

ماده ۲۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 275 متعهدله را نمیتوان مجبور نمود که چیز دیگری به غیر آنچه که موضوع تعهد است قبول نماید اگرچه آن شیء قیمتاً معادل یا بیشتر از‌ موضوع تعهد باشد.

ماده ۲۷۶

ماده ۲۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 276 مدیون نمیتواند مالی را که از طرف حاکم ممنوع از تصرف در آن شده است در مقام وفای به عهده تادیه نماید.

ماده ۲۷۷

ماده ۲۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 277 متعهد نمیتواند متعهدله را مجبور به قبول قسمتی از موضوع تعهد نماید ولی حاکم میتواند نظر به وضعیت مدیون مهلت عادله یا قرار ‌اقساط دهد.

ماده ۲۷۸

ماده ۲۷۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 278 اگر موضوع تعهد عین معینی باشد، تسلیم آن به صاحبش در وضعیتی که حین تسلیم دارد موجب برائت متعهد می‌شود اگرچه کسر و نقصان داشته باشد، مشروط بر اینکه کسر و نقصان از تعدی و تفریط متعهد ناشی نشده باشد، مگر در مواردی که در این قانون تصریح شده است. ولی، اگر متعهد با انقضای اجل و مطالبه، تاخیر در تسلیم نموده باشد مسئول هر کسر و نقصان خواهد بود اگرچه کسر و نقصان مربوط به تقصیر شخص متعهد نباشد.

ماده ۲۷۹

ماده ۲۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 279 اگر موضوع تعهد عین شخصی نبوده و کلی باشد متعهد مجبور نیست که از فرد اعلای آن ایفاء کند لیکن از فردی هم که عرفاً معیوب‌ محسوب است نمیتواند بدهد.

ماده ۲۸۰

ماده ۲۸۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 280 انجام تعهد باید در محلی که عقد واقع شده به عمل آید مگر اینکه بین متعاملین قرارداد مخصوصی باشد یا عرف و عادت ترتیب‌ دیگری اقتضا نماید.

ماده ۲۸۱

ماده ۲۸۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 281 مخارج تادیه به عهده مدیون است مگر اینکه شرط خلاف شده باشد.

ماده ۲۸۲

ماده ۲۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 282 اگر کسی به یک نفر دیون متعدده داشته باشد تشخیص اینکه تادیه از بابت کدام دین است با مدیون میباشد.

ماده ۲۸۳

ماده ۲۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 283 بعد از معامله طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند.

ماده ۲۸۴

ماده ۲۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 284 اقاله به هر لفظ یا فعلی واقع میشود که دلالت بر بهم زدن معامله کند.

ماده ۲۸۵

ماده ۲۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 285 موضوع اقاله ممکن است تمام معامله واقع شود یا فقط مقداری از مورد آن.

ماده ۲۸۶

ماده ۲۸۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 286 تلف یکی از عوضین مانع اقاله نیست در این صورت به جای آن چیزی که تلف شده است مثل آن در صورت مثلی بودن و قیمت آن در صورت قیمی بودن داده میشود.

ماده ۲۸۷

ماده ۲۸۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 287 نمائات و منافع منفصله که از زمان عقد تا زمان اقاله در مورد معامله حادث میشود مال کسی است که به واسطه عقد مالک شده است ولی‌ نمائات متصله مال کسی است که در نتیجه اقاله مالک میشود.

ماده ۲۸۸

ماده ۲۸۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 288 اگر مالک بعد از عقد در مورد معامله تصرفاتی کند که موجب ازدیاد قیمت آن شود در حین اقاله به مقدار قیمتی که به سبب عمل او زیاد‌ شده است مستحق خواهد بود.

ماده ۲۸۹

ماده ۲۸۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 289 ابراء عبارت از این است که داین از حق خود به اختیار صرف‌نظر نماید.

ماده ۲۹۰

ماده ۲۹۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 290 ابراء وقتی موجب سقوط تعهد میشود که متعهدله برای ابراء اهلیت داشته باشد.

ماده ۲۹۱

ماده ۲۹۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 291 ابراء ذمه میت از دین صحیح است.

ماده ۲۹۲

ماده 292 تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 292 تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل میشود:
1- وقتی که متعهد و متعهدله به تبدیل تعهد اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن میشود به سببی از اسباب تراضی نمایند در این صورت متعهد ‌نسبت به تعهد اصلی بری میشود.
2- وقتی که شخص ثالث با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید.
3- وقتی که متعهدله مافی‌الذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.

ماده ۲۹۳

ماده ۲۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 293 در تبدیل تعهد تضمینات تعهد سابق به تعهد لاحق تعلق نخواهد گرفت مگر اینکه طرفین معامله آن را صراحتاً شرط کرده باشند.

ماده ۲۹۴

ماده ۲۹۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 294 وقتی دو نفر در مقابل یکدیگر مدیون باشند بین دیون آنها به یکدیگر به طریقی که در مواد ذیل مقرر است تهاتر حاصل میشود.

ماده ۲۹۵

ماده ۲۹۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 295 تهاتر قهری است و بدون اینکه طرفین در این موضوع تراضی نمایند حاصل میگردد بنابراین به محض اینکه دو نفر در مقابل یکدیگر ‌در آن واحد مدیون شدند هر دو دین تا اندازه‌ای که با هم معادله مینماید به‌طور تهاتر برطرف شده و طرفین به مقدار آن در مقابل یکدیگر بری‌ می‌شوند.

ماده ۲۹۶

ماده ۲۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 296 تهاتر فقط در مورد دو دینی حاصل میشود که موضوع آنها از یک جنس باشد با اتحاد زمان و مکان تادیه ولو به اختلاف سبب.

ماده ۲۹۷

ماده ۲۹۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 297 اگر بعد از ضمان مضمون‌له به مضمون‌عنه مدیون شود موجب فراغ ذمه ضامن نخواهد شد.

ماده ۲۹۸

ماده ۲۹۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 298 اگر فقط محل تادیه دینین مختلف باشد، تهاتر وقتی حاصل می‌شود که با تادیه مخارج مربوط به نقل موضوع قرض از محلی به محل دیگر یا به نحوی از انحاء طرفین حق تادیه در محل معین را ساقط نمایند.

ماده ۲۹۹

ماده ۲۹۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 299 در مقابل حقوق ثابته اشخاص ثالث تهاتر موثر نخواهد بود و بنابراین اگر موضوع دین به نفع شخص ثالثی در نزد مدیون مطابق قانون ‌توقیف شده باشد و مدیون بعد از این توقیف از داین خود طلبکار گردد دیگر نمی‌تواند به استناد تهاتر از تادیه مال توقیف شده امتناع کند.

ماده ۳۰۰

ماده ۳۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 300 اگر مدیون مالک مافی‌الذمه خود گردد ذمه او بری می‌شود. مثل اینکه اگر کسی به مورث خود مدیون باشد، پس از فوت مورث دین او‌ نسبت به سهم‌الارث ساقط می‌شود.

باب دوم‌ - در الزاماتی که بدون قرارداد حاصل می‌شود
فصل اول - در کلیات
ماده ۳۰۱

ماده ۳۰۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 301 کسی که عمداً یا اشتباهاً چیزی را که مستحق نبوده است دریافت کند ملزم است آن را به مالک تسلیم کند.

ماده ۳۰۲

ماده ۳۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 302 اگر کسی که اشتباهاً خود را مدیون میدانست آن دین را تادیه کند حق دارد از کسی که آن را بدون حق اخذ کرده است استرداد نماید.

ماده ۳۰۳

ماده ۳۰۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 303 کسی که مالی را من غیر حق دریافت کرده است ضامن عین و منافع آن است اعم از این که به عدم استحقاق خود عالم باشد یا جاهل.

ماده ۳۰۴

ماده ۳۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 304 اگر کسی که چیزی را بدون حق دریافت کرده است خود را محق می‌دانسته لیکن در واقع محق نبوده و آن چیز را فروخته باشد معامله ‌فضولی و تابع احکام مربوطه به آن خواهد بود.

ماده ۳۰۵

ماده ۳۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 305 در مورد مواد فوق صاحب مال باید از عهده مخارج لازمه که برای نگاهداری آن شده است بر آید مگر در صورت علم متصرف به عدم استحقاق خود.

ماده ۳۰۶

ماده ۳۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 306 اگر کسی اموال غایب یا محجور و امثال آن‌ها را بدون اجازه مالک یا کسی که حق اجازه دارد اداره کند باید حساب زمان تصدی خود را بدهد در صورتی که تحصیل اجازه در موقع مقدور بوده یا تاخیر در دخالت موجب ضرر نبوده است حق مطالبه مخارج نخواهد داشت ولی اگر عدم ‌دخالت یا تاخیر در دخالت موجب ضرر صاحب مال باشد دخالت ‌کننده مستحق اخذ مخارجی خواهد بود که برای اداره کردن لازم بوده است.

فصل دوم - در ضمان قهری
ماده ۳۰۷

ماده 307 امور ذیل موجب ضمان قهری است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 307 امور ذیل موجب ضمان قهری است:1) غصب و آنچه که در حکم غصب است2) اتلاف3) تسبیب4) ‌استیفاء

ماده ۳۰۸

ماده ۳۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 308 غصب استیلاء بر حق غیر است به نحو عدوان. اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است.

ماده ۳۰۹

ماده ۳۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 309 هر گاه شخصی مالک را از تصرف در مال خود مانع شود بدون آن که خود او تسلط بر آن مال پیدا کند غاصب محسوب نمیشود لیکن ‌در صورت اتلاف یا تسبیب ضامن خواهد بود.

ماده ۳۱۰

ماده ۳۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 310 اگر کسی که مالی به عاریه یا به ودیعه و امثال آن‌ها در دست اوست منکر گردد از تاریخ انکار در حکم غاصب است.

ماده ۳۱۱

ماده ۳۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 311 غاصب باید مال مغصوب را عینا به صاحب آن رد نماید و اگر عین تلف شده باشد باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر به علت دیگری رد عین ممکن نباشد باید بدل آن را بدهد.

ماده ۳۱۲

ماده ۳۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 312 هر گاه مال مغصوب مثلی بوده و مثل آن پیدا نشود غاصب باید قیمت حین‌الاداء را بدهد و اگر مثل موجود بوده و از مالیت افتاده باشد باید ‌آخرین قیمت آن را بدهد.

ماده ۳۱۳

ماده ۳۱۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 313 هر گاه کسی در زمین خود با مصالح متعلقه به دیگری بنائی سازد یا درخت غیر را بدون اذن مالک در آن زمین غرس کند صاحب مصالح‌ یا درخت میتواند قلع یا نزع آن را بخواهد مگر این که به اخذ قیمت تراضی نمایند.

ماده ۳۱۴

ماده ۳۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 314 اگر در نتیجه عمل غاصب قیمت مال مغصوب زیاد شود غاصب حق مطالبه قیمت زیادی را نخواهد داشت مگر اینکه آن زیادتی عین‌ باشد که در این صورت عین زاید متعلق به خود غاصب است.

ماده ۳۱۵

ماده ۳۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 315 غاصب مسئول هر نقص و عیبی است که در زمان تصرف او به مال مغصوب وارد شده باشد هر چند مستند به فعل او نباشد.

ماده ۳۱۶

ماده ۳۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 316 اگر کسی مال مغصوب را از غاصب غصب کند آن شخص نیز مثل غاصب سابق ضامن است اگر چه به غاصبیت غاصب اولی جاهل ‌باشد.

ماده ۳۱۷

ماده ۳۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 317 مالک میتواند عین و در صورت تلف شدن عین مثل یا قیمت تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از غاصب اولی یا از هر یک از غاصبین‌ بعدی که بخواهد مطالبه کند.

ماده ۳۱۸

ماده ۳۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 318 هر گاه مالک رجوع کند به غاصبی که مال مغصوب در ید او تلف شده است آن شخص حق رجوع به غاصب دیگر ندارد ولی اگر به غاصب دیگری به غیر آن کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع نماید مشارالیه نیز میتواند به کسی که مال در ید او تلف شده است رجوع کند و یا‌ به یکی از لاحقین خود رجوع کند تا منتهی شود به کسی که مال در ید او تلف شده است و به طور کلی ضمان بر عهده کسی مستقر است که مال‌ مغصوب در نزد او تلف شده است.

ماده ۳۱۹

ماده ۳۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 319 اگر مالک تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از یکی از غاصبین بگیرد حق رجوع به قدر ماخوذ به غاصبین دیگر ندارد.

ماده ۳۲۰

ماده ۳۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 320 نسبت به منافع مال مغصوب هر یک از غاصبین به اندازه منافع زمان تصرف خود و مابعد خود ضامن است اگر چه استیفاء منفعت‌ نکرده باشد لیکن غاصبی که از عهده منافع زمان تصرف غاصبین لاحق خود بر آمده است میتواند به هر یک نسبت به زمان تصرف او رجوع کند.

ماده ۳۲۱

ماده ۳۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 321 هر گاه مالک ذمه یکی از غاصبین را نسبت به مثل یا قیمت مال مغصوب ابراء کند حق رجوع به غاصبین دیگر نخواهد داشت. ولی اگر ‌حق خود را به یکی از آنان به نحوی از انحاء انتقال دهد آن کس قائم مقام مالک میشود و دارای همان حقی خواهد بود که مالک دارا بوده است.

ماده ۳۲۲

ماده ۳۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 322 ابراء ذمه یکی از غاصبین نسبت به منافع زمان تصرف او موجب ابراء ذمه دیگران از حصه آن‌ها نخواهد بود لیکن اگر یکی از غاصبین را نسبت به منافع عین ابراء کند حق رجوع به لاحقین نخواهد داشت.

ماده ۳۲۳

ماده ۳۲۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 323 اگر کسی ملک مغصوب را از غاصب بخرد آن کس نیز ضامن است و مالک می‌تواند بر طبق مقررات مواد فوق به هر یک از بایع و ‌مشتری رجوع کرده عین و در صورت تلف شدن آن مثل یا قیمت مال و همچنین منافع آن را در هر حال مطالبه نماید.

ماده ۳۲۴

ماده ۳۲۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 324 در صورتی که مشتری عالم به غصب باشد حکم رجوع هر یک از بایع و مشتری به یکدیگر در آن چه که مالک از آنها گرفته است حکم‌ غاصب از غاصب بوده تابع مقررات فوق خواهد بود.

ماده ۳۲۵

ماده ۳۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 325 اگر مشتری جاهل به غصب بوده و مالک به او رجوع نموده باشد او نیز میتواند نسبت به ثمن و خسارات به بایع رجوع کند اگرچه مبیع ‌نزد خود مشتری تلف شده باشد و اگر مالک نسبت به مثل یا قیمت رجوع به بایع کند بایع حق رجوع به مشتری را نخواهد داشت.

ماده ۳۲۶

ماده ۳۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 326 اگر عوضی که مشتری عالم بر غصب در صورت تلف مبیع به مالک داده است زیاد بر مقدار ثمن باشد به مقدار زیاده نمیتواند رجوع به‌ بایع کند ولی نسبت به مقدار ثمن حق رجوع دارد.

ماده ۳۲۷

ماده ۳۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 327 اگر ترتّب ایادی بر مال مغصوب به معامله دیگری غیر از بیع باشد احکام راجعه به بیع مال غصب که فوقاً ذکر شده مجری خواهد بود.

ماده ۳۲۸

ماده ۳۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 328 هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است و باید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از این که از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و ‌اعم از این که عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است.

ماده ۳۲۹

ماده ۳۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 329 اگر کسی خانه یا بنای کسی را خراب کند باید آن را به مثل صورت اول بنا نماید و اگر ممکن نباشد باید از عهده قیمت بر آید.

ماده ۳۳۰

ماده ۳۳۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 330 اگر کسی حیوان متعلق به غیر را بدون اذن صاحب آن بکشد باید تفاوت قیمت زنده و کشته آن را بدهد ولیکن اگر برای دفاع از نفس‌ بکشد یا ناقص کند ضامن نیست.

ماده ۳۳۱

ماده ۳۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 331 هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده نقص قیمت آن برآید.

ماده ۳۳۲

ماده ۳۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 332 هر گاه یک نفر سبب تلف مالی را ایجاد کند و دیگری مباشر تلف شدن آن مال بشود مباشر مسئول است نه مسبب مگر این که سبب‌ اقوی باشد به نحوی که عرفاً اتلاف مستند به او باشد.

ماده ۳۳۳

ماده ۳۳۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 333 صاحب دیوار یا عمارت یا کارخانه مسئول خساراتی است که از خراب شدن آن وارد میشود مشروط بر این که خرابی در نتیجه عیبی‌ حاصل گردد که مالک مطلع بر آن بوده و یا از عدم مواظبت او تولید شده است.

ماده ۳۳۴

ماده ۳۳۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 334 مالک یا متصرف حیوان مسئول خساراتی نیست که از ناحیه آن حیوان وارد میشود مگر این که در حفظ حیوان تقصیر کرده باشد لیکن ‌در هر حال اگر حیوان به واسطه عمل کسی منشاء ضرر گردد فاعل آن عمل مسئول خسارات وارده خواهد بود.

ماده ۳۳۵

ماده ۳۳۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 335 در صورت تصادم بین دو کشتی یا دو قطار راه‌ آهن یا دو اتومبیل و امثال آنها مسئولیت متوجه طرفی خواهد بود که تصادم در نتیجه عمد یا مسامحه او حاصل شده باشد و اگر طرفین تقصیر یا مسامحه کرده باشند هر دو مسئول خواهند بود.

ماده ۳۳۶

ماده ۳۳۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 336 هر گاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد عامل ‌مستحق اجرت عمل خود خواهد بود مگر این‌که معلوم شود که قصد تبرع داشته است. تبصره (الحاقی 1385/05/09) - چنانچه زوجه کارهایی را که شرعا به عهده وی نبوده و عرفا برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با عدم قصد تبرع انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهای انجام گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم می‌نماید.

ماده ۳۳۷

ماده ۳۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 337 هرگاه کسی بر حسب اذن صریح یا ضمنی از مال غیر استیفای منفعت کند صاحب مال مستحق اجرت‌المثل خواهد بود مگر این که معلوم شود که اذن در انتفاع مجانی بوده است.

باب سوم‌ - در عقود معینه مختلفه
فصل اول - در بیع
ماده ۳۳۸

ماده ۳۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 338 بیع عبارت است از تملیک عین به عوض معلوم.

ماده ۳۳۹

ماده ۳۳۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 339 پس از توافق بایع و مشتری در مبیع و قیمت آن عقد بیع به ایجاب و قبول واقع میشود. ‌ممکن است بیع به داد و ستد نیز واقع گردد.

ماده ۳۴۰

ماده ۳۴۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 340 در ایجاب و قبول الفاظ و عبارات باید صریح در معنی بیع باشد.

ماده ۳۴۱

ماده ۳۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 341 بیع ممکن است مطلق باشد یا مشروط و نیز ممکن است که برای تسلیم تمام یا قسمتی از مبیع یا برای تادیه تمام یا قسمتی از ثمن‌ اجلی قرار داده شود.

ماده ۳۴۲

ماده ۳۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 342 مقدار و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد و تعیین مقدار آن به وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت یا مشاهده تابع عرف بلد است.

ماده ۳۴۳

ماده ۳۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 343 اگر مبیع به شرط مقدار معین فروخته شود بیع واقع میشود اگرچه هنوز مبیع شمرده نشده یا کیل یا ذرع نشده باشد.

ماده ۳۴۴

ماده ۳۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 344 اگر در عقد بیع شرطی ذکر نشده یا برای تسلیم مبیع یا تادیه قیمت موعدی معین نگشته باشد بیع قطعی و ثمن حال محسوب است مگر‌ این که بر حسب عرف و عادت محل یا عرف و عادت تجارت در معاملات تجارتی وجود شرطی یا موعدی معهود باشد اگرچه در قرارداد بیع ذکری‌ نشده باشد.

ماده ۳۴۵

ماده ۳۴۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 345 هر یک از بایع و مشتری باید علاوه بر اهلیت قانونی برای معامله اهلیت برای تصرف در مبیع یا ثمن را نیز داشته باشد.

ماده ۳۴۶

ماده ۳۴۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 346 عقد بیع باید مقرون به رضای طرفین باشد و عقد مکره نافذ نیست.

ماده ۳۴۷

ماده ۳۴۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 347 شخص کور می‌تواند خرید و فروش نماید مشروط بر اینکه شخصاً به طریقی غیر از معاینه یا به وسیله کس دیگر ولو طرف معامله جهل خود را مرتفع نماید.

ماده ۳۴۸

ماده ۳۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 348 بیع چیزی که خرید و فروش آن قانوناً ممنوع است و یا چیزی که مالیت و یا منفعت عقلایی ندارد یا چیزی که بایع قدرت بر تسلیم آن‌ ندارد باطل است مگر این که مشتری خود قادر بر تَسَلُّم باشد.

ماده ۳۴۹

ماده ۳۴۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 349 بیع مال وقف صحیح نیست مگر در موردی که بین موقوف‌ علیهم تولید اختلاف شود به نحوی که بیم سفک دماء رود یا منجر به خرابی ‌مال موقوفه گردد و همچنین در مواردی که در مبحث راجع به وقف مقرر است.

ماده ۳۵۰

ماده ۳۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 350 مبیع ممکن است مفروز باشد یا مشاع یا مقدار معین به طور کلی از شیء متساوی‌الاجزاء و همچنین ممکن است کلی فی‌الذمه باشد.

ماده ۳۵۱

ماده ۳۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 351 در صورتی که مبیع کلی یعنی صادق بر افراد عدیده باشد بیع وقتی صحیح است که مقدار و جنس و وصف مبیع ذکر بشود.

ماده ۳۵۲

ماده ۳۵۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 352 بیع فضولی نافذ نیست مگر بعد از اجازه مالک به طوری که در معاملات فضولی مذکور است.

ماده ۳۵۳

ماده ۳۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 353 هر گاه چیز معین به عنوان جنس خاصی فروخته شود و در واقع از آن جنس نباشد بیع باطل است و اگر بعضی از آن از غیر جنس باشد نسبت به آن بعض باطل است و نسبت به مابقی مشتری حق فسخ دارد.

ماده ۳۵۴

ماده ۳۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 354 ممکن است بیع از روی نمونه به عمل آید در این صورت باید تمام مبیع مطابق نمونه تسلیم شود والا مشتری خیار فسخ خواهد‌ داشت.

ماده ۳۵۵

ماده ۳۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 355 اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است مشتری حق فسخ معامله را‌ خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت، طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی‌ نمایند.

ماده ۳۵۶

ماده ۳۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 356 هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا تابع مبیع شمرده شود یا قرائن دلالت بر دخول آن در مبیع نماید داخل در بیع و متعلق به مشتری است اگرچه در عقد صریحاً ذکر نشده باشد و اگرچه متعاملین جاهل بر عرف باشند.

ماده ۳۵۷

ماده ۳۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 357 هر چیزی که بر حسب عرف و عادت جزء یا از تابع مبیع شمرده نشود داخل در بیع نمیشود مگر این که صریحاً در عقد ذکر شده باشد.

ماده ۳۵۸

ماده ۳۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 358 نظر به دو ماده فوق در بیع باغ اشجار و در بیع خانه ممر و مجری و هر چه ملصق به بنا باشد به طوری که نتوان آن را بدون خرابی نقل‌ نمود متعلق به مشتری میشود و بر عکس زراعت در بیع زمین و میوه در بیع درخت و حمل در بیع حیوان متعلق به مشتری نمیشود مگر این که تصریح شده باشد یا بر حسب عرف از توابع شمرده شود. ‌در هر حال طرفین عقد میتوانند به عکس ترتیب فوق تراضی کنند.

ماده ۳۵۹

ماده ۳۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 359 هرگاه دخول شیء در مبیع عرفاً مشکوک باشد آن شیء داخل در بیع نخواهد بود مگر آن که تصریح شده باشد.

ماده ۳۶۰

ماده ۳۶۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 360 هر چیزی که فروش آن مستقلاً جایز است استثناء آن از مبیع نیز جایز است.

ماده ۳۶۱

ماده ۳۶۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 361 اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته بیع باطل است.

ماده ۳۶۲

ماده ۳۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 362 آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است:1) به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می‌شود.2) عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد.3) ‌عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.4) ‌عقد بیع مشتری را به تادیه ثمن ملزم می‌کند.

ماده ۳۶۳

ماده ۳۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 363 در عقد بیع وجود خیار فسخ برای متبایعین یا وجود اجلی برای تسلیم مبیع یا تادیه ثمن مانع انتقال نمی‌شود بنابراین اگر ثمن یا مبیع‌ عین معین بوده و قبل از تسلیم آن احد متعاملین مفلس شود طرف دیگر حق مطالبه آن عین را خواهد داشت.

ماده ۳۶۴

ماده ۳۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 364 در بیع خیاری مالکیت از حین عقد بیع است نه از تاریخ انقضاء خیار و در بیعی که قبض شرط صحت است مثل بیع صرف انتقال از حین‌ حصول شرط است نه از حین وقوع بیع.

ماده ۳۶۵

ماده ۳۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 365 بیع فاسد اثری در تملک ندارد.

ماده ۳۶۶

ماده ۳۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 366 هر گاه کسی به بیع فاسد مالی را قبض کند باید آن را به صاحبش رد نماید و اگر تلف یا ناقص شود ضامن عین و منافع آن خواهد بود.

ماده ۳۶۷

ماده ۳۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 367 تسلیم عبارت است از دادن مبیع به تصرف مشتری به نحوی که متمکن از انحاء تصرفات و انتفاعات باشد و قبض عبارت است از ‌استیلاء مشتری بر مبیع.

ماده ۳۶۸

ماده ۳۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 368 تسلیم وقتی حاصل میشود که مبیع تحت اختیار مشتری گذاشته شده باشد اگر چه مشتری آن را هنوز عملاً تصرف نکرده باشد.

ماده ۳۶۹

ماده ۳۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 369 تسلیم به اختلاف مبیع به کیفیات مختلفه است و باید به نحوی باشد که عرفاً آن را تسلیم گویند.

ماده ۳۷۰

ماده ۳۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 370 اگر طرفین معامله برای تسلیم مبیع موعدی قرار داده باشند قدرت بر تسلیم در آن موعد شرط است نه در زمان عقد.

ماده ۳۷۱

ماده ۳۷۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 371 در بیعی که موقوف به اجازه مالک است قدرت بر تسلیم در زمان اجازه معتبر است.

ماده ۳۷۲

ماده ۳۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 372 اگر نسبت به بعض مبیع بایع قدرت بر تسلیم داشته و نسبت به بعض دیگر نداشته باشد بیع نسبت به بعض که قدرت بر تسلیم داشته‌ صحیح است و نسبت به بعض دیگر باطل است.

ماده ۳۷۳

ماده ۳۷۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 373 اگر مبیع قبلا در تصرف مشتری بوده باشد محتاج به قبض جدید نیست و همچنین است در ثمن.

ماده ۳۷۴

ماده ۳۷۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 374 در حصول قبض اذن بایع شرط نیست و مشتری میتواند مبیع را بدون اذن قبض کند.

ماده ۳۷۵

ماده ۳۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 375 مبیع باید در محلی تسلیم شود که عقد بیع در آنجا واقع شده است مگر این که عرف و عادت مقتضی تسلیم در محل دیگر باشد و یا در ‌ضمن بیع محل مخصوصی برای تسلیم معین شده باشد.

ماده ۳۷۶

ماده ۳۷۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 376 در صورت تاخیر در تسلیم مبیع یا ثمن ممتنع اجبار به تسلیم میشود.

ماده ۳۷۷

ماده ۳۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 377 هر یک از بایع و مشتری حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خودداری کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود مگر این که مبیع یا ثمن ‌موجل باشد در این صورت هر کدام از مبیع یا ثمن که حال باشد باید تسلیم شود.

ماده ۳۷۸

ماده ۳۷۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 378 اگر بایع قبل از اخذ ثمن مبیع را به میل خود تسلیم مشتری نماید حق استرداد آن را نخواهد داشت مگر به موجب فسخ در مورد خیار.

ماده ۳۷۹

ماده ۳۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 379 اگر مشتری ملتزم شده باشد که برای ثمن ضامن یا رهن بدهد و عمل به شرط نکند بایع حق فسخ خواهد داشت. و اگر بایع ملتزم شده‌ باشد که برای درک مبیع ضامن بدهد و عمل به شرط نکند مشتری حق فسخ دارد.

ماده ۳۸۰

ماده ۳۸۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 380 در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد‌ میتواند از تسلیم آن امتناع کند.

ماده ۳۸۱

ماده ۳۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 381 مخارج تسلیم مبیع از قبیل اجرت نقل آن به محل تسلیم، اجرت شمردن و وزن کردن و غیره به عهده بایع است مخارج تسلیم ثمن بر‌عهده مشتری است.

ماده ۳۸۲

ماده ۳۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 382 هر گاه عرف و عادت از بابت مخارج معامله یا محل تسلیم برخلاف ترتیبی باشد که ذکر شده و یا در عقد برخلاف آن شرط شده باشد ‌باید بر طبق متعارف یا مشروط در عقد رفتار شود و همچنین متبایعین میتوانند آن را به تراضی تغییر دهند.

ماده ۳۸۳

ماده ۳۸۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 383 تسلیم باید شامل آن چیزی هم باشد که اجزاء و توابع مبیع شمرده میشود.

ماده ۳۸۴

ماده ۳۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 384 هر گاه در حال معامله مبیع از حیث مقدار معین بوده و در وقت تسلیم کمتر از آن مقدار در آید مشتری حق دارد که بیع را فسخ کند یا‌ قیمت موجود را با تادیه حصه‌ای از ثمن به نسبت موجود قبول نماید و اگر مبیع زیاده از مقدار معین باشد زیاده مال بایع است.

ماده ۳۸۵

ماده ۳۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 385 اگر مبیع از قبیل خانه یا فرش باشد که تجزیه آن بدون ضرر ممکن نمیشود و به شرط بودن مقدار معین فروخته شده ولی در حین تسلیم‌ کمتر یا بیشتر در آید در صورت اولی مشتری و در صورت دوم بایع حق فسخ خواهد داشت.

ماده ۳۸۶

ماده ۳۸۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 386 اگر در مورد دو ماده قبل معامله فسخ شود بایع باید علاوه بر ثمن مخارج معامله و مصارف متعارف را که مشتری نموده است بدهد.

ماده ۳۸۷

ماده ۳۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 387 اگر مبیع قبل از تسلیم بدون تقصیر و اهمال از طرف بایع تلف شود بیع منفسخ و ثمن باید به مشتری مسترد گردد مگر این که بایع برای‌ تسلیم به حاکم یا قائم مقام او رجوع نموده باشد که در این صورت تلف از مال مشتری خواهد بود.

ماده ۳۸۸

ماده ۳۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 388 اگر قبل از تسلیم در مبیع نقصی حاصل شود مشتری حق خواهد داشت که معامله را فسخ نماید.

ماده ۳۸۹

ماده ۳۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 389 اگر در مورد دو ماده فوق تلف شدن مبیع یا نقص آن ناشی از عمل مشتری باشد مشتری حقی بر بایع ندارد و باید ثمن را تادیه کند.

ماده ۳۹۰

ماده ۳۹۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 390 اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلاً یا جزائاً مستحق‌للغیر در آید بایع ضامن است اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد.

ماده ۳۹۱

ماده ۳۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 391 در صورت مستحق‌ للغیر برآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد، بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.

ماده ۳۹۲

ماده ۳۹۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 392 در مورد ماده قبل بایع باید از عهده تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت به کل یا بعض بر آید اگرچه بعد از عقد بیع به علتی از علل در‌ مبیع کسر قیمتی حاصل شده باشد.

ماده ۳۹۳

ماده ۳۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 393 راجع به زیادتی که از عمل مشتری در مبیع حاصل شده باشد مقررات ماده 314 مجری خواهد بود.

ماده ۳۹۴

ماده ۳۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 394 مشتری باید ثمن را در موعد و در محل و بر طبق شرایطی که در عقد بیع مقرر شده است تادیه نماید.

ماده ۳۹۵

ماده ۳۹۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 395 اگر مشتری ثمن را در موعد مقرر تادیه نکند بایع حق خواهد داشت که بر طبق مقررات راجعه به خیار تاخیر ثمن معامله را فسخ یا از‌ حاکم اجبار مشتری را به تادیه ثمن بخواهد.

ماده ۳۹۶

ماده 396 خیارات از قرار ذیل‌اند

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 396 خیارات از قرار ذیل‌اند:1) خیار مجلس2) خیار حیوان3) خیار شرط4) خیار تاخیر ثمن5) خیار رویت و تخلف وصف6) خیار غبن7) خیار عیب8) خیار تدلیس9) خیار تبعض صفقه10) خیار تخلف شرط

ماده ۳۹۷

ماده ۳۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 397 هر یک از متبایعین بعد از عقد فی‌المجلس و مادام که متفرق نشده‌اند اختیار فسخ معامله را دارند.

ماده ۳۹۸

ماده ۳۹۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 398 اگر مبیع حیوان باشد مشتری تا سه روز از حین عقد اختیار فسخ معامله را دارد.

ماده ۳۹۹

ماده ۳۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 399 در عقد بیع ممکن است شرط شود که در مدت معین برای بایع یا مشتری یا هر دو یا شخص خارجی اختیار فسخ معامله باشد.

ماده ۴۰۰

ماده ۴۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 400 اگر ابتداء مدت خیار ذکر نشده باشد ابتداء آن از تاریخ عقد محسوب است والا تابع قرارداد متعاملین است.

ماده ۴۰۱

ماده ۴۰۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 401 اگر برای خیار شرط مدت تعیین نشده باشد هم شرط خیار و هم بیع باطل است.

ماده ۴۰۲

ماده ۴۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 402 هر گاه مبیع عین خارجی و یا در حکم آن بوده و برای تادیه ثمن یا تسلیم مبیع بین متبایعین اجلی معین نشده باشد اگر سه روز از تاریخ‌ بیع بگذرد و در این مدت نه بایع مبیع را تسلیم مشتری نماید و نه مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد بایع مختار در فسخ معامله میشود.

ماده ۴۰۳

ماده ۴۰۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 403 اگر بایع به نحوی از انحاء مطالبه ثمن نماید و به قرائن معلوم گردد که مقصود التزام به بیع بوده است خیار او ساقط خواهد شد.

ماده ۴۰۴

ماده ۴۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 404 هر گاه بایع در ظرف سه روز از تاریخ بیع تمام مبیع را تسلیم مشتری کند یا مشتری تمام ثمن را به بایع بدهد دیگر برای بایع اختیار فسخ نخواهد بود اگرچه ثانیاً به نحوی از انحاء مبیع به بایع و ثمن به مشتری برگشته باشد.

ماده ۴۰۵

ماده ۴۰۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 405 اگر مشتری ثمن را حاضر کرد که بدهد و بایع از اخذ آن امتناع نمود خیار فسخ نخواهد داشت.

ماده ۴۰۶

ماده ۴۰۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 406 خیار تاخیر مخصوص بایع است و برای مشتری از جهت تاخیر در تسلیم مبیع این اختیار نمی‌باشد.

ماده ۴۰۷

ماده ۴۰۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 407 تسلیم بعض ثمن یا دادن آن به کسی که حق قبض ندارد خیار بایع را ساقط نمی‌کند.

ماده ۴۰۸

ماده ۴۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 408 اگر مشتری برای ثمن ضامن بدهد یا بایع ثمن را حواله دهد بعد از تحقق حواله خیار تاخیر ساقط میشود.

ماده ۴۰۹

ماده ۴۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 409 هر گاه مبیع از چیزهایی باشد که در کمتر از سه روز فاسد و یا کم قیمت می‌شود ابتداء خیار از زمانی است که مبیع مشرف به فساد یا ‌کسر قیمت می‌گردد.

ماده ۴۱۰

ماده ۴۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 410 هر گاه کسی مالی را ندیده و آن را فقط به وصف بخرد بعد از دیدن اگر دارای اوصافی که ذکر شده است نباشد مختار میشود که بیع را فسخ کند یا به همان نحو که هست قبول نماید.

ماده ۴۱۱

ماده ۴۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 411 اگر بایع مبیع را ندیده ولی مشتری آن را دیده باشد و مبیع غیر اوصافی که ذکر شده است دارا باشد فقط بایع خیار فسخ خواهد داشت.

ماده ۴۱۲

ماده ۴۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 412 هر گاه مشتری بعضی از مبیع را دیده و بعض دیگر را به وصف یا از روی نمونه خریده باشد و آن بعض مطابق وصف یا نمونه نباشد ‌میتواند تمام مبیع را رد کند یا تمام آن را قبول نماید.

ماده ۴۱۳

ماده ۴۱۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 413 هر گاه یکی از متبایعین مالی را سابقاً دیده و به اعتماد رویت سابق معامله کند و بعد از رویت معلوم شود که مال مزبور اوصاف سابقه را ندارد اختیار فسخ خواهد داشت.

ماده ۴۱۴

ماده ۴۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 414 در بیع کلی خیار رویت نیست و بایع باید جنسی بدهد که مطابق با اوصاف مقرره بین طرفین باشد.

ماده ۴۱۵

ماده ۴۱۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 415 خیار رویت و تخلف وصف بعد از رویت فوری است.

ماده ۴۱۶

ماده ۴۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 416 هر یک از متعاملین که در معامله غبن فاحش داشته باشد بعد از علم به غبن میتواند معامله را فسخ کند.

ماده ۴۱۷

ماده ۴۱۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 417 غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.

ماده ۴۱۸

ماده ۴۱۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 418 اگر مغبون در حین معامله عالم به قیمت عادله بوده است خیار فسخ نخواهد داشت.

ماده ۴۱۹

ماده ۴۱۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 419 در تعیین مقدار غبن شرایط معامله نیز باید منظور گردد.

ماده ۴۲۰

ماده ۴۲۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 420 خیار غبن بعد از علم به غبن فوری است.

ماده ۴۲۱

ماده ۴۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 421 اگر کسی که طرف خود را مغبون کرده است تفاوت قیمت را بدهد خیار غبن ساقط نمیشود مگر اینکه مغبون به اخذ تفاوت قیمت ‌راضی گردد.

ماده ۴۲۲

ماده ۴۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 422 اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب با اخذ ارش یا فسخ معامله.

ماده ۴۲۳

ماده ۴۲۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 423 خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت میشود که عیب مخفی و موجود در حین عقد باشد.

ماده ۴۲۴

ماده ۴۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 424 عیب وقتی مخفی محسوب است که مشتری در زمان بیع عالم به آن نبوده است اعم از اینکه این عدم علم ناشی از آن باشد که عیب ‌واقعاً مستور بوده است یا اینکه ظاهر بوده ولی مشتری ملتفت آن نشده است.

ماده ۴۲۵

ماده ۴۲۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 425 عیبی که بعد از بیع و قبل از قبض در مبیع حادث شود در حکم عیب سابق است.

ماده ۴۲۶

ماده ۴۲۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 426 تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت میشود و بنابراین ممکن است بر حسب ازمنه و امکنه مختلف شود.

ماده ۴۲۷

ماده ۴۲۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 427 اگر در مورد ظهور عیب مشتری اختیار ارش کند تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معین میگردد:‌قیمت حقیقی مبیع در حال بی‌عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهل خبره معین شود.‌اگر قیمت آن در حال بی‌عیبی مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی ‌مقدار ارش خواهد بود.‌و اگر قیمت مبیع در حال بی‌عیبی کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی‌عیبی معین شده و بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتری رد کند.

ماده ۴۲۸

ماده ۴۲۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 428 در صورت اختلاف بین اهل خبره حد وسط قیمت‌ها معتبر است.

ماده ۴۲۹

ماده ۴۲۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 429 در موارد ذیل مشتری نمیتواند بیع را فسخ کند و فقط میتواند ارش بگیرد:
1- در صورت تلف شدن مبیع نزد مشتری یا منتقل کردن آن به غیر.
2- در صورتی که تغییری در مبیع پیدا شود اعم از اینکه تغییر به فعل مشتری باشد یا نه.3 -در صورتی که بعد از قبض مبیع عیب دیگری در آن حادث شود مگر اینکه در زمان خیار مختص به مشتری حادث شده باشد که در اینصورت ‌مانع از فسخ و رد نیست.

ماده ۴۳۰

ماده ۴۳۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 430 اگر عیب حادث بعد از قبض در نتیجه عیب قدیم باشد مشتری حق رد را نیز خواهد داشت.

ماده ۴۳۱

ماده ۴۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 431 در صورتی که در یک عقد چند چیز فروخته شود بدون اینکه قیمت هر یک علیحده معین شده باشد و بعضی از آنها معیوب درآید‌ مشتری باید تمام آن را رد کند و ثمن را مسترد دارد یا تمام را نگه دارد و ارش بگیرد و تبعیض نمیتواند بکند مگر به رضای بایع.

ماده ۴۳۲

ماده ۴۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 432 در صورتی که در یک عقد بایع یک نفر و مشتری متعدد باشد و در مبیع عیبی ظاهر شود یکی از مشتری‌ها نمیتواند سهم خود را به تنهایی رد کند و دیگری سهم خود را نگاه دارد مگر با رضای بایع و بنابراین اگر در رد مبیع اتفاق نکردند فقط هر یک از آن‌ها حق ارش خواهد داشت.

ماده ۴۳۳

ماده ۴۳۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 433 اگر در یک عقد بایع متعدد باشد مشتری میتواند سهم یکی را رد و دیگری را با اخذ ارش قبول کند.

ماده ۴۳۴

ماده ۴۳۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 434 اگر ظاهر شود که مبیع معیوب اصلاً مالیت و قیمت نداشته بیع باطل است و اگر بعض مبیع قیمت نداشته باشد بیع نسبت به آن بعض ‌باطل است و مشتری نسبت به باقی از جهت تبعض صفقه اختیار فسخ دارد.

ماده ۴۳۵

ماده ۴۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 435 خیار عیب بعد از علم به آن فوری است.

ماده ۴۳۶

ماده ۴۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 436 اگر بایع از عیوب مبیع تبری کرده باشد به اینکه عهده عیوب را از خود سلب کرده یا با تمام عیوب بفروشد مشتری در صورت ظهور عیب حق رجوع به بایع نخواهد داشت و اگر بایع از عیب خاصی تبری کرده باشد فقط نسبت به همان عیب حق مراجعه ندارد.

ماده ۴۳۷

ماده ۴۳۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 437 از حیث احکام عیب، ثمن شخصی مثل مبیع شخصی است.

ماده ۴۳۸

ماده ۴۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 438 تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله شود.

ماده ۴۳۹

ماده ۴۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 439 اگر بایع تدلیس نموده باشد مشتری حق فسخ بیع را خواهد داشت و همچنین است بایع نسبت به ثمن شخصی در صورت تدلیس‌ مشتری.

ماده ۴۴۰

ماده ۴۴۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 440 خیار تدلیس بعد از علم به آن فوری است.

ماده ۴۴۱

ماده ۴۴۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 441 خیار تبعض صفقه وقتی حاصل میشود که عقد بیع نسبت به بعض مبیع به جهتی از جهات باطل باشد در این صورت مشتری حق ‌خواهد داشت بیع را فسخ نماید یا به نسبت قسمتی که بیع واقع شده است قبول کند و نسبت به قسمتی که بیع باطل بوده است ثمن را استرداد کند.

ماده ۴۴۲

ماده ۴۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 442 در مورد تبعض صفقه قسمتی از ثمن که باید به مشتری برگردد به طریق ذیل حساب میشود:‌آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشتری قرار گرفته منفرداً قیمت میشود و هر نسبتی که بین قیمت مزبور و قیمتی که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد‌ پیدا شود به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشتری رد نماید.

ماده ۴۴۳

ماده ۴۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 443 تبعض صفقه وقتی موجب خیار است که مشتری در حین معامله عالم به آن نباشد ولی در هر حال ثمن تقسیط می‌شود.

ماده ۴۴۴

ماده ۴۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 444 احکام خیار تخلف شرط به طوری است که در مواد 234 الی 245 ذکر شده است.

ماده ۴۴۵

ماده ۴۴۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 445 هر یک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث می‌شود.

ماده ۴۴۶

ماده ۴۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 446 خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط ‌له قرار داده شود در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد.

ماده ۴۴۷

ماده ۴۴۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 447 هر گاه شرط خیار برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد منتقل به ورثه نخواهد شد.

ماده ۴۴۸

ماده ۴۴۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 448 سقوط تمام یا بعضی از خیارات را میتوان در ضمن عقد شرط نمود.

ماده ۴۴۹

ماده ۴۴۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 449 فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل میشود.

ماده ۴۵۰

ماده ۴۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 450 تصرفاتی که نوعاً کاشف از رضای معامله باشد امضای فعلی است مثل آن که مشتری که خیار دارد با علم به خیار مبیع را بفروشد یا رهن ‌بگذارد.

ماده ۴۵۱

ماده ۴۵۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 451 تصرفاتی که نوعاً کاشف از بهم زدن معامله باشد فسخ فعلی است.

ماده ۴۵۲

ماده ۴۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 452 اگر متعاملین هر دو خیار داشته باشند و یکی از آن‌ها امضا کند و دیگری فسخ نماید معامله منفسخ میشود.

ماده ۴۵۳

ماده ۴۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 453 در خیار مجلس و حیوان و شرط اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین تلف یا ناقص شود بر عهده مشتری است و اگر ‌خیار مختص مشتری باشد تلف یا نقص به عهده بایع است.

ماده ۴۵۴

ماده ۴۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 454 هر گاه مشتری مبیع را اجاره داده باشد و بیع فسخ شود اجاره باطل نمیشود مگر اینکه عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتری ‌صریحاً یا ضمناً شرط شده که در این صورت اجاره باطل است.

ماده ۴۵۵

ماده ۴۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 455 اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد فسخ معامله موجب زوال ‌حق شخص مزبور نخواهد شد مگر اینکه شرط خلاف شده باشد.

ماده ۴۵۶

ماده ۴۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 456 تمام انواع خیار در جمیع معاملات لازمه ممکن است موجود باشد مگر خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن که مخصوص بیع است.

ماده ۴۵۷

ماده ۴۵۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 457 هر بیع لازم است مگر اینکه یکی از خیارات در آن ثابت شود.

فصل دوم - در بیع شرط
ماده ۴۵۸

ماده ۴۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 458 در عقد بیع متعاملین میتوانند شرط نمایند که هر گاه بایع در مدت معینی تمام مثل ثمن را به مشتری رد کند خیار فسخ معامله را نسبت ‌به تمام مبیع داشته باشد و همچنین میتوانند شرط کنند که هر گاه بعض مثل ثمن را رد کرد خیار فسخ معامله را نسبت ‌به تمام یا بعض مبیع داشته باشد‌ در هر حال حق خیار تابع قرار داد متعاملین خواهد بود و هر گاه نسبت ‌به ثمن قید تمام یا بعض نشده باشد خیار ثابت نخواهد بود مگر با رد تمام ثمن.

ماده ۴۵۹

ماده ۴۵۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 459 در بیع شرط به مجرد عقد مبیع ملک مشتری می‌شود با قید خیار برای بایع بنابراین اگر بایع به شرایطی که بین او و مشتری برای ‌استرداد مبیع مقرر شده است عمل ننماید بیع قطعی شده و مشتری مالک قطعی مبیع می‌گردد و اگر بالعکس بایع به شرایط مزبوره عمل نماید و مبیع را‌ استرداد کند از حین فسخ مبیع مال بایع خواهد شد ولی نمائات و منافع حاصله از حین عقد تا حین فسخ مال مشتری است.

ماده ۴۶۰

ماده ۴۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 460 در بیع شرط مشتری نمیتواند در مبیع تصرفی که منافی خیار باشد از قبیل نقل و انتقال و غیره بنماید.

ماده ۴۶۱

ماده ۴۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 461 اگر مشتری در زمان خیار از اخذ ثمن امتناع کند بایع میتواند با تسلیم ثمن به حاکم یا قائم مقام او معامله را فسخ کند.

ماده ۴۶۲

ماده ۴۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 462 اگر مبیع به شرط به واسطه فوت مشتری به ورثه او منتقل شود حق فسخ بیع در مقابل ورثه به همان ترتیبی که بوده است باقی خواهد‌ بود.

ماده ۴۶۳

ماده ۴۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 463 اگر در بیع شرط معلوم شود که قصد بایع حقیقت بیع نبوده است احکام بیع در آن مجری نخواهد بود.

فصل سوم - در معاوضه
ماده ۴۶۴

ماده ۴۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 464 معاوضه عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین مالی میدهد به عوض مال دیگر که از طرف دیگر اخذ میکند بدون ملاحظه اینکه یکی از عوضین مبیع و دیگری ثمن باشد.

ماده ۴۶۵

ماده ۴۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 465 در معاوضه احکام خاصه بیع جاری نیست.

فصل چهارم - در اجاره
ماده ۴۶۶

ماده ۴۶۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 466 اجاره عقدی است که به موجب آن مستاجر مالک منافع عین مستاجره میشود. اجاره دهنده را موجر و اجاره کننده را مستاجر و مورد ‌اجاره را عین مستاجره گویند.

ماده ۴۶۷

ماده ۴۶۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 467 مورد اجاره ممکن است اشیاء یا حیوان یا انسان باشد.

ماده ۴۶۸

ماده ۴۶۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 468 در اجاره اشیاء مدت اجاره باید معین شود والا اجاره باطل است.

ماده ۴۶۹

ماده ۴۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 469 مدت اجاره از روزی شروع میشود که بین طرفین مقرر شده است و اگر در عقد اجاره ابتدای مدت ذکر نشده باشد از وقت عقد ‌محسوب است.

ماده ۴۷۰

ماده ۴۷۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 470 در صحت اجاره قدرت بر تسلیم عین مستاجره شرط است.

ماده ۴۷۱

ماده ۴۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 471 برای صحت اجاره باید انتفاع از عین مستاجره با بقای اصل آن ممکن باشد.

ماده ۴۷۲

ماده ۴۷۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 472 عین مستاجره باید معین باشد و اجاره عین مجهول یا مردد باطل است.

ماده ۴۷۳

ماده ۴۷۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 473 لازم نیست که موجر مالک عین مستاجره باشد ولی باید مالک منافع آن باشد.

ماده ۴۷۴

ماده ۴۷۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 474 مستاجر میتواند عین مستاجره را به دیگری اجاره بدهد مگر اینکه در عقد اجاره خلاف آن شرط شده باشد.

ماده ۴۷۵

ماده ۴۷۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 475 اجاره مال مشاع جائز است لیکن تسلیم عین مستاجره موقوف است به اذن شریک.

ماده ۴۷۶

ماده ۴۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 476 موجر باید عین مستاجره را تسلیم مستاجر کند و در صورت امتناع موجر اجبار میشود و در صورت تعذر اجبار مستاجر خیار فسخ ‌دارد.

ماده ۴۷۷

ماده ۴۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 477 موجر باید عین مستاجره را در حالتی تسلیم نماید که مستاجر بتواند استفاده مطلوبه از آن را بکند.

ماده ۴۷۸

ماده ۴۷۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 478 هر گاه معلوم شود عین مستاجره در حال اجاره معیوب بوده مستاجر میتواند اجاره را فسخ کند یا به همان نحوی که بوده است اجاره را‌ با تمام اجرت قبول کند ولی اگر موجر رفع عیب کند به نحوی که به مستاجر ضرری نرسد مستاجر حق فسخ ندارد.

ماده ۴۷۹

ماده ۴۷۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 479 عیبی که موجب فسخ اجاره میشود عیبی است که موجب نقصان منفعت یا صعوبت در انتفاع باشد.

ماده ۴۸۰

ماده ۴۸۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 480 عیبی که بعد از عقد و قبل از قبض منفعت در عین مستاجره حادث شود موجب خیار است و اگر عیب در اثناء مدت اجاره حادث شود ‌نسبت به بقیه مدت خیار ثابت است.

ماده ۴۸۱

ماده ۴۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 481 هر گاه عین مستاجره به واسطه عیب از قابلیت انتفاع خارج شده و نتوان رفع عیب نمود اجاره باطل میشود.

ماده ۴۸۲

ماده ۴۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 482 اگر مورد اجاره عین کلی باشد و فردی که موجر داده معیوب درآید مستاجر حق فسخ ندارد و میتواند موجر را مجبور به تبدیل آن‌ نماید و اگر تبدیل آن ممکن نباشد حق فسخ خواهد داشت.

ماده ۴۸۳

ماده ۴۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 483 اگر در مدت اجاره عین مستاجره به واسطه حادثه کلاً یا بعضاً تلف شود از زمان تلف نسبت به مقدار تلف شده منفسخ میشود و در صورت تلف بعض آن مستاجر حق دارد اجاره را نسبت به بقیه فسخ کند یا فقط مطالبه تقلیل نسبی مال‌الاجاره نماید.

ماده ۴۸۴

ماده ۴۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 484 موجر نمیتواند در مدت اجاره در عین مستاجره تغییری دهد که منافی مقصود مستاجر از استیجار باشد.

ماده ۴۸۵

ماده ۴۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 485 اگر در مدت اجاره در عین مستاجره تعمیراتی لازم آید که تاخیر در آن موجب ضرر موجر باشد مستاجر نمیتواند مانع تعمیرات مزبوره‌ گردد اگر چه در مدت تمام یا قسمتی از زمان تعمیر نتواند از عین مستاجره کلاً یا بعضاً استفاده نماید در این صورت حق فسخ اجاره را خواهد داشت.

ماده ۴۸۶

ماده ۴۸۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 486 تعمیرات و کلیه مخارجی که در عین مستاجره برای امکان انتفاع از آن لازم است به عهده مالک است مگر آنکه شرط خلاف شده یا‌ عرف بلد بر خلاف آن جاری باشد و همچنین است آلات و ادواتی که برای امکان انتفاع از عین مستاجره لازم میباشد.

ماده ۴۸۷

ماده ۴۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 487 هر گاه مستاجر نسبت به عین مستاجره تعدی یا تفریط نماید و موجر قادر بر منع آن نباشد موجر حق فسخ دارد.

ماده ۴۸۸

ماده ۴۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 488 اگر شخص ثالثی بدون ادعای حقی در عین مستاجره یا منافع آن مزاحم مستاجر گردد در صورتی که قبل از قبض باشد مستاجر حق فسخ ‌دارد و اگر فسخ ننمود میتواند برای رفع مزاحمت و مطالبه اجرت‌المثل به خود مزاحم رجوع کند و اگر مزاحمت بعد از قبض واقع شود حق فسخ ندارد ‌و فقط میتواند به مزاحم رجوع کند.

ماده ۴۸۹

ماده ۴۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 489 اگر شخصی که مزاحمت مینماید مدعی حق نسبت به عین مستاجره یا منافع آن باشد مزاحم نمیتواند عین مزبور را از ید مستاجر ‌انتزاع نماید مگر بعد از اثبات حق با طرفیت مالک و مستاجر هر دو.

ماده ۴۹۰

ماده 490 مستاجر باید

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 490 مستاجر باید:اولاً- در استعمال عین مستاجره به نحو متعارف رفتار کرده و تعدی یا تفریط نکند.ثانیاً- عین مستاجره برای همان مصرفی که در اجاره مقرر شده و در صورت عدم تعیین در منافع مقصوده که از اوضاع و احوال استنباط میشود ‌استعمال نماید.ثالثاً- مال‌الاجاره را در مواعدی که بین طرفین مقرر است تادیه کند و در صورت عدم تعیین موعد نقداً باید بپردازد.

ماده ۴۹۱

ماده ۴۹۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 491 اگر منفعتی که در اجاره تعیین شده است به خصوصیت آن منظور نبوده مستاجر میتواند استفاده منفعتی کند که از حیث ضرر مساوی یا ‌کمتر از منفعت معینه باشد.

ماده ۴۹۲

ماده ۴۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 492 اگر مستاجر عین مستاجره را در غیر موردی که در اجاره ذکر شده باشد یا از اوضاع و احوال استنباط میشود استعمال کند و منع آن ‌ممکن نباشد موجر حق فسخ اجاره را خواهد داشت.

ماده ۴۹۳

ماده ۴۹۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 493 مستاجر نسبت به عین مستاجره ضامن نیست به این معنی که اگر عین مستاجره بدون تفریط یا تعدی او کلاً یا بعضاً تلف شود مسئول نخواهد بود ولی اگر مستاجر تفریط یا تعدی نماید ضامن است اگر چه نقص در ‌نتیجه تفریط یا تعدی حاصل نشده باشد.

ماده ۴۹۴

ماده ۴۹۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 494 عقد اجاره به محض انقضاء مدت برطرف میشود و اگر پس از انقضاء آن مستاجر عین مستاجره را بدون اذن مالک مدتی در تصرف‌ خود نگاه دارد موجر برای مدت مزبور مستحق اجرت‌المثل خواهد بود اگرچه مستاجر استیفاء منفعت نکرده باشد و اگر با اجازه مالک در تصرف نگه دارد وقتی باید اجرت‌المثل بدهد که استیفاء منفعت کرده باشد مگر اینکه مالک اجازه داده باشد که مجاناً استفاده نماید.

ماده ۴۹۵

ماده ۴۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 495 اگر برای تادیه مال‌الاجاره ضامنی داده شده باشد ضامن مسئول اجرت‌المثل مذکور در ماده فوق نخواهد بود.

ماده ۴۹۶

ماده ۴۹۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 496 عقد اجاره به واسطه تلف شدن عین مستاجره از تاریخ تلف باطل می‌شود و نسبت به تخلف از شرایطی که بین موجر و مستاجر مقرر‌ است خیار فسخ از تاریخ تخلف ثابت میگردد.

ماده ۴۹۷

ماده ۴۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 497 عقد اجاره به واسطه فوت موجر یا مستاجر باطل نمیشود ولیکن اگر موجر فقط برای مدت عمر خود مالک منافع عین مستاجره بوده ‌است اجاره به فوت موجر باطل میشود. اگر شرط مباشرت مستاجر شده باشد به فوت مستاجر باطل میگردد.

ماده ۴۹۸

ماده ۴۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 498 اگر عین مستاجره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر اینکه موجر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط ‌کرده باشد.

ماده ۴۹۹

ماده ۴۹۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 499 هر گاه متولی با ملاحظه صرفه وقف مال موقوفه را اجاره دهد اجاره به فوت او باطل نمی‌گردد.

ماده ۵۰۰

ماده ۵۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 500 در بیع شرط مشتری میتواند مبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد و اگر اجاره منافی با خیار بایع باشد به وسیله جعل ‌خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد والا اجاره تا حدی که منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود.

ماده ۵۰۱

ماده ۵۰۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 501 اگر در عقد اجاره مدت به طور صریح ذکر نشده و مال‌الاجاره هم از قرار روز یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد اجاره برای یک روز یا یک ماه یا یک سال صحیح خواهد بود و اگر مستاجر عین مستاجره را بیش از مدت‌های مزبوره در تصرف خود نگاه دارد و موجر هم تخلیه ید او را‌ نخواهد موجر به موجب مراضات حاصله برای بقیه مدت و به نسبت زمان تصرف مستحق اجرت مقرر بین طرفین خواهد بود.

ماده ۵۰۲

ماده ۵۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 502 اگر مستاجر در عین مستاجره بدون اذن موجر تعمیراتی نماید حق مطالبه قیمت آن را نخواهد داشت.

ماده ۵۰۳

ماده ۵۰۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 503 هر گاه مستاجر بدون اجازه موجر در خانه یا زمینی که اجاره کرده وضع بنا یا غرس اشجار کند هر یک از موجر و مستاجر حق دارد هر‌ وقت بخواهد بنا را خراب یا درخت را قطع نماید در این صورت اگر در عین مستاجره نقصی حاصل شود بر عهده مستاجر است.

ماده ۵۰۴

ماده ۵۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 504 هر گاه مستاجر به موجب عقد اجاره مجاز در بنا یا غرس بوده موجر نمیتواند مستاجر را به خراب کردن یا کندن آن اجبار کند و بعد از‌ انقضاء مدت اگر بنا یا درخت در تصرف مستاجر باقی بماند موجر حق مطالبه اجرت‌المثل زمین را خواهد داشت و اگر در تصرف موجر باشد مستاجر ‌حق مطالبه اجرت‌المثل بنا یا درخت را خواهد داشت.

ماده ۵۰۵

ماده ۵۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 505 اقساط مال‌الاجاره که به علت نرسیدن موعد پرداخت آن بر ذمه مستاجر مستقر نشده است به موت او حال نمیشود.

ماده ۵۰۶

ماده ۵۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 506 در اجاره عقار آفت زراعت از هر قبیل که باشد به عهده مستاجر است مگر اینکه در عقد اجاره طور دیگر شرط شده باشد.

ماده ۵۰۷

ماده ۵۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 507 در اجاره حیوان تعیین منفعت یا به تعیین مدت اجاره است یا به بیان مسافت و محلی که راکب یا محمول باید به آنجا حمل شود.

ماده ۵۰۸

ماده ۵۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 508 در موردی که منفعت به بیان مدت اجاره معلوم شود تعیین راکب یا محمول لازم نیست ولی مستاجر نمیتواند زیاده بر مقدار متعارف ‌حمل کند و اگر منفعت به بیان مسافت و محل معین شده باشد تعیین راکب یا محمول لازم است.

ماده ۵۰۹

ماده ۵۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 509 در اجاره حیوان ممکن است شرط شود که اگر موجر در وقت معین محمول را به مقصد نرساند مقدار معینی از مال‌الاجاره کم شود.

ماده ۵۱۰

ماده ۵۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 510 در اجاره حیوان لازم نیست که عین مستاجره حیوان معینی باشد بلکه تعیین آن به نوع معینی کافی خواهد بود.

ماده ۵۱۱

ماده ۵۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 511 حیوانی که مورد اجاره است باید برای همان مقصودی استعمال شود که قصد طرفین بوده است بنابراین حیوانی که برای سواری اجاره‌ شده است نمی‌توان برای بارکشی استعمال نمود.

ماده ۵۱۲

ماده ۵۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 512 در اجاره اشخاص کسی که اجاره میکند مستاجر و کسی که مورد اجاره واقع میشود اجیر و مال‌الاجاره اجرت نامیده می‌شود.

ماده ۵۱۳

ماده 513 اقسام عمده اجاره اشخاص از قرار ذیل است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 513 اقسام عمده اجاره اشخاص از قرار ذیل است:1) اجاره خدمه و کارگران از هر قبیل.2) اجاره متصدیان حمل و نقل اشخاص یا مال‌التجاره اعم از راه خشکی یا آب یا هوا.

ماده ۵۱۴

ماده ۵۱۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 514 خادم یا کارگر نمی‌تواند اجیر شود مگر برای مدت معینی یا برای انجام امر معینی.

ماده ۵۱۵

ماده ۵۱۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 515 اگر کسی بدون تعیین انتهاء مدت اجیر شود مدت اجاره محدود خواهد بود به مدتی که مزد از قرار آن معین شده است بنابراین اگر مزد ‌اجیر از قرار روز یا هفته یا ماه یا سالی فلان مبلغ معین شده باشد مدت اجاره محدود به یک روز یا یک هفته یا یک ماه یا یک سال خواهد بود و پس از‌ انقضاء مدت مزبور اجاره برطرف میشود ولی اگر پس از انقضاء مدت اجیر به خدمت خود دوام دهد و موجر او را نگاه دارد اجیر نظر به مراضات حاصله به همان طوری که در زمان اجاره بین او و موجر مقرر بود مستحق اجرت خواهد شد.

ماده ۵۱۶

ماده ۵۱۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 516 تعهدات متصدیان حمل و نقل، اعم از اینکه از راه خشکی یا آب یا هوا باشد برای حفاظت و نگاهداری اشیایی که به آن‌ها سپرده می‌شود ‌همان است که برای امانتداران مقرر است. بنابراین در صورت تفریط یا تعدی، مسئول تلف یا ضایع شدن اشیایی خواهند بود که برای حمل به آن‌ها داده ‌‌‌می‌شود و این مسئولیت از تاریخ تحویل اشیا به آنان خواهد بود.

ماده ۵۱۷

ماده ۵۱۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 517 مفاد ماده 509 در مورد متصدیان حمل و نقل نیز مجری خواهد بود.

فصل پنجم - در مزارعه و مساقات
ماده ۵۱۸

ماده ۵۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 518 مزارعه عقدی است که به موجب آن احد طرفین زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر میدهد که آن را زراعت کرده و حاصل را‌ تقسیم کنند.

ماده ۵۱۹

ماده ۵۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 519 در عقد مزارعه حصه هر یک از مزارع و عامل باید به نحو اشاعه از قبیل ربع یا ثلث یا نصف و غیره معین گردد و اگر به نحو دیگر باشد ‌احکام مزارعه جاری نخواهد شد.

ماده ۵۲۰

ماده ۵۲۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 520 در مزارعه جائز است شرط شود که یکی از دو طرف علاوه بر حصه از حاصل مال دیگری نیز به طرف مقابل بدهد.

ماده ۵۲۱

ماده ۵۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 521 در عقد مزارعه ممکن است هر یک از بذر و عوامل مال مزارع باشد یا عامل در این صورت نیز حصه مشاع هر یک از طرفین بر طبق‌ قرارداد یا عرف بلد خواهد بود.

ماده ۵۲۲

ماده ۵۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 522 در عقد مزارعه لازم نیست که متصرف زمین مالک آن هم باشد ولی لازم است که مالک منافع بوده باشد یا به عنوانی از عناوین از قبیل ‌ولایت و غیره حق تصرف در آن را داشته باشد.

ماده ۵۲۳

ماده ۵۲۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 523 زمینی که مورد مزارعه است باید برای زرع مقصود قابل باشد اگرچه محتاج به اصلاح یا تحصیل آب باشد و اگر زرع محتاج به عملیاتی‌ باشد از قبیل حفر نهر یا چاه و غیره و عامل در حین عقد جاهل به آن بوده باشد حق فسخ معامله را خواهد داشت.

ماده ۵۲۴

ماده ۵۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 524 نوع زرع باید در عقد مزارعه معین باشد مگر اینکه بر حسب عرف بلد معلوم و یا عقد برای مطلق زراعت بوده باشد در صورت اخیر‌ عامل در اختیار نوع زراعت مختار خواهد بود.

ماده ۵۲۵

ماده ۵۲۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 525 عقد مزارعه عقدی است لازم.

ماده ۵۲۶

ماده ۵۲۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 526 هر یک از مالک، عامل و مزارع میتواند در صورت غبن معامله را فسخ کند.

ماده ۵۲۷

ماده ۵۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 527 هر گاه زمین به واسطه فقدان آب یا علل دیگر از این قبیل از قابلیت انتفاع خارج شود و رفع مانع ممکن نباشد عقد مزارعه منفسخ‌ میشود.

ماده ۵۲۸

ماده ۵۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 528 اگر شخص ثالثی قبل از اینکه زمین مورد مزارعه تسلیم عامل شود آن را غصب کند عامل مختار بر فسخ میشود ولی اگر غصب بعد از‌ تسلیم واقع شود حق فسخ ندارد.

ماده ۵۲۹

ماده ۵۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 529 عقد مزارعه به فوت متعاملین یا احد آنها باطل نمی‌شود مگر اینکه مباشرت عامل شرط شده باشد در این صورت به فوت او منفسخ ‌میشود.

ماده ۵۳۰

ماده ۵۳۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 530 هر گاه کسی به مدت عمر خود مالک منافع زمینی بوده و آن را به مزارعه داده باشد عقد مزارعه به فوت او منفسخ میشود.

ماده ۵۳۱

ماده ۵۳۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 531 بعد از ظهور ثمره زرع، عامل مالک حصه خود از آن میشود.

ماده ۵۳۲

ماده ۵۳۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 532 در عقد مزارعه اگر شرط شود که تمام ثمره مال مزارع یا عامل تنها باشد عقد باطل است.

ماده ۵۳۳

ماده ۵۳۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 533 اگر عقد مزارعه به علتی باطل شود تمام حاصل مال صاحب بذر است و طرف دیگر که مالک زمین یا آب یا صاحب عمل بوده است به نسبت آنچه که مالک بوده مستحق اجرت‌المثل خواهد بود. اگر بذر مشترک بین مزارع و عامل باشد حاصل و اجرت‌المثل نیز به نسبت بذر بین آنها ‌تقسیم میشود.

ماده ۵۳۴

ماده ۵۳۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 534 هر گاه عامل در اثناء یا در ابتداء عمل آن را ترک کند و کسی نباشد که عمل را به جای او انجام دهد حاکم به تقاضای مزارع عامل را اجبار ‌به انجام میکند و یا عمل را به خرج عامل ادامه میدهد و در صورت عدم امکان مزارع حق فسخ دارد.

ماده ۵۳۵

ماده ۵۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 535 اگر عامل زراعت نکند و مدت منقضی شود مزارع مستحق اجرت‌المثل است.

ماده ۵۳۶

ماده ۵۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 536 هر گاه عامل به طور متعارف مواظبت در زراعت ننماید و از این حیث حاصل کم شود یا ضرر دیگر متوجه مزارع گردد عامل ضامن‌ تفاوت خواهد بود.

ماده ۵۳۷

ماده ۵۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 537 هر گاه در عقد مزارعه زرع معینی قید شده باشد و عامل غیر آن را زرع نماید مزارعه باطل و بر طبق ماده 533 رفتار میشود.

ماده ۵۳۸

ماده ۵۳۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 538 هر گاه مزارعه در اثناء مدت قبل از ظهور ثمره فسخ شود حاصل مال مالک بذر است و طرف دیگر مستحق اجرت‌المثل خواهد بود.

ماده ۵۳۹

ماده ۵۳۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 539 هر گاه مزارعه بعد از ظهور ثمره فسخ شود هر یک از مزارع و عامل به نسبتی که بین آنها مقرر بوده شریک در ثمره هستند لیکن از تاریخ ‌فسخ تا برداشت حاصل هر یک به اخذ اجرت‌المثل زمین و عمل و سایر مصالح‌الاملاک خود که به حصه مقرر به طرف دیگر تعلق میگیرد مستحق‌ خواهد بود.

ماده ۵۴۰

ماده ۵۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 540 هر گاه مدت مزارعه منقضی شود و اتفاقاً زرع نرسیده باشد مزارع حق دارد که زراعت را ازاله کند یا آن را به اخذ اجر‌المثل ابقاء نماید.

ماده ۵۴۱

ماده ۵۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 541 عامل میتواند برای زراعت اجیر بگیرد یا با دیگری شریک شود ولی برای انتقال معامله یا تسلیم زمین به دیگری رضای مزارع لازم‌ است.

ماده ۵۴۲

ماده ۵۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 542 خراج زمین به عهده مالک است مگر اینکه خلاف آن شرط شده باشد سایر مخارج زمین بر حسب تعیین طرفین یا متعارف است.

ماده ۵۴۳

ماده ۵۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 543 مساقات معامله‌ای است که بین صاحب درخت و امثال آن با عامل در مقابل حصه مشاع معین از ثمره واقع می‌شود و ثمره اعم است از‌ میوه و برگ و گل و غیر آن.

ماده ۵۴۴

ماده ۵۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 544 در هر مورد که مساقات باطل باشد یا فسخ شود تمام ثمره مال مالک است و عامل مستحق اجرت‌المثل خواهد بود.

ماده ۵۴۵

ماده ۵۴۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 545 مقررات راجعه به مزارعه که در مبحث قبل ذکر شده است در مورد عقد مساقات نیز مرعی خواهد بود مگر اینکه عامل نمیتواند بدون ‌اجازه مالک معامله را به دیگری واگذار یا با دیگری شرکت نماید.

فصل ششم - در مضاربه
ماده ۵۴۶

ماده ۵۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 546 مضاربه عقدی است که به موجب آن احد متعاملین سرمایه میدهد با قید اینکه طرف دیگر با آن تجارت کرده و در سود آن شریک ‌باشند صاحب سرمایه مالک و عامل مضارب نامیده میشود.

ماده ۵۴۷

ماده ۵۴۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 547 سرمایه باید وجه نقد باشد.

ماده ۵۴۸

ماده ۵۴۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 548 حصه هر یک از مالک و مضارب در منافع باید جزء مشاع از کل از قبیل ربع یا ثلث و غیره باشد.

ماده ۵۴۹

ماده ۵۴۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 549 حصه‌های مزبوره در ماده فوق باید در عقد مضاربه معین شود مگر اینکه در عرف منجزاً معلوم بوده و سکوت در عقد منصرف به آن گردد.

ماده ۵۵۰

ماده ۵۵۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 550 مضاربه عقدی است جائز.

ماده ۵۵۱

ماده 551 عقد مضاربه به یکی از علل ذیل منفسخ میشود

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 551 عقد مضاربه به یکی از علل ذیل منفسخ میشود:1) در صورت موت یا جنون یا سفه احد طرفین.2) در صورت مفلس شدن مالک.3) در صورت تلف شدن تمام سرمایه و ربح.4) ‌در صورت عدم امکان تجارتی که منظور طرفین بوده.

ماده ۵۵۲

ماده ۵۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 552 هر گاه در مضاربه برای تجارت مدت معین شده باشد تعیین مدت موجب لزوم عقد نمیشود لیکن پس از انقضاء مدت مضارب‌ نمیتواند معامله بکند مگر با اجازه جدید مالک.

ماده ۵۵۳

ماده ۵۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 553 در صورتی که مضاربه مطلق باشد یعنی تجارت خاصی شرط نشده باشد عامل میتواند هر قسم تجارتی را که صلاح بداند بنماید ولی ‌در طرز تجارت باید متعارف را رعایت کند.

ماده ۵۵۴

ماده ۵۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 554 مضارب نمیتواند نسبت به همان سرمایه با دیگری مضاربه کند یا آن را به غیر واگذار نماید مگر با اجازه مالک.

ماده ۵۵۵

ماده ۵۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 555 مضارب باید اعمالی را که برای نوع تجارت متعارف و معمول بلد و زمان است بجا آورد ولی اگر اعمالی را که بر طبق عرف بایستی به اجیر رجوع کند خود شخصاً انجام دهد مستحق اجرت آن نخواهد بود.

ماده ۵۵۶

ماده ۵۵۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 556 مضارب در حکم امین است و ضامن مال مضاربه نمیشود مگر در صورت تفریط یا تعدی.

ماده ۵۵۷

ماده ۵۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 557 اگر کسی مالی برای تجارت بدهد و قرار گذارد که تمام منافع مال مالک باشد در این صورت معامله مضاربه محسوب نمیشود و عامل ‌مستحق اجرت‌المثل خواهد بود مگر اینکه معلوم شود که عامل عمل را تبرعاً انجام داده است.

ماده ۵۵۸

ماده ۵۵۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 558 اگر شرط شود که مضارب ضامن سرمایه خواهد بود و یا خسارات حاصله از تجارت متوجه مالک نخواهد شد عقد باطل است مگر اینکه به طور لزوم شرط شده باشد که مضارب از مال خود به مقدار خسارت یا تلف مجاناً به مالک تملیک کند.

ماده ۵۵۹

ماده ۵۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 559 در حساب جاری یا حساب به مدت ممکن است با رعایت شرط قسمت اخیر ماده قبل احکام مضاربه جاری و حق‌المضاربه به آن تعلق‌ بگیرد.

ماده ۵۶۰

ماده ۵۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 560 به غیر از آنکه فوقاً مذکور شد مضاربه تابع شرایط و مقرراتی است که به موجب عقد بین طرفین مقرر است.

فصل هفتم - در جعاله
ماده ۵۶۱

ماده ۵۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 561 جعاله عبارت است از التزام شخصی به اداء اجرت معلوم در مقابل عملی اعم از اینکه طرف معین باشد یا غیر معین.

ماده ۵۶۲

ماده ۵۶۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 562 در جعاله ملتزم را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل میگویند.

ماده ۵۶۳

ماده ۵۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 563 در جعاله معلوم بودن اجرت من‌جمیع‌الجهات لازم نیست بنابراین اگر کسی ملتزم شود که هر کس گم شده او را پیدا کند حصه مشاع ‌معینی از آن مال او خواهد بود جعاله صحیح است.

ماده ۵۶۴

ماده ۵۶۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 564 در جعاله گذشته از عدم لزوم تعیین عامل ممکن است عمل هم مردد و کیفیات آن نامعلوم باشد.

ماده ۵۶۵

ماده ۵۶۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 565 جعاله تعهدی است جائز و مادامی که عمل به اتمام نرسیده است هر یک از طرفین میتوانند رجوع کنند ولی اگر جاعل در اثناء عمل ‌رجوع نماید باید اجرت‌المثل عمل عامل را بدهد.

ماده ۵۶۶

ماده ۵۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 566 هر گاه در جعاله عمل دارای اجزاء متعدد بوده و هر یک از اجزاء مقصود بالاصاله جاعل بوده باشد و جعاله فسخ گردد عامل از اجرت‌المسمی به نسبت عملی که کرده است مستحق خواهد بود اعم از اینکه فسخ از طرف جاعل باشد یا از طرف خود عامل.

ماده ۵۶۷

ماده ۵۶۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 567 عامل وقتی مستحق جعل میگردد که متعلق جعاله را تسلیم کرده یا انجام داده باشد.

ماده ۵۶۸

ماده ۵۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 568 اگر عاملین متعدد به شرکت هم عمل را انجام دهند هر یک به نسبت مقدار عمل خود مستحق جعل میگردد.

ماده ۵۶۹

ماده ۵۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 569 مالی که جعاله برای آن واقع شده است از وقتی که به دست عامل میرسد تا به جاعل رد کند در دست او امانت است.

ماده ۵۷۰

ماده ۵۷۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 570 جعاله بر عمل نامشروع و یا بر عمل غیر عقلائی باطل است.

فصل هشتم - در شرکت
ماده ۵۷۱

ماده ۵۷۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 571 شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شیئی واحد به نحو اشاعه.

ماده ۵۷۲

ماده ۵۷۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 572 شرکت اختیاری است یا قهری.

ماده ۵۷۳

ماده ۵۷۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 573 شرکت اختیاری یا در نتیجه عقدی از عقود حاصل میشود یا در نتیجه عمل شرکاء از قبیل مزج اختیاری یا قبول مالی مشاعاً در ازاء ‌عمل چند نفر و نحو این‌ها.

ماده ۵۷۴

ماده ۵۷۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 574 شرکت قهری اجتماع حقوق مالکین است که در نتیجه امتزاج یا ارث حاصل میشود.

ماده ۵۷۵

ماده ۵۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 575 هر یک از شرکاء به نسبت سهم خود در نفع و ضرر سهیم میباشد مگر اینکه برای یک یا چند نفر از آن‌ها در مقابل عملی سهم زیادتری ‌منظور شده باشد.

ماده ۵۷۶

ماده ۵۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 576 طرز اداره کردن اموال مشترک تابع شرایط مقرره بین شرکاء خواهد بود.

ماده ۵۷۷

ماده ۵۷۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 577 شریکی که در ضمن عقد به اداره کردن اموال مشترک ماذون شده است میتواند هر عملی را که لازمه اداره کردن است انجام دهد و به هیچ وجه مسئول خسارات حاصله از اعمال خود نخواهد بود مگر در صورت تفریط یا تعدی.

ماده ۵۷۸

ماده ۵۷۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 578 شرکاء همه وقت میتوانند از اذن خود رجوع کنند مگر اینکه اذن در ضمن عقد لازم داده شده باشد که در این صورت مادام که شرکت ‌باقی است حق رجوع ندارند.

ماده ۵۷۹

ماده ۵۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 579 اگر اداره کردن شرکت به عهده شرکاء متعدد باشد به نحوی که هر یک به طور استقلال مأذون در اقدام باشد هر یک از آنها میتواند منفرداً به اعمالی که برای اداره کردن لازم است اقدام کند.

ماده ۵۸۰

ماده ۵۸۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 580 اگر بین شرکاء مقرر شده باشد که یکی از مدیران نمیتواند بدون دیگری اقدام کند مدیری که به تنهایی اقدام کرده باشد در صورت عدم ‌امضاء شرکاء دیگر در مقابل شرکاء ضامن خواهد بود اگرچه برای مأذونین دیگر امکان فعلی برای مداخله در امر اداره کردن موجود نبوده باشد.

ماده ۵۸۱

ماده ۵۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 581 تصرفات هر یک از شرکاء در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود.

ماده ۵۸۲

ماده ۵۸۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 582 شریکی که بدون اذن یا در خارج از حدود اذن تصرف در اموال شرکت نماید ضامن است.

ماده ۵۸۳

ماده ۵۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 583 هر یک از شرکاء میتواند بدون رضایت شرکاء دیگر سهم خود را جزئاً یا کلاً به شخص ثالثی منتقل کند.

ماده ۵۸۴

ماده ۵۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 584 شریکی که مال‌الشرکه در ید اوست در حکم امین است و ضامن تلف و نقص آن نمیشود مگر در صورت تفریط یا تعدی.

ماده ۵۸۵

ماده ۵۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 585 شریک غیرمأذون در مقابل اشخاصی که با آن‌ها معامله کرده مسئول بوده و طلبکاران فقط حق رجوع به او دارند.

ماده ۵۸۶

ماده ۵۸۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 586 اگر برای شرکت در ضمن عقد لازمی مدت معین نشده باشد هر یک از شرکاء هر وقت بخواهد میتواند رجوع کند.

ماده ۵۸۷

ماده 587 شرکت به یکی از طرق ذیل مرتفع میشود

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 587 شرکت به یکی از طرق ذیل مرتفع میشود:1) در صورت تقسیم.2) در صورت تلف شدن تمام مال شرکت.

ماده ۵۸۸

ماده ۵۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 588 در موارد ذیل شرکاء مأذون در تصرف اموال مشترکه نمی‌باشند:1) در صورت انقضاء مدت مأذونیت یا رجوع از آن در صورت امکان رجوع.2) در صورت فوت یا محجور شدن یکی از شرکاء.

ماده ۵۸۹

ماده ۵۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 589 هر شریک‌المال میتواند هر وقت بخواهد تقاضای تقسیم مال مشترک را بنماید مگر در مواردی که تقسیم به موجب این قانون ممنوع یا‌ شرکاء به وجه ملزمی ملتزم بر عدم تقسیم شده باشند.

ماده ۵۹۰

ماده ۵۹۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 590 در صورتی که شرکا بیش از دو نفر باشند ممکن است تقسیم فقط به نسبت سهم یک یا چند نفر از آن‌ها به عمل آید و سهام دیگران به اشاعه باقی بماند.

ماده ۵۹۱

ماده ۵۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 591 هر گاه تمام شرکاء به تقسیم مال مشترک راضی باشند تقسیم به نحوی که شرکاء تراضی نمایند به عمل می‌آید و در صورت عدم توافق ‌بین شرکاء حاکم اجبار به تقسیم میکند مشروط بر اینکه تقسیم مشتمل بر ضرر نباشد که در این صورت اجبار جائز نیست و تقسیم باید به تراضی ‌باشد.

ماده ۵۹۲

ماده ۵۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 592 هر گاه تقسیم برای بعضی از شرکاء مضر و برای بعض دیگر بی‌ضرر باشد در صورتی که تقاضا از طرف متضرر باشد طرف دیگر اجبار ‌میشود و اگر برعکس تقاضا از طرف غیر متضرر بشود شریک متضرر اجبار بر تقسیم نمیشود.

ماده ۵۹۳

ماده ۵۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 593 ضرری که مانع از تقسیم میشود عبارت است از نقصان فاحش قیمت به مقداری که عادتا قابل مسامحه نباشد.

ماده ۵۹۴

ماده ۵۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 594 هر گاه قنات مشترک یا امثال آن خرابی پیدا کرده و محتاج به تنقیه یا تعمیر شود و یک یا چند نفر از شرکاء بر ضرر شریک یا شرکاء دیگر ‌از شرکت در تنقیه یا تعمیر امتناع نمایند شریک یا شرکاء متضرر میتوانند به حاکم رجوع نمایند در این صورت اگر ملک قابل تقسیم نباشد حاکم‌ میتواند برای قلع ماده نزاع و دفع ضرر شریک ممتنع را به اقتضای موقع به شرکت در تنقیه یا تعمیر یا اجاره یا بیع سهم خود اجبار کند.

ماده ۵۹۵

ماده ۵۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 595 هر گاه تقسیم متضمن افتادن تمام مال مشترک یا حصه یک یا چند نفر از شرکاء از مالیت باشد تقسیم ممنوع است اگر چه شرکاء تراضی‌ نمایند.

ماده ۵۹۶

ماده ۵۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 596 در صورتی که اموال مشترک متعدد باشد قسمت اجباری در بعضی از آن‌ها ملازم با تقسیم باقی اموال نیست.

ماده ۵۹۷

ماده ۵۹۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 597 تقسیم ملک از وقف جایز است ولی تقسیم مال موقوفه بین موقوف‌علیهم جایز نیست.

ماده ۵۹۸

ماده ۵۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 598 ترتیب تقسیم آن است که اگر مال مشترک مثلی باشد به نسبت سهام شرکاء افراز میشود و اگر قیمتی باشد بر حسب قیمت تعدیل ‌میشود و بعد از افراز یا تعدیل در صورت عدم تراضی بین شرکاء حصص آنها به قرعه معین میگردد.

ماده ۵۹۹

ماده ۵۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 599 تقسیم بعد از آن که صحیحاً واقع شد لازم است و هیچ یک از شرکاء نمیتواند بدون رضای دیگران از آن رجوع کند.

ماده ۶۰۰

ماده ۶۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 600 هر گاه در حصه یک یا چند نفر از شرکا عیبی ظاهر شود که در حین تقسیم عالم به آن نبوده شریک یا شرکاء مزبور حق دارند تقسیم را ‌بهم بزنند.

ماده ۶۰۱

ماده ۶۰۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 601 هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که قسمت به غلط واقع شده است تقسیم باطل میشود.

ماده ۶۰۲

ماده ۶۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 602 هر گاه بعد از تقسیم معلوم شود که مقدار معینی از اموال تقسیم شده مال غیر بوده است در صورتی که مال غیر در تمام حصص مفروزاً ‌به تساوی باشد تقسیم صحیح والا باطل است.

ماده ۶۰۳

ماده ۶۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 603 ممر و مجرای هر قسمتی که از متعلقات آن است بعد از تقسیم مخصوص همان قسمت میشود.

ماده ۶۰۴

ماده ۶۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 604 کسی که در ملک دیگری حق ارتفاق دارد نمیتواند مانع از تقسیم آن ملک بشود ولی بعد از تقسیم حق مزبور به حال خود باقی میماند.

ماده ۶۰۵

ماده ۶۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 605 هر گاه حصه بعضی از شرکاء مجرای آب یا محل عبور حصه شریک دیگر باشد بعد از تقسیم حق مجری یا عبور ساقط نمیشود مگر ‌اینکه سقوط آن شرط شده باشد و همچنین است سایر حقوق ارتفاقی.

ماده ۶۰۶

ماده ۶۰۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 606 هر گاه ترکه میت قبل از اداء دیون تقسیم شود و یا بعد از تقسیم معلوم شود که بر میت دینی بوده است طلبکار باید به هر یک از وراث به نسبت سهم او رجوع کند و اگر یک یا چند نفر از وراث معسر شده باشد طلبکار میتواند برای سهم معسر یا معسرین نیز به وارث دیگر رجوع نماید.

فصل نهم - در ودیعه
ماده ۶۰۷

ماده ۶۰۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 607 ودیعه عقدی است که به موجب آن یک نفر مال خود را به دیگری می‌سپارد برای آنکه آن را مجاناً نگه دارد. ودیعه‌گذار مودع و‌ ودیعه‌گیر را مستودع یا امین میگویند.

ماده ۶۰۸

ماده ۶۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 608 در ودیعه قبول امین لازم است اگر چه به فعل باشد.

ماده ۶۰۹

ماده ۶۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 609 کسی میتواند مالی را به ودیعه گذارد که مالک یا قائم مقام مالک باشد و یا از طرف مالک صراحتاً یا ضمناً مجاز باشد.

ماده ۶۱۰

ماده ۶۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 610 در ودیعه طرفین باید اهلیت برای معامله داشته باشند و اگر کسی مالی را از کسی دیگر که برای معامله اهلیت ندارد به عنوان ودیعه ‌قبول کند باید آن را به ولی او رد نماید و اگر در ید او ناقص یا تلف شود ضامن است.

ماده ۶۱۱

ماده ۶۱۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 611 ودیعه عقدی است جائز.

ماده ۶۱۲

ماده ۶۱۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 612 امین باید مال ودیعه را به طوری که مالک مقرر نموده حفظ کند و اگر ترتیبی تعیین نشده باشد آن را به طوری که نسبت به آن مال ‌متعارف است حفظ کند و الا ضامن است.

ماده ۶۱۳

ماده ۶۱۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 613 هر گاه مالک برای حفاظت مال ودیعه ترتیبی مقرر نموده باشد و امین از برای حفظ مال تغییر آن ترتیب را لازم بداند میتواند تغییر دهد ‌مگر اینکه مالک صریحاً نهی از تغییر کرده باشد که در این صورت ضامن است.

ماده ۶۱۴

ماده ۶۱۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 614 امین ضامن تلف یا نقصان مالی که به او سپرده شده است نمی‌باشد مگر در صورت تعدی یا تفریط.

ماده ۶۱۵

ماده ۶۱۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 615 امین در مقام حفظ مسئول وقایعی نمی‌باشد که دفع آن از اقتدار او خارج است.

ماده ۶۱۶

ماده ۶۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 616 هر گاه رد مال ودیعه مطالبه شود و امین از رد آن امتناع کند از تاریخ امتناع احکام امین به او مترتب نشده و ضامن تلف و هر نقص یا عیبی است که در مال ودیعه حادث شود اگرچه آن عیب یا نقص مستند به فعل او نباشد.

ماده ۶۱۷

ماده ۶۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 617 امین نمی‌تواند غیر از جهت حفاظت تصرفی در ودیعه کند یا به نحوی از انحاء از آن منتفع گردد مگر با اجازه صریح یا ضمنی امانت‌گذار‌ و الا ضامن است.

ماده ۶۱۸

ماده ۶۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 618 اگر مال ودیعه در جعبه سربسته یا پاکت مختوم به امین سپرده شده باشد حق ندارد آن را باز کند و الا ضامن است.

ماده ۶۱۹

ماده ۶۱۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 619 امین باید عین مالی را که دریافت کرده است رد نماید.

ماده ۶۲۰

ماده ۶۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 620 امین باید مال ودیعه را به همان حالی که موقع پس دادن موجود است مسترد دارد و نسبت به نواقصی که در آن حاصل شده و مربوط به عمل امین نباشد ضامن نیست.

ماده ۶۲۱

ماده ۶۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 621 اگر مال ودیعه قهراً از امین گرفته شود و مشارالیه قیمت یا چیز دیگری به جای آن اخذ کرده باشد باید آنچه را که در عوض گرفته است ‌به امانت‌گذار بدهد ولی امانت‌گذار مجبور به قبول آن نبوده و حق دارد مستقیماً به قاهر رجوع کند.

ماده ۶۲۲

ماده ۶۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 622 اگر وارث امین مال ودیعه را تلف کند باید از عهده مثل یا قیمت آن بر آید اگر چه عالم به ودیعه بودن مال نبوده باشد.

ماده ۶۲۳

ماده ۶۲۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 623 منافع حاصله از ودیعه مال مالک است.

ماده ۶۲۴

ماده ۶۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 624 امین باید مال ودیعه را فقط به کسی که آن را از او دریافت کرده است یا قائم‌مقام قانونی او یا به کسی که مأذون در اخذ میباشد مسترد‌ دارد و اگر به واسطه ضرورتی بخواهد آن را رد کند و به کسی که حق اخذ دارد دسترس نداشته باشد باید به حاکم رد نماید.

ماده ۶۲۵

ماده ۶۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 625 هر گاه مستحق‌ للغیر بودن مال ودیعه محقق گردد باید امین آن را به مالک حقیقی رد کند و اگر مالک معلوم نباشد تابع احکام اموال ‌مجهول‌المالک است.

ماده ۶۲۶

ماده ۶۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 626 اگر کسی مال خود را به ودیعه گذارد ودیعه به فوت امانت‌گذار باطل و امین ودیعه را نمیتواند رد کند مگر به وراث او.

ماده ۶۲۷

ماده ۶۲۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 627 در صورت تعدد وراث و عدم توافق بین آن‌ها مال ودیعه باید به حاکم رد شود.

ماده ۶۲۸

ماده ۶۲۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 628 اگر در احوال شخص امانت‌گذار تغییری حاصل گردد مثلاً اگر امانت‌گذار محجور شود عقد ودیعه منفسخ و ودیعه را نمیتوان مسترد‌ نمود مگر به کسی که حق اداره کردن اموال محجور را دارد.

ماده ۶۲۹

ماده ۶۲۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 629 اگر مال محجوری به ودیعه گذارده شده باشد آن مال باید پس از رفع حجر به مالک مسترد شود.

ماده ۶۳۰

ماده ۶۳۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 630 اگر کسی مالی را به سمت قیمومت یا ولایت ودیعه گذارد آن مال باید پس از رفع سمت مزبور به مالک آن رد شود مگر اینکه از مالک ‌رفع حجر نشده باشد که در این صورت به قیم یا ولی بعدی مسترد میگردد.

ماده ۶۳۱

ماده ۶۳۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 631 هر گاه کسی مال غیر را به عنوانی غیر از مستودع متصرف باشد و مقررات این قانون او را نسبت به آن مال امین قرار داده باشد مثل ‌مستودع است بنابراین مستاجر نسبت به عین مستاجره قیم یا ولی نسبت به مال صغیر یا مولی‌علیه و امثال آن‌ها ضامن نمی‌باشد مگر در صورت تفریط ‌یا تعدی و در صورت استحقاق مالک به استرداد از تاریخ مطالبه او و امتناع متصرف با امکان رد متصرف مسئول تلف و هر نقص یا عیبی خواهد بود اگر‌چه مستند به فعل او نباشد.

ماده ۶۳۲

ماده ۶۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 632 کاروانسرادار و صاحب مهمانخانه و حمامی و امثال آن‌ها نسبت به اشیاء و اسباب یا البسه واردین وقتی مسئول می‌باشند که اشیاء و اسباب یا البسه نزد آن‌ها ایداع شده باشد و یا اینکه بر طبق عرف بلد در حکم ایداع باشد.

ماده ۶۳۳

ماده ۶۳۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 633 امانت‌گذار باید مخارجی را که امانتدار برای حفظ مال ودیعه کرده است به او بدهد.

ماده ۶۳۴

ماده ۶۳۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 634 هر گاه رد مال مستلزم مخارجی باشد بر عهده امانت‌گذار است.

فصل دهم - در عاریه
ماده ۶۳۵

ماده ۶۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 635 عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به طرف دیگر اجازه میدهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود.‌عاریه دهنده را معیر و عاریه گیرنده را مستعیر گویند.

ماده ۶۳۶

ماده ۶۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 636 عاریه دهنده علاوه بر اهلیت باید مالک منفعت مالی باشد که عاریه میدهد اگر چه مالک عین نباشد.

ماده ۶۳۷

ماده ۶۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 637 هر چیزی که بتوان با بقای اصلش از آن منتفع شد می‌تواند موضوع عقد عاریه گردد. منفعتی که مقصود از عاریه است منفعتی است که‌ مشروع و عقلائی باشد.

ماده ۶۳۸

ماده ۶۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 638 عاریه عقدی است جائز و به موت هر یک از طرفین منفسخ میشود.

ماده ۶۳۹

ماده ۶۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 639 هر گاه مال عاریه دارای عیوبی باشد که برای مستعیر تولید خسارتی کند معیر مسئول خسارت وارده نخواهد بود مگر اینکه عرفاً‌ مسبب محسوب شود.‌همین حکم در مورد مودع و موجر و امثال آن‌ها نیز جاری میشود.

ماده ۶۴۰

ماده ۶۴۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 640 مستعیر ضامن تلف یا نقصان مال عاریه نمی‌باشد مگر در صورت تفریط یا تعدی.

ماده ۶۴۱

ماده ۶۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 641 مستعیر مسئول منقصت ناشی از استعمال مال عاریه نیست مگر اینکه در غیر مورد اذن استعمال نموده باشد و اگر عاریه مطلق بوده بر ‌خلاف متعارف استفاده کرده باشد.

ماده ۶۴۲

ماده ۶۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 642 اگر بر مستعیر شرط ضمان شده باشد مسئول هر کسر و نقصانی خواهد بود اگر چه مربوط به عمل او نباشد.

ماده ۶۴۳

ماده ۶۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 643 اگر بر مستعیر شرط ضمان منقصت ناشی از صرف استعمال نیز شده باشد ضامن این منقصت خواهد بود.

ماده ۶۴۴

ماده ۶۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 644 در عاریه طلا و نقره اعم از مسکوک و غیر مسکوک مستعیر ضامن است هر چند شرط ضمان نشده و تفریط یا تعدی هم نکرده باشد.

ماده ۶۴۵

ماده ۶۴۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 645 در رد عاریه باید مفاد مواد 624 و 626 تا 630 رعایت شود.

ماده ۶۴۶

ماده ۶۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 646 مخارج لازمه برای انتفاع از مال عاریه بر عهده مستعیر است و مخارج نگاهداری آن تابع عرف و عادت است مگر اینکه شرط خاصی شده باشد.

ماده ۶۴۷

ماده ۶۴۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 647 مستعیر نمیتواند مال عاریه را به هیچ نحوی به تصرف غیر دهد مگر به اذن معیر.

فصل یازدهم - در قرض
ماده ۶۴۸

ماده ۶۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 648 قرض عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک میکند که طرف مزبور مثل آن را از ‌حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل قیمت یوم‌الرد را بدهد.

ماده ۶۴۹

ماده ۶۴۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 649 اگر مالی که موضوع قرض است بعد از تسلیم تلف یا ناقص شود از مال مقترض است.

ماده ۶۵۰

ماده ۶۵۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 650 مقترض باید مثل مالی را که قرض کرده است رد کند اگر چه قیمتا ترقی یا تنزل کرده باشد.

ماده ۶۵۱

ماده ۶۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 651 اگر برای ادای قرض به وجه ملزمی اجلی معین شده باشد مقرض نمیتواند قبل از انقضای مدت طلب خود را مطالبه کند.

ماده ۶۵۲

ماده ۶۵۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 652 در موقع مطالبه حاکم مطابق اوضاع و احوال برای مقترض مهلت یا اقساطی قرار میدهد.

ماده ۶۵۳

ماده ۶۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 653 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/08/14 حذف شده است.

فصل دوازدهم - در قمار و گروبندی
ماده ۶۵۴

ماده ۶۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 654 قمار و گروبندی باطل و دعاوی راجعه به آن مسموع نخواهد بود. همین حکم در مورد کلیه تعهداتی که از معاملات نامشروع تولید شده باشد جاری است.

ماده ۶۵۵

ماده ۶۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 655 در دوانیدن حیوانات سواری و همچنین در تیراندازی و شمشیر زنی، گروبندی جایز و مفاد ماده قبل در مورد آنها رعایت نمی‌شود.

فصل سیزدهم - در وکالت
ماده ۶۵۶

ماده ۶۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 656 وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین طرف دیگر را برای انجام امری نایب خود مینماید.

ماده ۶۵۷

ماده ۶۵۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 657 تحقق وکالت منوط به قبول وکیل است.

ماده ۶۵۸

ماده ۶۵۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 658 وکالت ایجاباً و قبولاً به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند واقع میشود.

ماده ۶۵۹

ماده ۶۵۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 659 وکالت ممکن است مجانی باشد یا با اجرت.

ماده ۶۶۰

ماده ۶۶۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 660 وکالت ممکن است به طور مطلق و برای تمام امور موکل باشد یا مقید و برای امر یا امور خاصی.

ماده ۶۶۱

ماده ۶۶۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 661 در صورتی که وکالت مطلق باشد فقط مربوط به اداره کردن اموال موکل خواهد بود.

ماده ۶۶۲

ماده ۶۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 662 وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را بجا آورد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن امر اهلیت داشته باشد.

ماده ۶۶۳

ماده ۶۶۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 663 وکیل نمیتواند عملی را که از حدود وکالت او خارج است انجام دهد.

ماده ۶۶۴

ماده ۶۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 664 وکیل در محاکمه وکیل در قبض حق نیست مگر اینکه قرائن دلالت بر آن نماید و همچنین وکیل در اخذ حق وکیل در مرافعه نخواهد بود.

ماده ۶۶۵

ماده ۶۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 665 وکالت در بیع وکالت در قبض ثمن نیست مگر اینکه قرینه قطعی دلالت بر آن کند.

ماده ۶۶۶

ماده ۶۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 666 هر گاه از تقصیر وکیل خسارتی به موکل متوجه شود که عرفاً وکیل مسبب آن محسوب میگردد مسئول خواهد بود.

ماده ۶۶۷

ماده ۶۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 667 وکیل باید در تصرفات و اقدامات خود مصلحت موکل را مراعات نماید و از آنچه که موکل بالصراحه به او اختیار داده یا بر حسب‌ قرائن و عرف و عادت داخل اختیار اوست تجاوز نکند.

ماده ۶۶۸

ماده ۶۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 668 وکیل باید حساب مدت وکالت خود را به موکل بدهد و آنچه را که به جای او دریافت کرده است به او رد کند.

ماده ۶۶۹

ماده ۶۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 669 هر گاه برای انجام امر دو یا چند نفر وکیل معین شده باشد هیچ یک از آنها نمیتواند بدون دیگری یا دیگران دخالت در آن امر بنماید مگر ‌اینکه هر یک مستقلاً وکالت داشته باشد در این صورت هر کدام میتواند به تنهایی آن امر را بجا آورد.

ماده ۶۷۰

ماده ۶۷۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 670 در صورتی که دو نفر به نحو اجتماع وکیل باشند به موت یکی از آنها وکالت دیگری باطل میشود.

ماده ۶۷۱

ماده ۶۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 671 وکالت در هر امر مستلزم وکالت در لوازم و مقدمات آن نیز هست مگر اینکه تصریح به عدم وکالت باشد.

ماده ۶۷۲

ماده ۶۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 672 وکیل در امری نمی‌تواند برای آن امر به دیگری وکالت دهد مگر اینکه صریحاً یا به دلالت قرائن وکیل در توکیل باشد.

ماده ۶۷۳

ماده ۶۷۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 673 اگر وکیل که وکالت در توکیل نداشته انجام امری را که در آن وکالت دارد به شخص ثالثی واگذار کند هر یک از وکیل و شخص ثالث در مقابل موکل نسبت به خساراتی که مسبب محسوب میشود مسئول خواهد بود.

ماده ۶۷۴

ماده ۶۷۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 674 موکل باید تمام تعهداتی را که وکیل در حدود وکالت خود کرده است انجام دهد. در مورد آنچه که در خارج از حدود وکالت انجام داده شده است موکل هیچگونه تعهد نخواهد داشت مگر اینکه اعمال فضولی وکیل را صراحتاً یا ضمناً اجازه کند.

ماده ۶۷۵

ماده ۶۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 675 موکل باید تمام مخارجی را که وکیل برای انجام وکالت خود نموده است و همچنین اجرت وکیل را بدهد مگر اینکه در عقد وکالت طور دیگر مقرر شده باشد.

ماده ۶۷۶

ماده ۶۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 676 حق‌الوکاله وکیل تابع قرارداد بین طرفین خواهد بود و اگر نسبت به حق‌الوکاله یا مقدار آن قرارداد نباشد تابع عرف و عادت است اگر‌ عادت مسلمی نباشد وکیل مستحق اجرت‌المثل است.

ماده ۶۷۷

ماده ۶۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 677 اگر در وکالت مجانی یا با اجرت بودن آن تصریح نشده باشد محمول بر این است که با اجرت باشد.

ماده ۶۷۸

ماده 678 وکالت به طریق ذیل مرتفع میشود

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 678 وکالت به طریق ذیل مرتفع میشود:1) به عزل موکل2) به استعفای وکیل3) به موت یا به جنون وکیل یا موکل

ماده ۶۷۹

ماده ۶۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 679 موکل میتواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند، مگر اینکه وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد.

ماده ۶۸۰

ماده ۶۸۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 680 تمام اموری که وکیل قبل از رسیدن خبر عزل به او در حدود وکالت خود بنماید نسبت به موکل نافذ است.

ماده ۶۸۱

ماده ۶۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 681 بعد از اینکه وکیل استعفا داد مادامی که معلوم است موکل به اذن خود باقی است میتواند در آنچه وکالت داشته اقدام کند.

ماده ۶۸۲

ماده ۶۸۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 682 محجوریت موکل موجب بطلان وکالت میشود مگر در اموری که حجر مانع از توکیل در آنها نمی‌باشد و همچنین است محجوریت ‌وکیل مگر در اموری که حجر مانع از اقدام در آن نباشد.

ماده ۶۸۳

ماده ۶۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 683 هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل ‌باشد به جا آورده مثل اینکه مالی را که برای فروش آن وکالت داده بود خود بفروشد وکالت منفسخ میشود.

فصل چهاردهم - در ضمان عقدی
ماده ۶۸۴

ماده ۶۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 684 عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد. متعهد را ضامن طرف دیگر را مضمون‌له و شخص ثالث را مضمون‌عنه یا مدیون اصلی میگویند.

ماده ۶۸۵

ماده ۶۸۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 685 در ضمان رضای مدیون اصلی شرط نیست.

ماده ۶۸۶

ماده ۶۸۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 686 ضامن باید برای معامله اهلیت داشته باشد.

ماده ۶۸۷

ماده ۶۸۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 687 ضامن شدن از محجور و میت صحیح است.

ماده ۶۸۸

ماده ۶۸۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 688 ممکن است از ضامن ضمانت کرد.

ماده ۶۸۹

ماده ۶۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 689 هر گاه چند نفر ضامن شخصی شوند ضمانت هر کدام که مضمون‌له قبول کند صحیح است.

ماده ۶۹۰

ماده ۶۹۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 690 در ضمان شرط نیست که ضامن مالدار باشد لیکن اگر مضمون‌له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشد میتواند عقد‌ ضمان را فسخ کند ولی اگر ضامن بعد از عقد غیر ملیء شود مضمون‌له خیاری نخواهد داشت.

ماده ۶۹۱

ماده ۶۹۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 691 ضمان دینی که هنوز سبب آن ایجاد نشده است، باطل است.

ماده ۶۹۲

ماده ۶۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 692 در دین حال ممکن است ضامن برای تادیه آن اجلی معین کند و همچنین میتواند در دین موجل تعهد پرداخت فوری آن را بنماید.

ماده ۶۹۳

ماده ۶۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 693 مضمون‌له میتواند در عقد ضمان از ضامن مطالبه رهن کند اگر چه دین اصلی رهنی نباشد.

ماده ۶۹۴

ماده ۶۹۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 694 علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرایط دینی که ضمانت آن را مینماید شرط نیست بنابراین اگر کسی ضامن دین شخص بشود بدون ‌اینکه بداند آن دین چه مقدار است ضمان صحیح است لیکن ضمانت یکی از چند دین به نحو تردید باطل است.

ماده ۶۹۵

ماده ۶۹۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 695 معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون‌له یا مضمون‌عنه لازم نیست.

ماده ۶۹۶

ماده ۶۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 696 هر دینی را ممکن است ضمانت نمود اگر چه شرط فسخی در آن موجود باشد.

ماده ۶۹۷

ماده ۶۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 697 ضمان عهده از مشتری یا بایع نسبت به درک مبیع یا ثمن در صورت مستحق‌للغیر درآمدن آن جایز است.

ماده ۶۹۸

ماده ۶۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 698 بعد از اینکه ضمان به طور صحیح واقع شد ذمه مضمون‌عنه بری و ذمه ضامن به مضمون‌له مشغول می‌شود.

ماده ۶۹۹

ماده ۶۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 699 تعلیق در ضمان مثل اینکه ضامن قید کند که اگر مدیون نداد من ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد.

ماده ۷۰۰

ماده ۷۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 700 تعلیق ضمان به شرایط صحت آن مثل اینکه ضامن قید کند که اگر مضمون‌عنه مدیون باشد من ضامنم موجب بطلان آن نمی‌شود.

ماده ۷۰۱

ماده ۷۰۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 701 ضمان عقدی است لازم و ضامن یا مضمون‌له نمی‌توانند آن را فسخ کنند مگر در صورت اعسار ضامن به طوری که در ماده 690 مقرر است یا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دین مضمون‌له و یا در صورت تخلف از مقررات عقد.

ماده ۷۰۲

ماده ۷۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 702 هر گاه ضمان مدت داشته باشد مضمون‌له نمی‌تواند قبل از انقضاء مدت مطالبه طلب خود را از ضامن کند اگرچه دین حال باشد.

ماده ۷۰۳

ماده ۷۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 703 در ضمان حال مضمون‌له حق مطالبه طلب خود را دارد اگر چه دین موجل باشد.

ماده ۷۰۴

ماده ۷۰۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 704 ضمان مطلق محمول به حال است مگر آن که به قرائن معلوم شود که موجل بوده است.

ماده ۷۰۵

ماده ۷۰۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 705 ضمان موجل به فوت ضامن حال می‌شود.

ماده ۷۰۶

ماده ۷۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 706 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/08/14 حذف شده است.

ماده ۷۰۷

ماده ۷۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 707 اگر مضمون‌له ذمه مضمون‌عنه را بری کند ضامن بری نمی‌شود مگر اینکه مقصود ابراء از اصل دین باشد.

ماده ۷۰۸

ماده ۷۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 708 کسی که ضامن درک مبیع است در صورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیار از ضمان بری میشود.

ماده ۷۰۹

ماده ۷۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 709 ضامن حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد مگر بعد از اداء دین ولی میتواند در صورتی که مضمون‌عنه ملتزم شده باشد که در مدت معینی برائت او را تحصیل نماید و مدت مزبور هم منقضی شده باشد رجوع کند.

ماده ۷۱۰

ماده ۷۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 710 اگر ضامن با رضایت مضمون‌له حواله کند به کسی که دین را بدهد و آن شخص قبول نماید مثل آن است که دین را ادا کرده است و حق‌ رجوع به مضمون‌عنه دارد و همچنین است حواله مضمون‌له به عهده ضامن.

ماده ۷۱۱

ماده ۷۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 711 اگر ضامن دین را تادیه کند و مضمون‌عنه آن را ثانیاً بپردازد ضامن حق رجوع به مضمون‌له نخواهد داشت و باید به مضمون‌عنه مراجعه کند و مضمون‌عنه میتواند از مضمون‌له آنچه را که گرفته است مسترد دارد.

ماده ۷۱۲

ماده ۷۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 712 هر گاه مضمون‌له فوت شود و ضامن وارث او باشد حق رجوع به مضمون‌عنه دارد.

ماده ۷۱۳

ماده ۷۱۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 713 اگر ضامن به مضمون‌له کمتر از دین داده باشد زیاده بر آنچه داده نمی‌تواند از مدیون مطالبه کند اگرچه دین را صلح به کمتر کرده باشد.

ماده ۷۱۴

ماده ۷۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 714 اگر ضامن زیادتر از دین به داین بدهد حق رجوع به زیاده ندارد مگر در صورتی که به اذن مضمون‌عنه داده باشد.

ماده ۷۱۵

ماده ۷۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 715 هر گاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهد مادام که دین حال نشده است نمی‌تواند از مدیون مطالبه کند.

ماده ۷۱۶

ماده ۷۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 716 در صورتی که دین حال باشد هر وقت ضامن ادا کند میتواند رجوع به مضمون‌عنه نماید هر چند ضمان مدت داشته و موعد آن نرسیده‌ باشد مگر آنکه مضمون‌عنه اذن به ضمان موجل داده باشد.

ماده ۷۱۷

ماده ۷۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 717 هر گاه مضمون‌عنه دین را ادا کند ضامن بری میشود هر چند ضامن به مضمون‌عنه اذن در ادا نداده باشد.

ماده ۷۱۸

ماده ۷۱۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 718 هر گاه مضمون‌له ضامن را از دین ابراء کند ضامن و مضمون‌عنه هر دو بری میشوند.

ماده ۷۱۹

ماده ۷۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 719 هر گاه مضمون‌له ضامن را ابراء یا دیگری مجاناً دین را بدهد ضامن حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد.

ماده ۷۲۰

ماده ۷۲۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 720 ضامنی که به قصد تبرع ضمانت کرده باشد حق رجوع به مضمون‌عنه ندارد.

ماده ۷۲۱

ماده ۷۲۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 721 هر گاه اشخاص متعدد از یک شخص و برای یک قرض به نحو تسهیم ضمانت کرده باشند مضمون‌له به هر یک از آنها فقط به قدر سهم ‌او حق رجوع دارد و اگر یکی از ضامنین تمام قرض را تادیه نماید به هر یک از ضامنین دیگر که اذن تادیه داده باشد میتواند به قدر سهم او رجوع کند.

ماده ۷۲۲

ماده ۷۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 722 ضامنِ ضامن حق رجوع به مدیون اصلی ندارد و باید به مضمون‌عنه خود رجوع کند و به همین طریق هر ضامنی به مضمون‌عنه خود ‌رجوع میکند تا به مدیون اصلی برسد.

ماده ۷۲۳

ماده ۷۲۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 723 ممکن است کسی در ضمن عقد لازمی به تادیه دین دیگری ملتزم شود در این صورت تعلیق به التزام مبطل نیست مثل اینکه کسی التزام خود را به تادیه دین مدیون، معلق به عدم تادیه او نماید.

فصل پانزدهم - در حواله
ماده ۷۲۴

ماده ۷۲۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 724 حواله عقدی است که به موجب آن طلب شخصی از ذمه مدیون به ذمه شخص ثالثی منتقل می‌گردد.‌مدیون را محیل، طلبکار را محتال، شخص ثالث را محال‌علیه می‌گویند.

ماده ۷۲۵

ماده ۷۲۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 725 حواله محقق نمی‌شود مگر با رضای محتال و قبول محال‌علیه.

ماده ۷۲۶

ماده ۷۲۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 726 اگر در مورد حواله محیل مدیون محتال نباشد احکام حواله در آن جاری نخواهد بود.

ماده ۷۲۷

ماده ۷۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 727 برای صحت حواله لازم نیست که محال‌علیه مدیون به محیل باشد در این صورت محال علیه پس از قبولی در حکم ضامن است.

ماده ۷۲۸

ماده ۷۲۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 728 در صحت حواله ملائت محال علیه شرط نیست.

ماده ۷۲۹

ماده ۷۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 729 هر گاه در وقت حواله محال‌علیه معسر بوده و محتال جاهل به اعسار او باشد محتال میتواند حواله را فسخ و به محیل رجوع کند.

ماده ۷۳۰

ماده ۷۳۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 730 پس از تحقیق حواله ذمه محیل از دینی که حواله داده بری و ذمه محال علیه مشغول میشود.

ماده ۷۳۱

ماده ۷۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 731 در صورتی که محال‌علیه مدیون محیل نبوده بعد از اداء وجه حواله میتواند به همان مقداری که پرداخته است رجوع به محیل نماید.

ماده ۷۳۲

ماده ۷۳۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 732 حواله عقدی است لازم و هیچ یک از محیل و محتال و محال‌علیه نمی‌تواند آن را فسخ کند مگر در مورد ماده 729 و یا در صورتی که‌ خیار فسخ شرط شده باشد.

ماده ۷۳۳

ماده ۷۳۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 733 اگر در بیع بایع حواله داده باشد که مشتری ثمن را به شخصی بدهد یا مشتری حواله داده باشد که بایع ثمن را از کسی بگیرد و بعد بطلان ‌بیع معلوم گردد حواله باطل میشود و اگر محتال ثمن را اخذ کرده باشد باید مسترد دارد ولی اگر بیع به واسطه فسخ یا اقاله منفسخ شود حواله باطل ‌نبوده لیکن محال علیه بری و بایع یا مشتری میتواند به یکدیگر رجوع کند.‌مفاد این ماده در مورد سایر تعهدات نیز جاری خواهد بود.

فصل شانزدهم - در کفالت
ماده ۷۳۴

ماده ۷۳۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 734 کفالت عقدی است که به موجب آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد میکند. ‌متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول‌له می‌گویند.

ماده ۷۳۵

ماده ۷۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 735 کفالت به رضای کفیل و مکفول‌له واقع میشود.

ماده ۷۳۶

ماده ۷۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 736 در صحت کفالت علم کفیل به ثبوت حقی بر عهده مکفول شرط نیست بلکه دعوی حق از طرف مکفول‌له کافی است اگر چه مکفول ‌منکر آن باشد.

ماده ۷۳۷

ماده ۷۳۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 737 کفالت ممکن است مطلق باشد یا موقت و در صورت موقت بودن باید مدت آن معلوم باشد.

ماده ۷۳۸

ماده ۷۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 738 ممکن است شخص دیگر کفیلِ کفیل شود.

ماده ۷۳۹

ماده ۷۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 739 در کفالت مطلق مکفول‌له هر وقت بخواهد میتواند احضار مکفول را تقاضا کند ولی در کفالت موقت قبل از رسیدن موعد حق مطالبه ‌ندارد.

ماده ۷۴۰

ماده ۷۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 740 کفیل باید مکفول را در زمان و مکانی که تعهد کرده است حاضر نماید و الا باید از عهده حقی که بر عهده مکفول ثابت میشود برآید.

ماده ۷۴۱

ماده ۷۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 741 اگر کفیل ملتزم شده باشد که مالی در صورت عدم احضار مکفول بدهد باید به نحوی که ملتزم شده است عمل کند.

ماده ۷۴۲

ماده ۷۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 742 اگر در کفالت محل تسلیم معین نشده باشد کفیل باید مکفول را در محل عقد تسلیم کند مگر اینکه عقد منصرف به محل دیگر باشد.

ماده ۷۴۳

ماده ۷۴۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 743 اگر مکفول غایب باشد به کفیل مهلتی که برای حاضر کردن مکفول کافی باشد داده میشود.

ماده ۷۴۴

ماده ۷۴۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 744 اگر کفیل مکفول را در غیر زمان و مکان مقرر یا برخلاف شرایطی که کرده‌اند تسلیم کند قبول آن بر مکفول‌له لازم نیست لیکن اگر قبول ‌کرد کفیل بری میشود و همچنین اگر مکفول‌له برخلاف مقرر بین طرفین تقاضای تسلیم نماید کفیل ملزم به قبول نیست.

ماده ۷۴۵

ماده ۷۴۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 745 هر کس شخصی را از تحت اقتدار ذیحق یا قائم‌مقام او بدون رضای او خارج کند در حکم کفیل است و باید آن شخص را حاضر کند والا ‌باید از عهده حقی که بر او ثابت شود بر آید.

ماده ۷۴۶

ماده ۷۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 746 در موارد ذیل کفیل بری میشود.1) در صورت حاضر کردن مکفول به نحوی که متعهد شده است.2) در صورتی که مکفول در موقع مقرر شخصاً حاضر شود.3) در صورتی که ذمه مکفول به نحوی از انحاء از حقی که مکفول‌له بر او دارد بری شود.4) در صورتی که مکفول‌له کفیل را بری نماید.5) در صورتی که حق مکفول‌له به نحوی از انحاء به دیگری منتقل شود.6) در صورت فوت مکفول.

ماده ۷۴۷

ماده ۷۴۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 747 هر گاه کفیل مکفول خود را مطابق شرایط مقرره حاضر کند و مکفول له از قبول آن امتناع نماید کفیل می‌تواند احضار مکفول و امتناع مکفول له را با شهادت معتبر نزد حاکم و یا احضار نزد حاکم اثبات نماید.

ماده ۷۴۸

ماده ۷۴۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 748 فوت مکفول‌له موجب برائت کفیل نمیشود.

ماده ۷۴۹

ماده ۷۴۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 749 هر گاه یک نفر در مقابل چند نفر از شخصی کفالت نماید به تسلیم او به یکی از آن‌ها در مقابل دیگران بری نمی‌شود.

ماده ۷۵۰

ماده ۷۵۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 750 در صورتی که شخصی کفیلِ کفیل باشد و دیگری کفیل او و هکذا هر کفیل باید مکفول خود را حاضر کند و هر کدام از آنها که مکفول ‌اصلی را حاضر کرد او و سایرین بری میشوند و هر کدام که به یکی از جهات مزبوره در ماده 746 بری شد کفیل‌های ما بعد او هم بری میشوند.

ماده ۷۵۱

ماده ۷۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 751 هر گاه کفالت به اذن مکفول بوده و کفیل با عدم تمکن از احضار حقی را که به عهده او است ادا نماید و یا به اذن او ادای حق کند ‌میتواند به مکفول رجوع کرده آنچه را که داده اخذ کند و اگر هیچ یک به اذن مکفول نباشد حق رجوع نخواهد داشت.

فصل هفدهم - در صلح
ماده ۷۵۲

ماده ۷۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 752 صلح ممکن است یا در مورد رفع تنازع موجود و یا جلوگیری از تنازع احتمالی در مورد معامله و غیر آن واقع شود.

ماده ۷۵۳

ماده ۷۵۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 753 برای صحت صلح طرفین باید اهلیت معامله و تصرف در مورد صلح داشته باشند.

ماده ۷۵۴

ماده ۷۵۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 754 هر صلح نافذ است جز صلح بر امری که غیر مشروع باشد.

ماده ۷۵۵

ماده ۷۵۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 755 صلح با انکار دعوی نیز جائز است بنابراین درخواست صلح اقرار محسوب نمی‌شود.

ماده ۷۵۶

ماده ۷۵۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 756 حقوق خصوصی که از جرم تولید میشود ممکن است مورد صلح واقع شود.

ماده ۷۵۷

ماده ۷۵۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 757 صلح بلاعوض نیز جائز است.

ماده ۷۵۸

ماده ۷۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 758 صلح در مقام معاملات هر چند نتیجه معامله را که به جای آن واقع شده است میدهد لیکن شرایط و احکام خاصه آن معامله را ندارد، ‌بنابراین اگر مورد صلح عین باشد در مقابل عوض، نتیجه آن همان نتیجه بیع خواهد بود بدون اینکه شرایط و احکام خاصه بیع در آن مجری شود.

ماده ۷۵۹

ماده ۷۵۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 759 حق شفعه در صلح نیست هر چند در مقام بیع باشد.

ماده ۷۶۰

ماده ۷۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 760 صلح عقد لازم است اگر چه در مقام عقود جائزه واقع شده باشد و بر هم نمی‌خورد مگر در موارد فسخ به خیار یا اقاله.

ماده ۷۶۱

ماده ۷۶۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 761 صلحی که در مورد تنازع یا مبنی بر تسامح باشد قاطع بین طرفین است و هیچ یک نمی‌تواند آن را فسخ کند اگرچه به ادعای غبن باشد‌ مگر در صورت تخلف شرط یا اشتراط خیار.

ماده ۷۶۲

ماده ۷۶۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 762 اگر در طرف مصالحه و یا در مورد صلح اشتباهی واقع شده باشد صلح باطل است.

ماده ۷۶۳

ماده ۷۶۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 763 صلح به اکراه نافذ نیست.

ماده ۷۶۴

ماده ۷۶۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 764 تدلیس در صلح موجب خیار فسخ است.

ماده ۷۶۵

ماده ۷۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 765 صلح دعوی مبتنی بر معامله باطله باطل است ولی صلح دعوی ناشی از بطلان معامله صحیح است.

ماده ۷۶۶

ماده ۷۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 766 اگر طرفین به طور کلی تمام دعاوی واقعیه و فرضیه خود را به صلح خاتمه داده باشند کلیه دعاوی داخل در صلح محسوب است اگرچه ‌منشاء دعوی در حین صلح معلوم نباشد مگر اینکه صلح به حسب قرائن شامل آن نگردد.

ماده ۷۶۷

ماده ۷۶۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 767 اگر بعد از صلح معلوم گردد که موضوع صلح منتفی بوده است صلح باطل است.

ماده ۷۶۸

ماده ۷۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 768 در عقد صلح ممکن است احد طرفین در عوض مال‌الصلحی که میگیرد متعهد شود که نفقه معینی همه ساله یا همه ‌ماهه تا مدت معین ‌تادیه کند این تعهد ممکن است به نفع طرفین مصالحه یا به نفع شخص یا اشخاص ثالث واقع شود.

ماده ۷۶۹

ماده ۷۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 769 در تعهد مذکوره در ماده قبل به نفع هر کس که واقع شده باشد ممکن است شرط نمود که بعد از فوت منتفع نفقه به وراث او داده شود.

ماده ۷۷۰

ماده ۷۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 770 صلحی که بر طبق دو ماده فوق واقع میشود به ورشکستگی یا افلاس متعهد نفقه فسخ نمی‌شود مگر اینکه شرط شده باشد.

فصل هجدهم - در رهن
ماده ۷۷۱

ماده ۷۷۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 771 رهن عقدی است که به موجب آن مدیون مالی را برای وثیقه به داین میدهد. ‌رهن دهنده را راهن و طرف دیگر را مرتهن میگویند.

ماده ۷۷۲

ماده ۷۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 772 مال مرهون باید به قبض مرتهن یا به تصرف کسی که بین طرفین معین میگردد داده شود ولی استمرار قبض شرط صحت معامله نیست.

ماده ۷۷۳

ماده ۷۷۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 773 هر مالی که قابل نقل و انتقال قانونی نیست نمی‌تواند مورد رهن واقع شود.

ماده ۷۷۴

ماده ۷۷۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 774 مال مرهون باید عین معین باشد و رهن دین و منفعت باطل است.

ماده ۷۷۵

ماده ۷۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 775 برای هر مالی که در ذمه باشد ممکن است رهن داده شود ولو عقدی که موجب اشتغال ذمه است قابل فسخ باشد.

ماده ۷۷۶

ماده ۷۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 776 ممکن است یک نفر مالی را در مقابل دو یا چند دین که به دو یا چند نفر دارد رهن بدهد در این صورت مرتهنین باید به تراضی معین کنند‌ که رهن در تصرف چه کسی باشد و همچنین ممکن است دو نفر یک مال را به یک نفر در مقابل طلبی که از آنها دارد رهن بدهند.

ماده ۷۷۷

ماده ۷۷۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 777 در ضمن عقد رهن یا به موجب عقد علیحده ممکن است راهن مرتهن را وکیل کند که اگر در موعد مقرر راهن قرض خود را اداء ننموده‌ مرتهن از عین مرهونه یا قیمت آن طلب خود را استیفاء کند و نیز ممکن است قرارداد وکالت مزبور بعد از فوت مرتهن با ورثه او باشد و بالاخره ممکن ‌است که وکالت به شخص ثالث داده شود.

ماده ۷۷۸

ماده ۷۷۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 778 اگر شرط شده باشد که مرتهن حق فروش عین مرهونه را ندارد باطل است.

ماده ۷۷۹

ماده ۷۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 779 هر گاه مرتهن برای فروش عین مرهونه وکالت نداشته باشد و راهن هم برای فروش آن و اداء دین حاضر نگردد مرتهن به حاکم رجوع‌ می‌نماید تا اجبار به بیع یا اداء دین به نحو دیگر بکند.

ماده ۷۸۰

ماده ۷۸۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 780 برای استیفاء طلب خود از قیمت رهن، مرتهن بر هر طلبکار دیگری رجحان خواهد داشت.

ماده ۷۸۱

ماده ۷۸۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 781 اگر مال مرهون به قیمتی بیش از طلب مرتهن فروخته شود مازاد مال مالک آن است و اگر برعکس حاصل فروش کمتر باشد مرتهن باید‌ برای نقیصه به راهن رجوع کند.

ماده ۷۸۲

ماده ۷۸۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 782 در مورد قسمت اخیر ماده قبل اگر راهن مفلس شده باشد مرتهن با غرماء شریک میشود.

ماده ۷۸۳

ماده ۷۸۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 783 اگر راهن مقداری از دین را ادا کند حق ندارد مقداری از رهن را مطالبه نمایند و مرتهن میتواند تمام آن را تا تادیه کامل دین نگه دارد‌ مگر اینکه بین راهن و مرتهن ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

ماده ۷۸۴

ماده ۷۸۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 784 تبدیل رهن به مال دیگر به تراضی طرفین جائز است.

ماده ۷۸۵

ماده ۷۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 785 هر چیزی که در عقد بیع بدون قید صریح به عنوان متعلقات جزء مبیع محسوب می‌شود در رهن نیز داخل خواهد بود.

ماده ۷۸۶

ماده ۷۸۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 786 ثمره رهن و زیادتی که ممکن است در آن حاصل شود در صورتی که متصل باشد جزء رهن خواهد بود و در صورتی که منفصل باشد‌ متعلق به راهن است مگر اینکه ضمن عقد بین طرفین ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

ماده ۷۸۷

ماده ۷۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 787 عقد رهن نسبت به مرتهن جایز و نسبت به راهن لازم است و بنابراین مرتهن می‌تواند هر وقت بخواهد آن را بر هم زند ولی راهن ‌نمیتواند قبل از اینکه دین خود را ادا نماید و یا به نحوی از انحاء قانونی از آن بری شود رهن را مسترد دارد.

ماده ۷۸۸

ماده ۷۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 788 به موت راهن یا مرتهن رهن منفسخ نمی‌شود ولی در صورت فوت مرتهن راهن میتواند تقاضا نماید که رهن به تصرف شخص ثالثی که‌ به تراضی او و ورثه معین می‌شود داده شود. در صورت عدم تراضی شخص مزبور از طرف حاکم معین میشود.

ماده ۷۸۹

ماده ۷۸۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 789 رهن در ید مرتهن امانت محسوب است و بنابراین مرتهن مسئول تلف یا ناقص شدن آن نخواهد بود مگر در صورت تقصیر.

ماده ۷۹۰

ماده ۷۹۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 790 بعد از برائت ذمه مدیون رهن در ید مرتهن امانت است لیکن اگر با وجود مطالبه آن را رد ننماید ضامن آن خواهد بود اگر چه تقصیر‌ نکرده باشد.

ماده ۷۹۱

ماده ۷۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 791 اگر عین مرهونه به واسطه عمل خود راهن یا شخص دیگری تلف شود باید تلف‌ کننده بدل آن را بدهد و بدل مزبور رهن خواهد بود.

ماده ۷۹۲

ماده ۷۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 792 وکالت مذکور در ماده 777 شامل بدل مزبور در ماده فوق نخواهد بود.

ماده ۷۹۳

ماده ۷۹۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 793 راهن نمیتواند در رهن تصرفی کند که منافی حق مرتهن باشد مگر به اذن مرتهن.

ماده ۷۹۴

ماده ۷۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 794 راهن می‌تواند در رهن تغییراتی بدهد یا تصرفات دیگری که برای رهن نافع باشد و منافی حقوق مرتهن هم نباشد به عمل آورد بدون اینکه مرتهن بتواند او را منع کند، در صورت منع اجازه با حاکم است.

فصل نوزدهم - در هبه
ماده ۷۹۵

ماده ۷۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 795 هبه عقدی است که به موجب آن یک نفر مالی را مجاناً به کس دیگری تملیک می‌کند، تملیک‌ کننده واهب، طرف دیگر را متهب، مالی را که مورد هبه است عین موهوبه می‌گویند.

ماده ۷۹۶

ماده ۷۹۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 796 واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود اهلیت داشته باشد.

ماده ۷۹۷

ماده ۷۹۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 797 واهب باید مالک مالی باشد که هبه می‌کند.

ماده ۷۹۸

ماده ۷۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 798 هبه واقع نمی‌شود مگر با قبول و قبض متهب اعم از اینکه مباشر قبض خود متهب باشد یا وکیل او و قبض بدون اذن واهب اثری ‌ندارد.

ماده ۷۹۹

ماده ۷۹۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 799 در هبه به صغیر یا مجنون یا سفیه، قبض ولی معتبر است.

ماده ۸۰۰

ماده ۸۰۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 800 در صورتی که عین موهوبه در ید متهب باشد محتاج به قبض نیست.

ماده ۸۰۱

ماده ۸۰۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 801 هبه ممکن است معوض باشد و بنابراین واهب می‌تواند شرط کند که متهب مالی را به او هبه کند یا عمل مشروعی را مجاناً بجا آورد.

ماده ۸۰۲

ماده ۸۰۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 802 اگر قبل از قبض واهب یا متهب فوت کند هبه باطل میشود.

ماده ۸۰۳

ماده ۸۰۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 803 بعد از قبض نیز واهب می‌تواند با بقاء عین موهوبه از هبه رجوع کند، مگر در موارد ذیل:
1- در صورتی که متهب پدر یا مادر و یا اولاد واهب باشد.
2- در صورتی که هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.
3- در صورتی که عین موهوبه از ملکیت متهب خارج شده یا متعلق حق غیر واقع شود خواه قهرا مثل اینکه متهب به واسطه فلس محجور شود خواه اختیارا مثل اینکه عین موهوبه به رهن داده شود.
4- در صورتی که در عین موهوبه تغییری حاصل شود.

ماده ۸۰۴

ماده ۸۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 804 در صورت رجوع واهب نمائات عین موهوبه اگر متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود.

ماده ۸۰۵

ماده ۸۰۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 805 بعد از فوت واهب یا متهب رجوع ممکن نیست.

ماده ۸۰۶

ماده ۸۰۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 806 هر گاه داین طلب خود را به مدیون ببخشد حق رجوع ندارد.

ماده ۸۰۷

ماده ۸۰۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 807 اگر کسی مالی را به عنوان صدقه به دیگری بدهد حق رجوع ندارد.

ماده ۸۰۸

ماده ۸۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 808 هر گاه مال غیرمنقول قابل تقسیمی بین دو نفر مشترک باشد و یکی از دو شریک حصه خود را به قصد بیع به شخص ثالثی منتقل کند ‌شریک دیگر حق دارد قیمتی را که مشتری داده به او بدهد و حصه مبیعه را تملک کند.‌این حق را حق شفعه و صاحب آن را شفیع می‌گویند.

ماده ۸۰۹

ماده ۸۰۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 809 هر گاه بنا و درخت بدون زمین فروخته شود حق شفعه نخواهد بود.

ماده ۸۱۰

ماده ۸۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 810 اگر ملک دو نفر در ممر یا مجری مشترک باشد و یکی از آن‌ها ملک خود را با حق ممر یا مجری بفروشد دیگری حق شفعه دارد اگر چه در خود ملک مشاعاً شریک نباشد ولی اگر ملک را بدون ممر یا مجری بفروشد دیگری حق شفعه ندارد.

ماده ۸۱۱

ماده ۸۱۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 811 اگر حصه یکی از دو شریک وقف باشد متولی یا موقوف‌علیهم حق شفعه ندارد.

ماده ۸۱۲

ماده ۸۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 812 اگر مبیع متعدد بوده و بعض آن قابل شفعه و بعض دیگر قابل شفعه نباشد حق شفعه را میتوان نسبت به بعضی که قابل شفعه است به قدر حصه آن بعض از ثمن اجرا نمود.

ماده ۸۱۳

ماده ۸۱۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 813 در بیع فاسد حق شفعه نیست.

ماده ۸۱۴

ماده ۸۱۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 814 خیاری بودن بیع مانع از اخذ به شفعه نیست.

ماده ۸۱۵

ماده ۸۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 815 حق شفعه را نمی‌توان فقط نسبت به یک قسمت از مبیع اجرا نمود صاحب حق مزبور یا باید از آن صرف نظر کند یا نسبت ‌به تمام مبیع ‌اجرا نماید.

ماده ۸۱۶

ماده ۸۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 816 اخذ به شفعه هر معامله‌ای را که مشتری قبل از آن و بعد از عقد بیع نسبت به مورد شفعه نموده باشد، باطل می‌نماید.

ماده ۸۱۷

ماده ۸۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 817 در مقابل شریکی که به حق شفعه تملک می‌کند مشتری ضامن درک است نه بایع لیکن اگر در موقع اخذ به شفعه مورد شفعه هنوز به تصرف مشتری داده نشده باشد شفیع حق رجوع به مشتری نخواهد داشت.

ماده ۸۱۸

ماده ۸۱۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 818 مشتری نسبت به عیب و خرابی و تلفی که قبل از اخذ به شفعه در ید او حادث شده باشد ضامن نیست و همچنین است بعد از اخذ به شفعه و مطالبه در صورتی که تعدی یا تفریط نکرده باشد.

ماده ۸۱۹

ماده ۸۱۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 819 نمائاتی که قبل از اخذ به شفعه در مبیع حاصل می‌شود در صورتی که منفصل باشد مال مشتری و در صورتی که متصل باشد مال شفیع ‌است ولی مشتری میتواند بنایی را که کرده یا درختی را که کاشته قلع کند.

ماده ۸۲۰

ماده ۸۲۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 820 هر گاه معلوم شود که مبیع حین‌البیع معیوب بوده و مشتری ارش گرفته است شفیع در موقع اخذ به شفعه مقدار ارش را از ثمن کسر‌ میگذارد.‌حقوق مشتری در مقابل بایع راجع به درک مبیع همان است که در ضمن عقد بیع مذکور شده است.

ماده ۸۲۱

ماده ۸۲۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 821 حق شفعه فوری است.

ماده ۸۲۲

ماده ۸۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 822 حق شفعه قابل اسقاط است و اسقاط آن به هر چیزی که دلالت بر صرف نظر کردن از حق مزبور نماید واقع می‌شود.

ماده ۸۲۳

ماده ۸۲۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 823 حق شفعه بعد از موت شفیع به وارث یا وراث او منتقل می‌شود.

ماده ۸۲۴

ماده ۸۲۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 824 هر گاه یک یا چند نفر از وراث حق خود را اسقاط کند باقی وراث نمی‌توانند آن را فقط نسبت به سهم خود اجرا نمایند و باید یا از آن صرف‌نظر کنند یا نسبت ‌به تمام مبیع اجرا نمایند.

باب اول - در وصایا
فصل اول - در کلیات وصایا
ماده ۸۲۵

ماده 825 وصیت بر دو قسم است

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 825 وصیت بر دو قسم است: تملیکی و عهدی.

ماده ۸۲۶

ماده ۸۲۶

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 826 وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی را از مال خود برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجاناً تملیک کند.وصیت عهدی عبارت است از اینکه شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مامور مینماید.‌وصیت کننده موصی، ‌کسی که وصیت تملیکی به نفع او شده است موصی له،‌ مورد وصیت موصی‌به و کسی که به موجب وصیت عهدی ولی بر مورد ثلث یا بر صغیر قرار داده میشود وصی نامیده میشود.

ماده ۸۲۷

ماده ۸۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 827 تملیک به موجب وصیت محقق نمی‌شود مگر با قبول موصی‌له پس از فوت موصی.

ماده ۸۲۸

ماده ۸۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 828 هر گاه موصی‌له غیرمحصور باشد مثل اینکه وصیت برای فقرا یا امور عام‌المنفعه شود قبول شرط نیست.

ماده ۸۲۹

ماده ۸۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 829 قبول موصی‌له قبل از فوت موصی موثر نیست و موصی میتواند از وصیت خود رجوع کند حتی در صورتی که موصی‌له، موصی‌به را‌ قبض کرده باشد.

ماده ۸۳۰

ماده ۸۳۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 830 نسبت به موصی‌له رد یا قبول وصیت بعد از فوت موصی معتبر است، بنابراین اگر موصی‌له قبل از فوت موصی وصیت را رد کرده باشد ‌بعد از فوت میتواند آن را قبول کند و اگر بعد از فوت آن را قبول و موصی به را قبض کرد دیگر نمی‌تواند آن را رد کند، لیکن اگر قبل از فوت قبول کرده ‌باشد بعد از فوت قبول ثانوی لازم نیست.

ماده ۸۳۱

ماده ۸۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 831 اگر موصی‌له صغیر یا مجنون باشد رد یا قبول وصیت با ولی خواهد بود.

ماده ۸۳۲

ماده ۸۳۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 832 موصی‌له میتواند وصیت را نسبت به قسمتی از موصی به قبول کند در این صورت وصیت نسبت به قسمتی که قبول شده صحیح و نسبت به قسمت دیگر باطل میشود.

ماده ۸۳۳

ماده ۸۳۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 833 ورثه موصی نمی‌تواند در موصی به تصرف کند مادام که موصی‌له رد یا قبول خود را به آنها اعلام نکرده است. اگر تاخیر این اعلام موجب تضرر ورثه باشد حاکم موصی‌له را مجبور میکند که تصمیم خود را معین نماید.

ماده ۸۳۴

ماده ۸۳۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 834 در وصیت عهدی قبول شرط نیست لیکن وصی می‌تواند مادام که موصی زنده است وصایت را رد کند و اگر قبل از فوت موصی رد‌ نکرد بعد از آن حق رد ندارد گرچه جاهل بر وصایت بوده باشد.

فصل دوم - در موصی
ماده ۸۳۵

ماده ۸۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 835 موصی باید نسبت به مورد وصیت جائز التصرف باشد.

ماده ۸۳۶

ماده ۸۳۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 836 هرگاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کند یا اعمال دیگر از این قبیل که موجب هلاکت است مرتکب گردد و پس از‌ آن وصیت نماید آن وصیت در صورت هلاکت باطل است و هرگاه اتفاقاً منتهی به موت نشد وصیت نافذ خواهد بود.

ماده ۸۳۷

ماده ۸۳۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 837 اگر کسی به موجب وصیت یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند وصیت مزبور نافذ نیست.

ماده ۸۳۸

ماده ۸۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 838 موصی میتواند از وصیت خود رجوع کند.

ماده ۸۳۹

ماده ۸۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 839 اگر موصی ثانیاً وصیتی برخلاف وصیت اول نماید وصیت دوم صحیح است.

فصل سوم - در موصی‌به
ماده ۸۴۰

ماده ۸۴۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 840 وصیت به صرف مال در امر غیر مشروع باطل است.

ماده ۸۴۱

ماده ۸۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 841 موصی‌به باید ملک موصی باشد و وصیت به مال غیر ولو با اجازه مالک باطل است.

ماده ۸۴۲

ماده ۸۴۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 842 ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است وصیت نمود.

ماده ۸۴۳

ماده ۸۴۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 843 وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست مگر به اجازه وراث و اگر بعض از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.

ماده ۸۴۴

ماده ۸۴۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 844 هر گاه موصی‌به مال معینی باشد آن مال تقویم می‌شود، اگر قیمت آن بیش از ثلث ترکه باشد مازاد مال ورثه است مگر اینکه ورثه زیاده را اجازه کنند.

ماده ۸۴۵

ماده ۸۴۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 845 میزان ثلث به اعتبار دارایی موصی در حین وفات معین می‌شود نه به اعتبار دارایی او در حین وصیت.

ماده ۸۴۶

ماده ۸۴۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 846 هرگاه موصی‌به منافع ملکی باشد، دائماً یا در مدت معین به طریق ذیل از ثلث اخراج می‌شود:‌بدواً عین ملک با منافع آن تقویم می‌شود سپس ملک مزبور با ملاحظه مسلوب‌المنفعه بودن در مدت وصیت تقویم شده تفاوت بین دو قیمت از ثلث ‌حساب می‌شود.‌اگر موصی‌به منافع دائمی ملک بوده و بدین جهت عین ملک قیمتی نداشته باشد قیمت ملک با ملاحظه منافع از ثلث محسوب می‌شود.

ماده ۸۴۷

ماده ۸۴۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 847 اگر موصی‌به کلی باشد تعیین فرد با ورثه است مگر اینکه در وصیت طور دیگر مقرر شده باشد.

ماده ۸۴۸

ماده ۸۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 848 اگر موصی‌به جزء مشاع ترکه باشد مثل ربع یا ثلث، موصی‌له با ورثه در همان مقدار از ترکه مشاعاً شریک خواهد بود.

ماده ۸۴۹

ماده ۸۴۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 849 اگر موصی زیاده بر ثلث به ترتیب معینی وصیت به اموری کرده باشد و ورثه زیاده بر ثلث را اجازه نکنند به همان ترتیبی که وصیت کرده ‌است از ترکه خارج می‌شود تا میزان ثلث و زاید بر ثلث باطل خواهد شد و اگر وصیت به تمام یک دفعه باشد زیاده از همه کسر می‌شود.

فصل چهارم - در موصی‌له
ماده ۸۵۰

ماده ۸۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 850 موصی‌له باید موجود باشد و بتواند مالک چیزی بشود که برای او وصیت شده است.

ماده ۸۵۱

ماده ۸۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 851 وصیت برای حمل صحیح است، لیکن تملک او منوط است بر اینکه زنده متولد شود.

ماده ۸۵۲

ماده ۸۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 852 اگر حمل در نتیجه جرمی سقط شود موصی‌به به ورثه او می‌رسد مگر اینکه جرم مانع ارث باشد.

ماده ۸۵۳

ماده ۸۵۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 853 اگر موصی‌لهم متعدد و محصور باشند، موصی‌به بین آنها بالسویه تقسیم میشود مگر اینکه موصی طور دیگر مقرر داشته باشد.

فصل پنجم‌ - در وصی
ماده ۸۵۴

ماده ۸۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 854 موصی میتواند یک یا چند نفر وصی معین نماید. در صورت تعدد، اوصیاء باید مجتمعاً عمل به وصیت کنند مگر در صورت تصریح‌ به استقلال هر یک.

ماده ۸۵۵

ماده ۸۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 855 موصی میتواند چند نفر را به نحو ترتیب وصی معین کند به این طریق که اگر اولی فوت کرد دومی وصی باشد و اگر دومی فوت کرد‌ سومی باشد و هکذا.

ماده ۸۵۶

ماده ۸۵۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 856 صغیر را میتوان به اتفاق یک نفر کبیر وصی قرار داد. در این صورت اجراء وصایا با کبیر خواهد بود تا موقع بلوغ و رشد صغیر.

ماده ۸۵۷

ماده ۸۵۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 857 موصی می‌تواند یک نفر را برای نظارت در عملیات وصی معین نماید. ‌حدود اختیارات ناظر به طریقی خواهد بود که موصی مقرر داشته است یا از قرائن معلوم شود.

ماده ۸۵۸

ماده ۸۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 858 وصی نسبت به اموالی که بر حسب وصیت در ید او می‌باشد حکم امین را دارد و ضامن نمی‌شود مگر در صورت تعدی یا تفریط.

ماده ۸۵۹

ماده ۸۵۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 859 وصی باید بر طبق وصایای موصی رفتار کند والا ضامن و منعزل است.

ماده ۸۶۰

ماده ۸۶۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 860 غیر از پدر و جد پدری کس دیگر حق ندارد بر صغیر وصی معین کند.

باب دوم‌ - در ارث
فصل اول - در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
ماده ۸۶۱

ماده 861 موجب ارث دو امر است

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 861 موجب ارث دو امر است: نسب و سبب.

ماده ۸۶۲

ماده ۸۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 862 اشخاصی که به موجب نسب ارث می‌برند سه طبقه‌اند:1) پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد.2) اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن‌ها.3) اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن‌ها.

ماده ۸۶۳

ماده ۸۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 863 وارثین طبقه بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقه قبل کسی نباشد.

ماده ۸۶۴

ماده ۸۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 864 از جمله اشخاصی که به موجب سبب ارث می‌برند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد.

ماده ۸۶۵

ماده ۸۶۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 865 اگر در شخص واحد موجبات متعدده ارث جمع شود به جهت تمام آن موجبات ارث می‌برد مگر اینکه بعضی از آن‌ها مانع دیگری باشد که در این صورت فقط از جهت عنوان مانع میبرد.

ماده ۸۶۶

ماده ۸۶۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 866 در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع به حاکم است.

فصل دوم - در تحقق ارث
ماده ۸۶۷

ماده ۸۶۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 867 ارث به موت حقیقی یا به موت فرضی مورث تحقق پیدا می‌کند.

ماده ۸۶۸

ماده ۸۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 868 مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی مستقر نمی‌شود مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق گرفته.

ماده ۸۶۹

ماده ۸۶۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 869 حقوق و دیونی که به ترکه میت تعلق می‌گیرد و باید قبل از تقسیم آن اداء شود از قرار ذیل است:
1- قیمت کفن میت و حقوقی که متعلق است به اعیان ترکه مثل عینی که متعلق رهن است.
2- دیون و واجبات مالی متوفی.
3- وصایای میت تا ثلث ترکه بدون اجازه ورثه و زیاده بر ثلث با اجازه آن‌ها.

ماده ۸۷۰

ماده ۸۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 870 حقوق مزبوره در ماده قبل باید به ترتیبی که در ماده مزبوره مقرر است تادیه شود و مابقی اگر باشد بین وراث تقسیم گردد.

ماده ۸۷۱

ماده ۸۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 871 هر گاه ورثه نسبت به اعیان ترکه معاملاتی نمایند مادام که دیون متوفی تادیه نشده است معاملات مزبوره نافذ نبوده و دیان می‌توانند آن را بر هم زنند.

ماده ۸۷۲

ماده ۸۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 872 اموال غایب مفقودالاثر تقسیم نمی‌شود مگر بعد از ثبوت فوت او یا انقضاء مدتی که عادتاً چنین شخصی زنده نمی‌ماند.

ماده ۸۷۳

ماده ۸۷۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 873 اگر تاریخ فوت اشخاصی که از یکدیگر ارث می‌برند مجهول و تقدم و تاخر هیچ یک معلوم نباشد اشخاص مزبور از یکدیگر ارث‌ نمی‌برند مگر آن که موت به سبب غرق یا هدم واقع شود که در این صورت از یکدیگر ارث می‌برند.

ماده ۸۷۴

ماده ۸۷۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 874 اگر اشخاصی که بین آنها توارث باشد بمیرند و تاریخ فوت یکی از آن‌ها معلوم و دیگری از حیث تقدم و تاخر مجهول باشد فقط آن که ‌تاریخ فوتش مجهول است از آن دیگری ارث می‌برد.

فصل سوم - در شرایط و جمله از موانع ارث
ماده ۸۷۵

ماده ۸۷۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 875 شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است و اگر حملی باشد در صورتی ارث می‌برد که نطفه او حین‌الموت منعقد بوده و زنده‌ هم متولد شود اگر چه فوراً پس از تولد بمیرد.

ماده ۸۷۶

ماده ۸۷۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 876 با شک در حیات حین ولادت حکم وراثت نمی‌شود.

ماده ۸۷۷

ماده ۸۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 877 در صورت اختلاف در زمان انعقاد نطفه امارات قانونی که برای اثبات نسب مقرر است رعایت خواهد شد.

ماده ۸۷۸

ماده ۸۷۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 878 هر گاه در حین موت مورث حملی باشد که اگر قابل وراثت متولد شود مانع از ارث تمام یا بعضی از وراث دیگر می‌گردد تقسیم ارث به عمل نمی‌آید تا حال او معلوم شود و اگر حمل مانع از ارث هیچ یک از سایر وراث نباشد و آن‌ها بخواهند ترکه را تقسیم کنند باید برای حمل حصه‌ای که‌ مساوی حصه دو پسر از همان طبقه باشد کنار گذارند و حصه هر یک از وراث مراعا است تا حال حمل معلوم شود.

ماده ۸۷۹

ماده ۸۷۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 879 اگر بین وارث غایب مفقود الاثری باشد سهم او کنار گذارده می‌شود تا حال او معلوم شود، در صورتی که محقق گردد قبل از مورث مرده ‌است حصه او به سایر وراث برمیگردد والا به خود او یا به ورثه او می‌رسد.

ماده ۸۸۰

ماده ۸۸۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 880 قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع میشود اعم از اینکه قتل بالمباشره باشد یا‌ بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری.

ماده ۸۸۱

ماده ۸۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 881 در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع باشد، مفاد ماده فوق مجری نخواهد بود.

ماده ۸۸۲

ماده ۸۸۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 882 بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی‌برند ‌لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند.

ماده ۸۸۳

ماده ۸۸۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 883 هر گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث می‌برد لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی‌برند.

ماده ۸۸۴

ماده ۸۸۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 884 ولدالزنا از پدر و مادر و اقوام آنان ارث نمی‌برد، لیکن اگر حرمت رابطه‌ای که طفل ثمره آن است نسبت به یکی از ابوین ثابت و نسبت به دیگری به واسطه اکراه یا شبهه زنا نباشد طفل فقط از این طرف و اقوام او ارث می‌برد و بالعکس.

ماده ۸۸۵

ماده ۸۸۵

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 885 اولاد و اقوام کسانی که به موجب ماده 880 از ارث ممنوع می‌شوند محروم از ارث نمی‌باشند بنابراین اولاد کسی که پدر خود را کشته ‌باشد از جد مقتول خود ارث می‌برد اگر وارث نزدیکتری باعث حرمان آنان نشود.

فصل چهارم - در حجب
ماده ۸۸۶

ماده ۸۸۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 886 حَجْب حالت وارثی است که به واسطه بودن وارث دیگر از بردن ارث کلاً یا جزئاً محروم می‌شود.

ماده ۸۸۷

ماده 887 حجب بر دو قسم است

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 887 حجب بر دو قسم است: ‌قسم اول آن است که وارث از اصل ارث محروم می‌گردد مثل برادرزاده که به واسطه بودن برادر یا خواهر متوفی از ارث محروم می‌شود یا برادر ابی که با‌ بودن برادر ابوینی از ارث محروم می‌گردد. قسم دوم آن است که فرض وارث از حد اَعلی به حد اَدنی نازل می‌گردد؛ مثل تنزل حصه شوهر از نصف به ربع در صورتی که برای زوجه اولاد باشد و‌ همچنین تنزل حصه زن از ربع به ثُمن در صورتی که برای زوج او اولاد باشد.

ماده ۸۸۸

ماده ۸۸۸

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 888 ضابطه حجب از اصل ارث رعایت اقربیت به میت است بنابراین هر طبقه از وراث طبقه بعد را از ارث محروم می‌نمایند مگر در مورد ماده 936 و موردی که وارث دورتر بتواند به سمت قائم مقامی ارث ببرد که در این صورت هر دو ارث می‌برند.

ماده ۸۸۹

ماده ۸۸۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 889 در بین وراث طبقه اولی اگر برای میت اولادی نباشد اولادِ اولاد او هر قدر که پایین بروند قائم مقام پدر یا مادر خود بوده و با هر یک از ‌ابوین متوفی که زنده باشد ارث می‌برند ولی در بین اولاد اَقرب به میت اَبعد را از ارث محروم می‌نماید.

ماده ۸۹۰

ماده ۸۹۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 890 در بین وراث طبقه دوم اگر برای متوفی برادر یا خواهر نباشد اولاد اخوه هر قدر که پایین بروند قائم مقام پدر یا مادر خود بوده با هر یک ‌از اجداد متوفی که زنده باشد ارث می‌برند لیکن در بین اجداد یا اولاد اخوه اَقرب به متوفی اَبعد را از ارث محروم می‌کند.‌مفاد این ماده در مورد وارث طبقه سوم نیز مجری می‌باشد.

ماده ۸۹۱

ماده 891 وراث ذیل حاجب از ارث ندارند

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 891 وراث ذیل حاجب از ارث ندارند:پدر - مادر - پسر - دختر - زوج و زوجه.

ماده ۸۹۲

ماده 892 حجب از بعض فرض در موارد ذیل است

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 892 حجب از بعض فرض در موارد ذیل است:‌الف) وقتی که برای میت اولاد یا اولادِ اولاد باشد در این صورت ابوین میت از بردن بیش از یک ثلث محروم می‌شوند مگر در مورد ماده 908 و 909 که ممکن است هر یک از ابوین به عنوان قرابت یا رد بیش از یک سدس ببرد و همچنین زوج از بردن بیش از یک ربع و زوجه از بردن بیش از یک‌ ثمن محروم می‌شود.ب) وقتی که برای میت چند برادر یا خواهر باشد در این صورت مادر میّت از بردن بیش از یک سدس محروم می‌شود مشروط بر این‌که:اولا) لااقل دو برادر یا یک برادر با دو خواهر یا چهار خواهر باشند.ثانیا) پدر آنها زنده باشد.ثالثا) از ارث ممنوع نباشد مگر به سبب قتل.رابعا) ابوینی یا ابی تنها باشند.

فصل پنجم - در فرض و صاحبان فرض
ماده ۸۹۳

ماده ۸۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 893 وراث بعضی به فرض، بعضی به قرابت و بعضی گاه به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند.

ماده ۸۹۴

ماده ۸۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 894 صاحبان فرض اشخاصی هستند که سهم آنان از ترکه معین است و صاحبان قرابت کسانی هستند که سهم آن‌ها معین نیست.

ماده ۸۹۵

ماده ۸۹۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 895 سهام معینه که فرض نامیده می‌شود عبارت است از نصف، رُبع، ثُمن، دو ثلث، ثلث و سُدس ترکه.

ماده ۸۹۶

ماده ۸۹۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 896 اشخاصی که به فرض ارث می‌برند عبارتند از مادر و زوج و زوجه.

ماده ۸۹۷

ماده ۸۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 897 اشخاصی که گاهی به فرض و گاهی به قرابت ارث می‌برند عبارتند از پدر، دختر و دخترها، خواهر و خواهرهای ابی یا ابوینی و کلاله اُمی.

ماده ۸۹۸

ماده ۸۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 898 وراث دیگر به غیر از مذکورین در دو ماده فوق فقط به قرابت ارث میبرند.

ماده ۸۹۹

ماده 899 فرض سه وارث نصف ترکه است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 899 فرض سه وارث نصف ترکه است:1) شوهر در صورت نبودن اولاد برای متوفی اگرچه از شوهر دیگر باشد.2) دختر اگر فرزند منحصر باشد.3) خواهر ابوینی یا ابی تنها در صورتی که منحصر به فرد باشد.

ماده ۹۰۰

ماده 900 فرض دو وارث ربع ترکه است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 900 فرض دو وارث ربع ترکه است:1) شوهر در صورت فوت زن با داشتن اولاد.2) زوجه یا زوجه‌ها در صورت فوت شوهر بدون اولاد.

ماده ۹۰۱

ماده ۹۰۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 901 ثُمن، فریضه زوجه یا زوجه‌ها است در صورت فوت شوهر با داشتن اولاد.

ماده ۹۰۲

ماده 902 فرض دو وارث دو ثلث ترکه است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 902 فرض دو وارث دو ثلث ترکه است:1) دو دختر و بیشتر در صورت نبودن اولاد ذکور.2) دو خواهر و بیشتر ابوینی یا ابی تنها با نبودن برادر.

ماده ۹۰۳

ماده 903 فرض دو وارث ثلث ترکه است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 903 فرض دو وارث ثلث ترکه است:1) مادر متوفی در صورتی که میت اولاد و اخوه نداشته باشد.2) کلاله امی در صورتی که بیش از یکی باشد.

ماده ۹۰۴

ماده ۹۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 904 فرض سه وارث سدس ترکه است پدر و مادر و کلاله امی اگر تنها باشد.

ماده ۹۰۵

ماده ۹۰۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 905 از ترکه میت هر صاحب فرض حصه خود را می‌برد و بقیه به صاحبان قرابت می‌رسد و اگر صاحب قرابتی در آن طبقه مساوی با صاحب‌ فرض در درجه نباشد باقی به صاحب فرض رد می‌شود مگر در مورد زوج و زوجه که به آنها رد نمی‌شود لیکن اگر برای متوفی وارثی به غیر از زوج‌ نباشد زاید از فریضه به او رد می‌شود.

فصل ششم - در سهم‌الارث طبقات مختلفه وراث
ماده ۹۰۶

ماده ۹۰۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 906 اگر برای متوفی اولاد یا اولادِ اولاد از هر درجه که باشند موجود نباشد هر یک از ابوین در صورت انفراد تمام ارث را می‌برد و اگر پدر و مادر میت هر دو زنده باشند مادر یک ثلث و پدر دو ثلث میبرد لیکن اگر مادر حاجب داشته باشد سدس از ترکه متعلق به مادر و بقیه مال پدر است.

ماده ۹۰۷

ماده ۹۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 907 اگر متوفی ابوین نداشته و یک یا چند نفر اولاد داشته باشد ترکه به طریق ذیل تقسیم می‌شود:‌اگر فرزند منحصر به یکی باشد خواه پسر خواه دختر تمام ترکه به او می‌رسد.‌اگر اولاد متعدد باشند ولی تمام پسر یا تمام دختر ترکه بین آنها بالسویه تقسیم می‌شود.‌اگر اولاد متعدد باشند و بعضی از آنها پسر و بعضی دختر، پسر دو برابر دختر می‌برد.

ماده ۹۰۸

ماده ۹۰۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 908 هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو ابوین او موجود باشند با یک دختر، فرض هر یک از پدر و مادر سدس ترکه و فرض دختر نصف آن‌ خواهد بود و مابقی باید بین تمام وراث به نسبت فرض آن‌ها تقسیم شود مگر اینکه مادر حاجب داشته باشد که در این صورت مادر از مابقی چیزی ‌نمی‌برد.

ماده ۹۰۹

ماده ۹۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 909 هر گاه پدر یا مادر متوفی یا هر دو ابوین او موجود باشند با چند دختر، فرض تمام دخترها دو ثلث ترکه خواهد بود که بالسویه بین آن‌ها ‌تقسیم می‌شود و فرض هر یک از پدر و مادر یک سدس و مابقی اگر باشد بین تمام ورثه به نسبت فرض آن‌ها تقسیم می‌شود مگر اینکه مادر حاجب ‌داشته باشد در این صورت مادر از باقی چیزی نمی‌برد.

ماده ۹۱۰

ماده ۹۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 910 هر گاه میت اولاد داشته باشد گرچه یک نفر، اولادِ اولاد او ارث نمی‌برند.

ماده ۹۱۱

ماده ۹۱۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 911 هر گاه میت اولادی بلاواسطه نداشته باشد اولادِ اولاد او قائم مقام اولاد بوده و بدین طریق جزو وارث طبقه اول محسوب و با هر یک ‌از ابوین که زنده باشد ارث میبرد.‌تقسیم ارث بین اولادِ اولاد بر حسب نسل به عمل می‌آید یعنی هر نسل حصه کسی را می‌برد که به توسط او به میت میرسد بنابراین اولاد پسر دو برابر ‌اولاد دختر می‌برند.در تقسیم بین افراد یک نسل پسر دو برابر دختر می‌برد.

ماده ۹۱۲

ماده ۹۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 912 اولادِ اولاد تا هر چه که پایین بروند به طریق مذکور در ماده فوق ارث می‌برند با رعایت اینکه اقرب به میت ابعد را محروم می‌کند.

ماده ۹۱۳

ماده ۹۱۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 913 در تمام صور مذکوره در این مبحث هر یک از زوجین که زنده باشد فرض خود را می‌برد و این فرض عبارت است از نصف ترکه برای ‌زوج و ربع آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولادِ اولاد نداشته باشد و از ربع ترکه برای زوج و ثمن آن برای زوجه در صورتی که میت اولاد یا اولادِ اولاد داشته باشد و مابقی ترکه بر طبق مقررات مواد قبل مابین سایر وراث تقسیم می‌شود.

ماده ۹۱۴

ماده ۹۱۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 914 اگر به واسطه بودن چندین نفر صاحبان فرض، ترکه میت کفایت نصیب تمام آن‌ها را نکند نقص بر بنت و بنتین وارد می‌شود و اگر پس از‌ موضوع کردن نصیب صاحبان فرض زیادتی باشد و وارثی نباشد که زیاده را به عنوان قرابت ببرد این زیاده بین صاحبان فرض بر طبق مقررات مواد فوق تقسیم می‌شود لیکن زوج و زوجه مطلقاً و مادر اگر حاجب داشته باشد از زیادی چیزی نمی‌برد.

ماده ۹۱۵

ماده ۹۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 915 انگشتری که میت معمولاً استعمال میکرده و همچنین قرآن و رخت‌های شخصی و شمشیر او به پسر بزرگ او می‌رسد بدون اینکه از ‌حصه او از این حیث چیزی کسر شود مشروط بر اینکه ترکه میت منحصر به این اموال نباشد.

ماده ۹۱۶

ماده ۹۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 916 هر گاه برای میت وارث طبقه اولی نباشد ترکه او به وارث طبقه ثانیه می‌رسد.

ماده ۹۱۷

ماده ۹۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 917 هر یک از وراث طبقه دوم اگر تنها باشد تمام ارث را می‌برد و اگر متعدد باشند ترکه بین آن‌ها بر طبق مواد ذیل تقسیم می‌شود.

ماده ۹۱۸

ماده ۹۱۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 918 اگر میت اخوه ابوینی داشته باشد اخوه ابی ارث نمی‌برند در صورت نبودن اخوه ابوینی اخوه ابی حصه ارث آن‌ها را می‌برند.‌اخوه ابوینی و اخوه ابی هیچکدام اخوه امی را از ارث محروم نمی‌کنند.

ماده ۹۱۹

ماده ۹۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 919 اگر وارث میت چند برادر ابوینی یا چند برادر ابی یا چند خواهر ابوینی و چند خواهر ابی باشند ترکه بین آن‌ها بالسویه تقسیم می‌شود.

ماده ۹۲۰

ماده ۹۲۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 920 اگر وارث میت چند برادر و خواهر ابوینی یا چند برادر و خواهر ابی باشند حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.

ماده ۹۲۱

ماده ۹۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 921 اگر وراث چند برادر امی یا چند خواهر امی یا چند برادر و خواهر امی باشند ترکه بین آن‌ها بالسویه تقسیم می‌شود.

ماده ۹۲۲

ماده ۹۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 922 هر گاه اخوه ابوینی و اخوه امی با هم باشند تقسیم به طریق ذیل می‌شود:‌اگر برادر یا خواهر امی یکی باشد سدس ترکه را می‌برد و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است که به طریق مذکور در فوق تقسیم می‌نمایند.‌اگر کلاله امی متعدد باشد ثلث ترکه به آن‌ها تعلق گرفته و بین خود بالسویه تقسیم می‌کنند و بقیه مال اخوه ابوینی یا ابی است که مطابق مقررات مذکور در فوق تقسیم می‌نمایند.

ماده ۹۲۳

ماده ۹۲۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 923 هر گاه ورثه اجداد یا جدات باشد ترکه به طریق ذیل تقسیم می‌شود:‌اگر جد یا جده تنها باشد اعم از ابی یا امی تمام ترکه به او تعلق می‌گیرد.‌اگر اجداد و جدات متعدد باشند در صورتی که ابی باشند ذکور دو برابر اناث می‌برد و اگر همه امی باشند بین آن‌ها بالسویه تقسیم می‌گردد.اگر جد یا جده ابی و جد یا جده امی با هم باشند ثلث ترکه به جد یا جده امی می‌رسد و در صورت تعداد اجداد امی، آن ثلث بین آنها بالسویه تقسیم‌ می‌شود و دو ثلث دیگر به جد یا جده ابی می‌رسد و در صورت تعدد، حصه ذکور از آن دو ثلث، دو برابر حصه اناث خواهد بود.

ماده ۹۲۴

ماده ۹۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 924 هر گاه میت اجداد و کلاله با هم داشته باشد دو ثلث ترکه به وراثی می‌رسد که از طرف پدر قرابت دارند و در تقسیم آن حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود و یک ثلث به وراثی می‌رسد که از طرف مادر قرابت دارند و بین خود بالسویه تقسیم می‌نمایند لیکن اگر خویش مادری فقط یک ‌برادر یا یک خواهر امی باشد فقط سدس ترکه به او تعلق خواهد گرفت.

ماده ۹۲۵

ماده ۹۲۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 925 در تمام صور مذکوره در مواد فوق اگر برای میت نه برادر باشد و نه خواهر، اولاد اخوه قائم مقام آن‌ها شده و با اجداد ارث می‌برند در این صورت تقسیم ارث نسبت به اولاد اخوه بر حسب نسل به عمل می‌آید یعنی هر نسل حصه کسی را میبرد که به واسطه او به میت میرسد بنابراین ‌اولاد اخوه ابوینی یا ابی حصه اخوه ابوینی یا ابی تنها و اولاد کلاله امی حصه کلاله امی را می‌برند.‌در تقسیم بین افراد یک نسل اگر اولاد اخوه ابوینی یا ابی تنها باشند ذکور دو برابر اناث میبرد و اگر از کلاله امی باشند بالسویه تقسیم می‌کنند.

ماده ۹۲۶

ماده ۹۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 926 در صورت اجتماع کلاله ابوینی و ابی و امی کلاله ابی ارث نمی‌برد.

ماده ۹۲۷

ماده ۹۲۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 927 در تمام مواد مذکوره در این مبحث هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه می‌برد و این فرض عبارت است از نصف اصل ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه.‌متقربین به مادر هم اعم از اجداد یا کلاله فرض خود را از اصل ترکه می‌برند.‌هر گاه به واسطه ورود زوج یا زوجه نقصی موجود گردد نقص بر کلاله ابوینی یا ابی یا بر اجداد ابی وارد می‌شود.

ماده ۹۲۸

ماده ۹۲۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 928 هر گاه برای میت وراث طبقه دوم نباشد ترکه او به وراث طبقه سوم میرسد.

ماده ۹۲۹

ماده ۹۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 929 هر یک از وراث طبقه سوم اگر تنها باشد تمام ارث را می‌برد و اگر متعدد باشند ترکه بین آن‌ها بر طبق مواد ذیل تقسیم می‌شود.

ماده ۹۳۰

ماده ۹۳۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 930 اگر میت اعمام یا اخوال ابوینی داشته باشد اعمام یا اخوال ابی ارث نمی‌برند، در صورت نبودن اعمام یا اخوال ابوینی اعمام یا اخوال ‌ابی حصه آن‌ها را می‌برند.

ماده ۹۳۱

ماده ۹۳۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 931 هر گاه وارث متوفی چند نفر عمو یا چند نفر عمه باشند ترکه بین آنها بالسویه تقسیم می‌شود در صورتی که همه آن‌ها ابوینی یا همه ابی یا‌ همه امی باشند.هر گاه عمو و عمه با هم باشند در صورتی که همه امی باشند ترکه را بالسویه تقسیم می‌نمایند و در صورتی که همه ابوینی یا ابی باشند حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود.

ماده ۹۳۲

ماده ۹۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 932 در صورتی که اعمام امی و اعمام ابوینی یا ابی با هم باشند عم یا عمه امی اگر تنها باشند سدس ترکه به او تعلق می‌گیرد و اگر متعدد‌ باشند ثلث ترکه و این ثلث را مابین خود بالسویه تقسیم می‌کنند و باقی ترکه به اعمام ابوینی یا ابی می‌رسد که در تقسیم ذکور دو برابر اناث می‌برد.

ماده ۹۳۳

ماده ۹۳۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 933 هر گاه وراث متوفی چند نفر دایی یا چند نفر خاله یا چند نفر دایی و چند نفر خاله با هم باشند ترکه بین آنها بالسویه تقسیم می‌شود خواه‌ همه ابوینی خواه همه ابی و خواه همه امی باشند.

ماده ۹۳۴

ماده ۹۳۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 934 اگر وراث میت دایی و خاله ابی یا ابوینی یا دایی و خاله امی باشند طرف امی اگر یکی باشد سدس ترکه را می‌برد و اگر متعدد باشند‌ ثلث آن را می‌برند و بین خود بالسویه تقسیم می‌کنند و مابقی مال دایی و خاله‌های ابوینی یا ابی است که آنها هم بین خود بالسویه تقسیم می‌نمایند.

ماده ۹۳۵

ماده ۹۳۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 935 اگر برای میت یک یا چند نفر اعمام یا یک یا چند نفر اخوال باشد ثلث ترکه به اخوال و دو ثلث آن به اعمام تعلق می‌گیرد.‌تقسیم ثلث بین اخوال بالسویه به عمل می‌آید لیکن اگر بین اخوال یک نفر امی باشد سدس حصه اخوال به او می‌رسد و اگر چند نفر امی باشند ثلث آن حصه به آن‌ها داده می‌شود و در صورت اخیر تقسیم بین آن‌ها بالسویه به عمل می‌آید.در تقسیم دو ثلث بین اعمام حصه ذکور دو برابر اناث خواهد بود لیکن اگر بین اعمام یک نفر امی باشد سدس حصه اعمام به او می‌رسد و اگر چند نفر امی باشند ثلث آن حصه به آن‌ها می‌رسد و در صورت اخیر آن ثلث را بالسویه تقسیم می‌کنند.در تقسیم پنج سدس و یا دو ثلث که از حصه اعمام باقی می‌ماند بین اعمام ابوینی یا ابی حصه و ذکور دو برابر اناث خواهد بود.

ماده ۹۳۶

ماده ۹۳۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 936 با وجود اعمام یا اخوال اولاد آن‌ها ارث نمی‌برند مگر در صورت انحصار وارث به یک پسر عموی ابوینی با یک عموی ابی تنها که فقط‌ در این صورت پسر عمو، عمو را از ارث محروم می‌کند لیکن اگر با پسر عموی ابوینی خال یا خاله باشد یا اعمام متعدد باشند ولو ابی تنها، پسر عمو ارث ‌‌نمی‌برد.

ماده ۹۳۷

ماده ۹۳۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 937 هر گاه برای میت نه اعمام باشد و نه اخوال اولاد آن‌ها به جای آن‌ها ارث می‌برند و نصیب هر نسل نصیب کسی خواهد بود که به واسطه او ‌به میت متصل می‌شود.

ماده ۹۳۸

ماده ۹۳۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 938 در تمام موارد مزبوره در این مبحث هر یک از زوجین که باشد فرض خود را از اصل ترکه می‌برد و این فرض عبارت است از نصف اصل ترکه برای زوج و ربع آن برای زوجه. ‌متقرب به مادر هم نصیب خود را از اصل ترکه می‌برد باقی ترکه مال متقرب به پدر است و اگر نقصی هم باشد بر متقربین به پدر وارد می‌شود.

ماده ۹۳۹

ماده ۹۳۹

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 939 در تمام موارد مذکوره در این مبحث و دو مبحث قبل اگر وارث خنثی بوده و از جمله وراثی باشد که از ذکور آن‌ها دو برابر اناث میبرند‌ سهم‌الارث او به طریق ذیل معین می‌شود:‌اگر علائم رجولیت غالب باشد سهم‌الارث یک پسر از طبقه خود و اگر علائم اناثیت غلبه داشته باشد سهم‌الارث یک دختر از طبقه خود را می‌برد و اگر هیچ یک از علائم غالب نباشد نصف مجموع سهم‌الارث یک پسر و یک دختر از طبقه خود را خواهد برد.

ماده ۹۴۰

ماده ۹۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 940 زوجین که زوجیت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث می‌برند.

ماده ۹۴۱

ماده ۹۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 941 سهم‌الارث زوج و زوجه از ترکه یکدیگر به طوری است که در مواد
9
13- 927 و 938 ذکر شده است.

ماده ۹۴۲

ماده ۹۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 942 در صورت تعدد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه آنان بالسویه تقسیم می‌شود.

ماده ۹۴۳

ماده ۹۴۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 943 اگر شوهر زن خود را به طلاق رجعی مطلقه کند هر یک از آن‌ها که قبل از انقضاء عده بمیرد دیگری از او ارث می‌برد لیکن اگر فوت یکی ‌از آن‌ها بعد از انقضاء عده بوده و یا طلاق بائن باشد از یکدیگر ارث نمی‌برند.

ماده ۹۴۴

ماده ۹۴۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 944 اگر شوهر در حال مرض زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق به همان مرض بمیرد زوجه از او ارث میبرد اگرچه ‌طلاق بائن باشد مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد.

ماده ۹۴۵

ماده ۹۴۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 945 اگر مردی در حال مرض زنی را عقد کند و در همان مرض قبل از دخول بمیرد زن از او ارث نمی‌برد لیکن اگر بعد از دخول یا بعد از صحت یافتن از آن مرض بمیرد زن از او ارث می‌برد.

ماده ۹۴۶

ماده ۹۴۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 946 زوج از تمام اموال زوجه ارث می‌برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان ارث می‌برد در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق می‌باشد. تبصره (الحاقی 1389/5/26) - مفاد این ماده در خصوص وراث متوفایی که قبل از تصویب آن فوت کرده ولی هنوز ترکه او تقسیم نشده ‌است نیز لازم‌الاجرا است.

ماده ۹۴۷

ماده ۹۴۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 947 به موجب ماده واحده «قانون اصلاح موادی از قانون مدنی» مصوب 1387/11/6 حذف شده است.

ماده ۹۴۸

ماده ۹۴۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 948 هرگاه ورثه از اداء قیمت امتناع کنند زن می‌تواند حق خود را از عین اموال استیفاء کند.

ماده ۹۴۹

ماده ۹۴۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 949 در صورت نبودن هیچ وارث دیگر به غیر از زوج یا زوجه شوهر تمام ترکه زن متوفای خود را می‌برد لیکن زن فقط نصیب خود را و بقیه‌ ترکه شوهر در حکم مال اشخاص بلاوارث و تابع ماده 866 خواهد بود.

کتاب سوم - در مقررات مختلفه
ماده ۹۵۰

ماده ۹۵۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 950 مثلی که در این قانون ذکر شده عبارت از مالی است که اشباه و نظایر آن نوعاً زیاد و شایع باشد مانند حبوبات و نحو آن و قیمی مقابل ‌آن است. معذلک تشخیص این معنا با عرف می‌باشد.

ماده ۹۵۱

ماده ۹۵۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 951 تعدی، تجاوز نمودن از حدود اذن یا متعارف است نسبت به مال یا حق دیگری.

ماده ۹۵۲

ماده ۹۵۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 952 تفریط عبارت است از ترک عملی که به موجب قرارداد یا متعارف برای حفظ مال غیر لازم است.

ماده ۹۵۳

ماده ۹۵۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 953 تقصیر اعم است از تفریط و تعدی.

ماده ۹۵۴

ماده ۹۵۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 954 کلیه عقود جائزه به موت احد طرفین منفسخ میشود و همچنین به سفه در مواردی که رشد معتبر است.

ماده ۹۵۵

ماده ۹۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 955 مقررات این قانون در مورد کلیه اموری که قبل از این قانون واقع شده معتبر است.

جلد دوم‌ - در اشخاص
کتاب اول - در کلیات
ماده ۹۵۶

ماده ۹۵۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 956 اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام میشود.

ماده ۹۵۷

ماده ۹۵۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 957 حمل از حقوق مدنی متمتع میگردد مشروط بر اینکه زنده متولد شود.

ماده ۹۵۸

ماده ۹۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 958 هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیکن هیچ‌کس نمیتواند حقوق خود را اعمال و اجرا کند مگر اینکه برای این امر اهلیت قانونی‌ داشته باشد.

ماده ۹۵۹

ماده ۹۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 959 هیچ کس نمیتواند به طور کلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب کند.

ماده ۹۶۰

ماده ۹۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 960 هیچ کس نمیتواند از خود سلب حریت کند و یا در حدودی که مخالف قوانین و یا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حریت خود صرف‌ نظر کند.

ماده ۹۶۱

ماده ۹۶۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 961 جز در موارد ذیل اتباع خارجه نیز از حقوق مدنی متمتع خواهند بود:1) در مورد حقوقی که قانون آن را صراحتا منحصر به اتباع ایران نموده و یا آن را صراحتا از اتباع خارجه سلب کرده است.2) در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی که قانون دولت متبوع تبعه خارجه آن را قبول نکرده.3) در مورد حقوق مخصوصه که صرفا از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد.

ماده ۹۶۲

ماده ۹۶۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 962 تشخیص اهلیت هر کس برای معامله کردن بر حسب قانون دولت متبوع او خواهد بود معذلک اگر یک نفر تبعه خارجه در ایران عمل‌ حقوقی انجام دهد در صورتی که مطابق قانون دولت متبوع خود برای انجام آن عمل واجد اهلیت نبوده و یا اهلیت ناقصی داشته است آن شخص برای‌ انجام آن عمل واجد اهلیت محسوب خواهد شد در صورتی که قطع نظر از تابعیت خارجی او مطابق قانون ایران نیز بتوان او را برای انجام آن عمل‌ دارای اهلیت تشخیص داد.‌حکم اخیر نسبت به اعمال حقوقی که مربوط به حقوق خانوادگی و یا حقوق ارثی بوده و یا مربوط به نقل و انتقال اموال غیرمنقول واقع در خارج ایران‌ می‌باشد شامل نخواهد بود.

ماده ۹۶۳

ماده ۹۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 963 اگر زوجین تبعه یک دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود.

ماده ۹۶۴

ماده ۹۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 964 روابط بین ابوین و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اینکه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد که در این صورت روابط بین ‌طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.

ماده ۹۶۵

ماده ۹۶۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 965 ولایت قانونی و نصب قیم بر طبق قوانین دولت متبوع مولی ‌علیه خواهد بود.

ماده ۹۶۶

ماده ۹۶۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 966 تصرف و مالکیت و سایر حقوق بر اشیاء منقول یا غیرمنقول تابع قانون مملکتی خواهد بود که آن اشیاء در آنجا واقع می‌باشند معذلک‌ حمل و نقل شدن شیئی منقول از مملکتی به مملکت دیگر نمیتواند به حقوقی که ممکن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولی شیء نسبت به آن تحصیل کرده باشند خللی وارد آورد.

ماده ۹۶۷

ماده ۹۶۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 967 ترکه منقول یا غیرمنقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوطه به تعیین وراث و مقدار‌ سهم‌الارث آن‌ها و تشخیص قسمتی که متوفی می‌توانسته است به موجب وصیت تملیک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود.

ماده ۹۶۸

ماده ۹۶۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 968 تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر اینکه متعاقدین اتباع خارجه بوده و آن را صریحاً یا ضمناً تابع قانون دیگری قرار داده باشند.

ماده ۹۶۹

ماده ۹۶۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 969 اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود میباشند.

ماده ۹۷۰

ماده ۹۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 970 مامورین سیاسی یا قنسولی دول خارجه در ایران وقتی می‌توانند به اجرای عقد نکاح مبادرت نمایند که طرفین عقد هر دو تبعه دولت‌ متبوع آن‌ها بوده و قوانین دولت مزبور نیز این اجازه را به آن‌ها داده باشد در هر حال نکاح باید در دفاتر سجل احوال ثبت شود.

ماده ۹۷۱

ماده ۹۷۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 971 دعاوی از حیث صلاحیت محاکم و قوانین راجعه به اصول محاکمات تابع قانون محلی خواهد بود که در آنجا اقامه میشود، مطرح ‌بودن همان دعوی در محکمه اجنبی رافع صلاحیت محکمه ایرانی نخواهد بود.

ماده ۹۷۲

ماده ۹۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 972 احکام صادره از محاکم خارجه و همچنین اسناد رسمی لازم‌الاجرا تنظیم شده در خارجه را نمی‌توان در ایران اجرا نمود مگر اینکه‌ مطابق قوانین ایران امر به اجرای آنها صادر شده باشد.

ماده ۹۷۳

ماده ۹۷۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 973 اگر قانون خارجه که باید مطابق ماده 7 جلد اول این قانون و یا بر طبق مواد فوق رعایت گردد به قانون دیگری احاله داده باشد محکمه ‌مکلف به رعایت این احاله نیست مگر این که احاله به قانون ایران شده باشد.

ماده ۹۷۴

ماده ۹۷۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 974 مقررات ماده 7 و مواد 962 تا 974 این قانون تا حدی به موقع اجراء گذارده میشود که مخالف عهود بین‌المللی که دولت ایران آن را ‌امضاء کرده و یا مخالف با قوانین مخصوصه نباشد.

ماده ۹۷۵

ماده ۹۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 975 محکمه نمی‌تواند قوانین خارجی و یا قراردادهای خصوصی را که برخلاف اخلاق حسنه بوده و یا به واسطه جریحه‌دار کردن ‌احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می‌شود به موقع اجرا گذارد اگرچه اجراء قوانین مزبور اصولا مجاز باشد.

کتاب دوم - در تابعیت
ماده ۹۷۶

ماده 976 اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 976 اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب میشوند:1) کلیه ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آن‌ها مسلم باشد. تبعیت خارجی کسانی مسلم است که مدارک تابعیت آن‌ها مورد‌ اعتراض دولت ایران نباشد.2) کسانی که پدر آن‌ها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.3) کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیرمعلوم باشد.4) کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آن‌ها در ایران متولد شده به وجود آمده‌اند.5) کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام لااقل 1 سال دیگر در ایران‌ اقامت کرده باشند والا قبول شدن آن‌ها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود که مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.6) هر زن تبعه خارجی که شوهر ایرانی اختیار کند.7) هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را تحصیل کرده باشد. تبصره - اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و قنسولی خارجه مشمول فقره 4 و 5 نخواهند بود.

ماده ۹۷۷

ماده ۹۷۷

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 977 (اصلاحی 1348/11/27)الف) هر گاه اشخاص مذکور در بند 4 ماده 976 پس از رسیدن به سن 18 سال تمام بخواهند تابعیت پدر خود را قبول کنند باید ظرف یک سال درخواست کتبی به ضمیمه تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به اینکه آن‌ها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند.ب) هر گاه اشخاص مذکور در بند 5 ماده 976 پس از رسیدن به سن 18 سال تمام بخواهند به تابعیت پدر خود باقی بمانند باید ظرف یک سال درخواست کتبی به ضمیمه تصدیق دولت متبوع پدرشان دایر به اینکه آن‌ها را تبعه خود خواهد شناخت به وزارت امور خارجه تسلیم نمایند.

ماده ۹۷۸

ماده ۹۷۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 978 نسبت به اطفالی که در ایران از اتباع دولی متولد شده‌اند که در مملکت متبوع آنها اطفال متولد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه ‌خود محسوب داشته و رجوع آن‌ها را به تبعیت ایران منوط به اجازه می‌کنند معامله متقابل خواهد شد.

ماده ۹۷۹

ماده ۹۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 979 اشخاصی که دارای شرایط ذیل باشند می‌توانند تابعیت ایران را تحصیل کنند:1) به سن هیجده سال تمام رسیده باشند.2) 5 سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساکن بوده باشند.3) فراری از خدمت نظامی نباشند.4) در هیچ مملکتی به جنحه مهم یا جنایت غیر سیاسی محکوم نشده باشند.‌در مورد فقره دوم این ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ایران در حکم اقامت در خاک ایران است.

ماده ۹۸۰

ماده ۹۸۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 980 (اصلاحی 1370/8/14) - کسانی که به امور عام المنفعه ایران خدمت و یا مساعدت شایانی کرده باشند و همچنین اشخاصی که دارای عیال ایرانی هستند و از او اولاد دارند و یا دارای مقامات عالی علمی و متخصص در امور عام‌المنفعه می‌باشند و تقاضای ورود به تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران را می‌نمایند در صورتی که دولت ورود آن‌ها را به تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران صلاح بداند بدون رعایت شرط اقامت ممکن است با تصویب هیات وزیران به تابعیت ایران قبول شوند.

ماده ۹۸۱

ماده ۹۸۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 981 [منسوخ 1370/8/14].

ماده ۹۸۲

ماده ۹۸۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 982 (اصلاحی 1370/8/14) - اشخاصی که تحصیل تابعیت ایرانی نموده یا بنمایند از کلیه حقوقی که برای ایرانیان مقرر است بهره‌مند می‌شوند لیکن نمی‌توانند به مقامات زیر نائل گردند:
1- ریاست جمهوری و معاونین او.
2- عضویت در شورای نگهبان و ریاست قوه قضائیه.
3- وزارت و کفالتِ وزارت و استانداری و فرمانداری.
4- عضویت در مجلس شورای اسلامی.
5- عضویت شوراهای استان و شهرستان و شهر.
6- استخدام در وزارت امور خارجه و نیز احراز هر گونه پست و یا ماموریت سیاسی.
7- قضاوت.
8- عالی‌ترین رده فرماندهی در ارتش و سپاه و نیروی انتظامی.
9- تصدی پست‌های مهم اطلاعاتی و امنیتی.

ماده ۹۸۳

ماده ۹۸۳

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 983 درخواست تابعیت باید مستقیما یا به توسط حکام یا ولات به وزارت امور خارجه تسلیم شده و دارای منضمات ذیل باشد:1) سواد مصدق اسناد هویت تقاضا کننده و عیال و اولاد او.2) تصدیق‌نامه نظمیه دائر به تعیین مدت اقامت تقاضاکننده در ایران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مکنت کافی یا شغل معین برای تامین معاش. وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات راجعه به شخص تقاضا کننده را تکمیل و آن را به هیات وزراء ارسال خواهد نمود تا هیات مزبور در قبول ‌یا رد آن تصمیم مقتضی اتخاذ کند در صورت قبول شدن تقاضا سند تابعیت به درخواست کننده تسلیم خواهد شد.

ماده ۹۸۴

ماده ۹۸۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 984 زن و اولاد صغیر کسانی که بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران می‌نمایند تبعه دولت ایران شناخته می‌شوند ولی زن در ظرف 1 سال از تاریخ صدور سند تابعیت شوهر و اولاد صغیر در ظرف یک سال از تاریخ رسیدن به سن هیجده سال تمام می‌توانند اظهاریه کتبی به وزارت امور خارجه داده و تابعیت مملکت سابق شوهر و یا پدر را قبول کند لیکن به اظهاریه اولاد اعم از ذکور و اناث باید تصدیق مذکور در ماده 977 ضمیمه شود.

ماده ۹۸۵

ماده ۹۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 985 تحصیل تابعیت ایرانی پدر به هیچ وجه درباره اولاد او که در تاریخ تقاضانامه به سن هیجده سال تمام رسیده‌اند موثر نمی‌باشد.

ماده ۹۸۶

ماده ۹۸۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 986 زن غیر ایرانی که در نتیجه ازدواج ایرانی می‌شود می‌توانند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر‌ اینکه وزارت امور خارجه را کتبا مطلع کند ولی هر زن شوهر مرده که از شوهر سابق خود اولاد دارد نمی‌تواند مادام که اولاد او به سن 18 سال تمام‌ نرسیده از این حق استفاده کند و در هر حال زنی که مطابق این ماده تبعه خارجه می‌شود حق داشتن اموال غیرمنقوله نخواهد داشت مگر در حدودی که ‌این حق به اتباع خارجه داده شده باشد و هر گاه دارای اموال غیرمنقول بیش از آنچه که برای اتباع خارجه داشتن آن جایز است بوده یا بعدا ‌به ارث اموال غیرمنقولی بیش از آن حد به او برسد باید در ظرف یک سال از تاریخ خروج از تابعیت ایران یا دارا شدن ملک در مورد ارث مقدار مازاد را به نحوی از انحاء به اتباع ایران منتقل کند والا اموال مزبور با نظارت مدعی‌العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت به آن‌ها داده ‌خواهد شد.

ماده ۹۸۷

ماده ۹۸۷

۲ دقیقه ★★★★★

ماده 987 (اصلاحی 1370/8/14) - زن ایرانی که با تبعه خارجه مزاوجت می‌نماید به تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگر اینکه مطابق قانون مملکت زوج تابعیت شوهر به واسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحمیل شود ولی در هر صورت بعد از وفات شوهر و یا تفریق به صرف تقدیم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصدیق فوت شوهر و یا سند تفریق، تابعیت اصلیه زن با جمیع حقوق و امتیازات راجعه به آن مجدداً به او تعلق خواهد گرفت. تبصره 1 (الحاقی 1361/10/8 و اصلاحی 1370/8/14) - هر گاه قانون تابعیت مملکت زوج زن را بین حفظ تابعیت اصلی و تابعیت زوج مخیر بگذارد در این مورد زن ایرانی که بخواهد تابعیت مملکت زوج را دارا شود و علل موجهی هم برای تقاضای خود در دست داشته باشد، به شرط تقدیم تقاضانامه کتبی به وزارت امور خارجه ممکن است با تقاضای او موافقت گردد. تبصره 2 (الحاقی 1361/10/8 و اصلاحی 1370/8/14) - زن‌های ایرانی که بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می‌کنند حق داشتن اموال غیرمنقول را در صورتی که موجب سلطه اقتصادی خارجی گردد، ندارند. تشخیص این امر با کمیسیونی متشکل از نمایندگان وزارتخانه‌های امور خارجه و کشور و اطلاعات است. مقررات ماده 988 و تبصره آن در قسمت خروج ایرانیانی که تابعیت خود را ترک نموده‌اند شامل زنان مزبور نخواهد بود.

ماده ۹۸۸

ماده ۹۸۸

۲ دقیقه ★★★★★

ماده 988 اتباع ایران نمیتوانند تبعیت خود را ترک کنند مگر به شرایط ذیل:
1- به سن 25 سال تمام رسیده باشند.
2- هیئت وزراء خروج از تابعیت آنان را اجازه دهد.
3- قبلا تعهد نمایند که در ظرف یک سال از تاریخ ترک تابعیت حقوق خود را بر اموال غیر منقول که در ایران دارا می‌باشند و یا ممکن است‌ بالوراثه دارا شوند ولو قوانین ایران اجازه تملک آن را به اتباع خارجه بدهد به نحوی از انحاء به اتباع ایرانی منتقل کنند زوجه و اطفال کسی که بر طبق‌ این ماده ترک تابعیت می‌نمایند اعم از اینکه اطفال مزبور صغیر یا کبیر باشند از تبعیت ایرانی خارج نمی‌گردد مگر اینکه اجازه هیئت وزراء شامل آن‌ها هم باشد.
4- خدمت تحت‌السلاح خود را انجام داده باشند. تبصره الف (اصلاحی 1348/11/27)- کسانی که بر طبق این ماده مبادرت به تقاضای ترک تابعیت ایران و قبول تابعیت خارجی می‌نمایند علاوه بر اجرای مقرراتی که ضمن بند (3) از این ماده درباره آنان مقرر است باید ظرف مدت سه ماه از تاریخ صدور سند ترک تابعیت از ایران خارج شوند.چنانچه ظرف مدت مزبور خارج نشوند مقامات صالحه امر به اخراج آن‌ها و فروش اموالشان صادر خواهند نمود و تمدید مهلت مقرره فوق حداکثر تا یک سال موکول به موافقت وزارت امور خارجه می‌باشد. تبصره ب (اصلاحی 1348/11/27)- هیئت وزیران می‌تواند ضمن تصویب ترک تابعیت زن ایرانی بی‌شوهر ترک تابعیت فرزندان او را نیز که فاقد پدر و جد پدری هستند و کمتر از 18 سال تمام دارند و یا به جهات دیگری محجورند اجازه دهد. فرزندان زن مذکور نیز که به سن 25 سال تمام نرسیده باشند می‌توانند به تبعیت از درخواست مادر، تقاضای ترک تابعیت نمایند.

ماده ۹۸۹

ماده ۹۸۹

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 989 اصلاحی (1404/07/23)- هر تبعه ایرانی که بدون رعایت مقررات قانونی بعد از تاریخ 1280 شمسی تابعیت خارجی تحصیل کرده باشد تبعیت خارجی او‌ کان‌لم‌یکن بوده و تبعه ایران شناخته می‌شود و از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجالس مقننه و انجمن های ایالتی و ولایتی و ‌بلدی و هرگونه مشاغل دولتی محروم خواهد بود. تبصره (الحاقی 1337/11/11)- هیات وزیران میتواند بنا به مصالحی به پیشنهاد وزارت امور خارجه تابعیت خارجی مشمولین این ماده را به رسمیت بشناسند. به اینگونه اشخاص با موافقت وزارت امور خارجه اجازه ورود به ایران یا اقامت می‌توان داد.

ماده ۹۹۰

ماده ۹۹۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 990 از اتباع ایران کسی که خود یا پدرشان موافق مقررات، تبدیل تابعیت کرده باشند و بخواهند به تبعیت اصلیه خود رجوع نمایند به مجرد ‌درخواست به تابعیت ایران قبول خواهند شد مگر آنکه دولت تابعیت آنها را صلاح نداند.

ماده ۹۹۱

ماده ۹۹۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 991 (اصلاحی 1370/8/14)- تکالیف مربوط به اجرای قانون تابعیت و اخذ مخارج دفتری در مورد کسانی که تقاضای تابعیت یا ترک تابعیت دولت جمهوری اسلامی ایران و تقاضای بقاء بر تابعیت اصلی را دارند به موجب آئین‌نامه‌ای که به تصویب هیات وزیران خواهد رسید معین خواهد شد.

کتاب سوم - در اسناد سجل احوال
ماده ۹۹۲

ماده ۹۹۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 992 سجل احوال هر کس به موجب دفاتری که برای این امر مقرر است معین می‌شود.

ماده ۹۹۳

ماده ۹۹۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 993 امور ذیل باید در ظرف مدت و به طریقی که به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است به دایره سجل احوال اطلاع داده شود:
1- ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین که بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود.
2- ازدواج اعم از دائم و منقطع.
3- طلاق اعم از بائن و رجعی و همچنین بذل مدت.
4- وفات هر شخص.

ماده ۹۹۴

ماده ۹۹۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 994 حکم فوت فرضی غایب که بر طبق مقررات کتاب پنجم از جلد دوم این قانون صادر می‌شود باید در دفتر سجل احوال ثبت شود.

ماده ۹۹۵

ماده ۹۹۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 995 تغییر مطالبی که در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممکن نیست مگر به موجب حکم محکمه.

ماده ۹۹۶

ماده ۹۹۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 996 اگر عدم صحت مطالبی که به دایره سجل احوال اظهار شده است در محکمه ثابت گردد یا هویت کسی که در دفتر سجل احوال به عنوان ‌مجهول‌الهویه قید شده است معین شود و یا حکم فوت فرضی غایب ابطال گردد مراتب باید در دفاتر مربوطه سجل احوال قید شود.

ماده ۹۹۷

ماده ۹۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 997 هر کس باید دارای نام خانوادگی باشد اتخاذ نام‌های مخصوصی که به موجب نظامنامه اداره سجل احوال معین میشود ممنوع است.

ماده ۹۹۸

ماده ۹۹۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 998 هر کس که اسم خانوادگی او را دیگری بدون حق اتخاذ کرده باشد میتواند اقامه دعوی کرده و در حدود قوانین مربوطه تغییر نام‌ خانوادگی غاصب را بخواهد.اگر کسی نام خانوادگی خود را که در دفاتر سجل احوال ثبت کرده است مطابق مقررات مربوطه به این امر تغییر دهد هر ذی‌نفع می‌تواند در ظرف مدت و ‌به طریقی که در قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض کند.

ماده ۹۹۹

ماده ۹۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 999 سند ولادت اشخاصی که ولادت آن‌ها در مدت قانونی به دایره سجل احوال اظهار شده است سند رسمی محسوب خواهد بود.

ماده ۱۰۰۰

ماده ۱۰۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1000 سایر مطالب راجع به سجل احوال به موجب قوانین و نظامنامه‌های مخصوصه مقرر است.

ماده ۱۰۰۱

ماده ۱۰۰۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1001 مامورین قنسولی ایران در خارجه باید نسبت به ایرانیان مقیم حوزه ماموریت خود وظایفی را که به موجب قوانین و نظامات جاریه به عهده دوایر سجل احوال مقرر است انجام دهند.

کتاب چهارم - در اقامتگاه
ماده ۱۰۰۲

ماده ۱۰۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1002 اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است که شخص در آنجا سکونت داشته و مرکز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سکونت ‌شخصی غیر از مرکز مهم امور او باشد مرکز امور او اقامتگاه محسوب است. اقامتگاه اشخاص حقوقی مرکز عملیات آن‌ها خواهد بود.

ماده ۱۰۰۳

ماده ۱۰۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1003 هیچ کس نمیتواند بیش از یک اقامتگاه داشته باشد.

ماده ۱۰۰۴

ماده ۱۰۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1004 تغییر اقامتگاه به وسیله سکونت حقیقی در محل دیگر به عمل می‌آید مشروط بر اینکه مرکز مهم امور او نیز به همان محل انتقال یافته ‌باشد.

ماده ۱۰۰۵

ماده ۱۰۰۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1005 اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است مع‌ذلک زنی که شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و همچنین زنی که با رضایت شوهر‌ خود و یا با اجازه محکمه مسکن علیحده اختیار کرده میتواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.

ماده ۱۰۰۶

ماده ۱۰۰۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1006 اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنها است.

ماده ۱۰۰۷

ماده ۱۰۰۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1007 اقامتگاه مامورین دولتی محلی است که در آنجا ماموریت ثابت دارند.

ماده ۱۰۰۸

ماده ۱۰۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1008 اقامتگاه افراد نظامی که در ساخلو هستند محل ساخلو آن‌ها است.

ماده ۱۰۰۹

ماده ۱۰۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1009 اگر اشخاص کبیر که معمولا نزد دیگری کار یا خدمت می‌کنند در منزل کارفرما یا مخدوم خود سکونت داشته باشند اقامتگاه آن‌ها همان‌ اقامتگاه کارفرما یا مخدوم آن‌ها خواهد بود.

ماده ۱۰۱۰

ماده ۱۰۱۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1010 اگر ضمن معامله یا قراردادی طرفین معامله یا یکی از آن‌ها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود ‌انتخاب کرده باشد نسبت به دعاوی راجعه به آن معامله همان محلی که انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتی که برای ابلاغ اوراق دعوی و احضار و اخطار محلی را غیر از اقامتگاه حقیقی خود معین کند.

کتاب پنجم - در غایب مفقودالاثر
ماده ۱۰۱۱

ماده ۱۰۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1011 غایب مفقودالاثر کسی است که از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.

ماده ۱۰۱۲

ماده ۱۰۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1012 اگر غایب مفقودالاثر برای اداره اموال خود تکلیفی معین نکرده باشد و کسی هم نباشد که قانونا حق تصدی امور او را داشته باشد ‌محکمه برای اداره اموال او یک نفر امین معین میکند تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی‌العموم و اشخاص ذی‌نفع در این امر قبول می‌شود.

ماده ۱۰۱۳

ماده ۱۰۱۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1013 محکمه میتواند از امینی که معین میکند تقاضای ضامن یا تضمینات دیگر نماید.

ماده ۱۰۱۴

ماده ۱۰۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1014 اگر یکی از وراث غایب تضمینات کافیه بدهد محکمه نمی‌تواند امین دیگری معین نماید و وارث مزبور به این سمت معین خواهد شد.

ماده ۱۰۱۵

ماده ۱۰۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1015 وظایف و مسئولیت‌های امینی که به موجب مواد قبل معین می‌گردد همان است که برای قیم مقرر است.

ماده ۱۰۱۶

ماده ۱۰۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1016 هر گاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقودالاثر مسلم شود اموال او بین وراث موجود حین‌الموت تقسیم میگردد اگرچه یک یا‌ چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب به بعد فوت کرده باشد.

ماده ۱۰۱۷

ماده ۱۰۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1017 اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محکمه باید تاریخی را که فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین کند در این صورت‌ اموال غایب بین وراثی که در تاریخ مزبور موجود بوده‌اند تقسیم میشود.

ماده ۱۰۱۸

ماده ۱۰۱۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1018 مفاد ماده فوق در موردی نیز رعایت میگردد که حکم موت فرضی غایب صادر شود.

ماده ۱۰۱۹

ماده ۱۰۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1019 حکم موت فرضی غایب در موردی صادر می‌شود که از تاریخ آخرین خبری که از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد که عادتا‌ً چنین شخصی زنده نمی‌ماند.

ماده ۱۰۲۰

ماده ۱۰۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1020 موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است که عادتا‌ً شخص غایب زنده فرض نمی‌شود:
1- وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از 75 سال گذشته‌ باشد.
2- وقتی که یک نفر به عنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینکه‌ خبری از او برسد هرگاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور 5 سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می‌شود.
3- وقتی که 1 نفر حین سفر بحری در کشتی بوده که آن کشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته ‌باشد بدون اینکه از آن مسافر خبری برسد.

ماده ۱۰۲۱

ماده ۱۰۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1021 در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضاء مدت‌های ذیل که مبدا آن از روز حرکت کشتی محسوب می‌شود کشتی به مقصد نرسیده باشد ‌و در صورت حرکت بدون مقصد به بندری که از آنجا حرکت کرده برنگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد کشتی تلف شده محسوب ‌‌می‌شود.الف) برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یک سال.ب) برای مسافرت در بحر عمان، اقیانوس هند، بحر احمر، بحر سفید (‌مدیترانه)، بحر سیاه و بحر آزوف دو سال.ج) برای مسافرت در سایر بحار سه سال‌.

ماده ۱۰۲۲

ماده ۱۰۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1022 اگر کسی در نتیجه واقعه‌ای به غیر آنچه در فقره 2 و 3 ماده 1020 مذکور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده و یا در طیاره بوده‌ و طیاره مفقود شده باشد وقتی میتوان حکم موت فرضی او را صادر نمود که پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون اینکه خبری از حیات مفقود رسیده باشد.

ماده ۱۰۲۳

ماده ۱۰۲۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1023 در مورد مواد 1020 و 1021 و 1022 محکمه وقتی میتواند حکم موت فرضی غایب را صادر نماید که در یکی از جراید محل و یکی ‌از روزنامه‌های کثیرالانتشار تهران اعلانی در سه دفعه متوالی هر کدام به فاصله یک ماه منتشر کرده و اشخاصی را که ممکن است از غایب خبری داشته‌ باشند دعوت نماید که اگر خبر دارند به اطلاع محکمه برسانند هر گاه یک سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حکم موت‌ فرضی او داده می‌شود.

ماده ۱۰۲۴

ماده ۱۰۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1024 اگر اشخاص متعدد در یک حادثه تلف شوند فرض بر این می‌شود که همه آن‌ها در آن واحد مرده‌اند. مفاد این ماده مانع از اجراء مقررات مواد 873 و 874 جلد اول این قانون نخواهد بود.

ماده ۱۰۲۵

ماده ۱۰۲۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1025 وراث غایب مفقودالاثر می‌توانند قبل از صدور حکم موت فرضی او نیز از محکمه تقاضا نمایند که دارایی او را به تصرف آن‌ها بدهد‌ مشروط بر اینکه اولاً غایب مزبور کسی را برای اداره کردن اموال خود معین نکرده باشد و ثانیاً دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بدون اینکه حیات یا ممات او معلوم باشد. در مورد این ماده رعایت ماده 1023 راجع به اعلان مدت یک سال حتمی است.

ماده ۱۰۲۶

ماده ۱۰۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1026 در مورد ماده قبل وراث باید ضامن و یا تضمینات کافیه دیگر بدهند تا در صورت مراجعت غایب و یا در صورتی که اشخاص ثالث‌ حقی بر اموال او داشته باشند از عهده اموال یا حق اشخاص ثالث برآیند تضمینات مزبور تا موقع صدور حکم موت فرضی غایب باقی خواهد بود.

ماده ۱۰۲۷

ماده ۱۰۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1027 بعد از صدور حکم فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود کسانی که اموال او را به عنوان وراثت تصرف کرده‌اند باید آنچه را که از اعیان ‌یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود میباشد مسترد دارند.

ماده ۱۰۲۸

ماده ۱۰۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1028 امینی که برای اداره کردن اموال غایب مفقودالاثر معین می‌شود باید نفقه زوجه دائم یا منقطعه که مدت او نگذشته و نفقه او را زوج‌ تعهد کرده باشد و اولاد غایب را از دارایی غایب تادیه نماید در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن به عهده محکمه است.

ماده ۱۰۲۹

ماده ۱۰۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1029 هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقودالاثر باشد زن او می‌تواند تقاضای طلاق کند در این صورت با رعایت ماده 1023 حاکم او را طلاق می‌دهد.

ماده ۱۰۳۰

ماده ۱۰۳۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1030 اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت ‌مزبور حق رجوع ندارد.

کتاب ششم - در قرابت
ماده ۱۰۳۱

ماده 1031 قرابت بر دو قسم است

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1031 قرابت بر دو قسم است: قرابت نسبی و قرابت سببی.

ماده ۱۰۳۲

ماده 1032 قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1032 قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است: طبقه اول: پدر و مادر و اولاد و اولادِ اولاد.‌طبقه دوم: اجداد و برادر و خواهر و اولاد آن‌ها.طبقه سوم: اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آن‌ها در هر طبقه درجات قرب و بعد قرابت نسبی به عده نسل‌ها در آن طبقه معین میگردد.مثلا در طبقه اول قرابت پدر و مادر با اولاد در درجه اول و نسبت‌ به اولادِ اولاد در درجه دوم خواهد بود و هکذا در طبقه دوم قرابت برادر و خواهر و جد و جده در درجه اول از طبقه دوم و اولاد برادر و خواهر و جد و ‌پدر در درجه دوم از طبقه دوم خواهد بود و در طبقه سوم قرابت عمو و دایی و عمه و خاله در درجه اول از طبقه سوم و درجه اولاد آن‌ها در درجه دوم از‌ آن طبقه است.

ماده ۱۰۳۳

ماده ۱۰۳۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1033 هر کس در هر خط و به هر درجه که با یک نفر قرابت نسبی داشته باشد در همان خط و به همان درجه قرابت سببی با زوج یا زوجه او ‌خواهد داشت بنابراین پدر و مادر زن یک مرد اقربای درجه اول آن مرد و برادر و خواهر شوهر یک زن از اقربای سببی درجه دوم آن زن خواهند بود.

کتاب هفتم - در نکاح و طلاق
باب اول - در نکاح
فصل اول - در خواستگاری
ماده ۱۰۳۴

ماده ۱۰۳۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1034 هر زنی را که خالی از موانع نکاح باشد میتوان خواستگاری نمود.

ماده ۱۰۳۵

ماده ۱۰۳۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1035 وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی‌‌کند اگرچه تمام یا قسمتی از مهریه که بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده ‌باشد بنابراین هر یک از زن و مرد مادام که عقد نکاح جاری نشده می‌‌تواند از وصلت امتناع کند و طرف دیگر نمی‌تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج کرده یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبه خسارتی نماید.

ماده ۱۰۳۶

ماده ۱۰۳۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1036 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/8/14 نسخ شده است.

ماده ۱۰۳۷

ماده ۱۰۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1037 هر یک از نامزدها می‌تواند در صورت بهم خوردن وصلت منظور هدایائی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده ‌است مطالبه کند. اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود که عادتا نگاه داشته می‌شود مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده‌ باشد.

ماده ۱۰۳۸

ماده ۱۰۳۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1038 مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی که وصلت منظور در اثر فوت یکی از نامزدها بهم بخورد مجری نخواهد بود.

ماده ۱۰۳۹

ماده ۱۰۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1039 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/8/14 نسخ شده است.

ماده ۱۰۴۰

ماده ۱۰۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1040 هر یک از طرفین می‌ تواند برای انجام وصلت منظور از طرف مقابل تقاضا کند که تصدیق طبیب به صحت از امراض مسریه مهم از ‌قبیل سفلیس و سوزاک و سل ارائه دهد.

فصل دوم - قابلیت صحی برای ازدواج
ماده ۱۰۴۱

ماده ۱۰۴۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1041 (اصلاحی 1381/4/1 مجمع تشخیص مصلحت نظام)- عقد نکاح دختر قبل از رسیدن به سن 13 سال تمام شمسی و پسر قبل از رسیدن به سن 15 سال تمام شمسی منوط است به اذن ولی به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح.

ماده ۱۰۴۲

ماده ۱۰۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1042 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/8/14 نسخ شده است.

ماده ۱۰۴۳

ماده ۱۰۴۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1043 (اصلاحی 1370/8/17)- نکاح دختر باکره اگرچه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است و هر گاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می‌تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آن‌ها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.

ماده ۱۰۴۴

ماده ۱۰۴۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1044 (اصلاحی 1370/8/17)- در صورتی که پدر یا جد پدری در محل حاضر نباشند و استیذان از آن‌ها نیز عادتاً غیرممکن بوده و دختر نیز احتیاج به ازدواج داشته باشد، وی می‌تواند اقدام به ازدواج نماید. تبصره (الحاقی 1370/8/17)-  ثبت این ازدواج در دفترخانه منوط به احراز موارد فوق در دادگاه مدنی خاص می‌باشد.

فصل سوم - در موانع نکاح
ماده ۱۰۴۵

ماده ۱۰۴۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1045 نکاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد.1) نکاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر که بالا برود.2) نکاح با اولاد هر قدر که پایین برود.3) نکاح با برادر و خواهر و اولاد آن‌ها تا هر قدر که پایین برود.4) نکاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.

ماده ۱۰۴۶

ماده ۱۰۴۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1046 قرابت رضاعی از حیث حرمت نکاح در حکم قرابت نسبی است مشروط بر این که:- اولاً شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.- ثانیاً شیر مستقیما از پستان مکیده شده باشد.- ثالثاً طفل لااقل یک شبانه روز و یا 15 دفعه متوالی شیر کامل خورده باشد بدون این که در بین، غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.- رابعاً شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.- خامساً مقدار شیری که طفل خورده است از یک زن و از یک شوهر باشد. بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یک زن و مقداری از شیر‌زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی‌شود، اگرچه شوهر آن دو زن یکی باشد و همچنین اگر یک زن یک دختر و یک پسر رضاعی داشته باشد که هر یک‌ را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر و یا آن دختر، برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آن‌ها از این حیث ممنوع نمی‌باشد.

ماده ۱۰۴۷

ماده ۱۰۴۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1047 نکاح بین اشخاص ذیل به واسطه مصاهره ممنوع دائمی است:
1- بین مرد و مادر و جدات زن از هر درجه که باشد اعم از نسبی و رضاعی.
2- بین مرد و زنی که سابقاً زن پدر و یا زن یکی از اجداد یا زن پسر یا زن یکی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد.
3- بین مرد با اناث از اولاد زن از هر درجه که باشد ولو رضاعی، مشروط بر اینکه بین زن و شوهر زناشویی واقع شده باشد.

ماده ۱۰۴۸

ماده ۱۰۴۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1048 جمع بین دو خواهر ممنوع است اگرچه به عقد منقطع باشد.

ماده ۱۰۴۹

ماده ۱۰۴۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1049 هیچ کس نمی‌تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه زن خود.

ماده ۱۰۵۰

ماده ۱۰۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1050 هر کس زن شوهردار را با علم به وجود علقه زوجیت و حرمت نکاح و یا زنی را که در عده طلاق و یا در عده وفات است با علم به عده ‌و حرمت نکاح برای خود عقد کند عقد باطل و آن زن مطلقاً بر آن شخص حرام موبد می‌شود.

ماده ۱۰۵۱

ماده ۱۰۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1051 حکم مذکور در ماده فوق در موردی نیز جاری است که عقد از روی جهل ‌به تمام یا یکی از امور مذکوره فوق بوده و نزدیکی هم واقع ‌شده باشد. در صورت جهل و عدم وقوع نزدیکی عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمی‌شود.

ماده ۱۰۵۲

ماده ۱۰۵۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1052 تفریقی که با لعان حاصل می‌شود موجب حرمت ابدی است.

ماده ۱۰۵۳

ماده ۱۰۵۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1053 عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.

ماده ۱۰۵۴

ماده ۱۰۵۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1054 زنای با زن شوهردار یا زنی که در عده رجعیه است موجب حرمت ابدی است.

ماده ۱۰۵۵

ماده ۱۰۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1055 نزدیکی به شبهه و زنا اگر سابق بر نکاح باشد از حیث مانعیت نکاح در حکم نزدیکی با نکاح صحیح است ولی مبطل نکاح سابق ‌نیست.

ماده ۱۰۵۶

ماده ۱۰۵۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1056 اگر کسی با پسری عمل شنیع کند نمیتواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج کند.

ماده ۱۰۵۷

ماده ۱۰۵۷

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1057 زنی که سه مرتبه متوالی زوجه یک نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام می‌شود، مگر این که به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری ‌درآمده و پس از وقوع نزدیکی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت، فراق حاصل شده باشد.

ماده ۱۰۵۸

ماده ۱۰۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1058 زن هر شخصی که به نه طلاق که شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام موبد می‌شود.

ماده ۱۰۵۹

ماده ۱۰۵۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1059 نکاح مسلمه با غیرمسلم جایز نیست.

ماده ۱۰۶۰

ماده ۱۰۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1060 ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم که مانع قانونی ندارد موکول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.

ماده ۱۰۶۱

ماده ۱۰۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1061 دولت می‌تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مامورین رسمی و محصلین دولتی را با زنی که تبعه خارجه باشد موکول به اجازه ‌مخصوص نماید.

فصل چهارم - شرایط صحت نکاح
ماده ۱۰۶۲

ماده ۱۰۶۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1062 نکاح واقع میشود به ایجاب و قبول به الفاظی که صریحاً دلالت بر قصد ازدواج نماید.

ماده ۱۰۶۳

ماده ۱۰۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1063 ایجاب و قبول ممکن است از طرف خود مرد و زن صادر شود و یا از طرف اشخاصی که قانونا حق عقد دارند.

ماده ۱۰۶۴

ماده ۱۰۶۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1064 عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.

ماده ۱۰۶۵

ماده ۱۰۶۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1065 توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.

ماده ۱۰۶۶

ماده ۱۰۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1066 هر گاه یکی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می‌شود مشروط بر اینکه به طور وضوح حاکی از انشای عقد باشد.

ماده ۱۰۶۷

ماده ۱۰۶۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1067 تعیین زن و شوهر به نحوی که برای هیچ یک از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نکاح است.

ماده ۱۰۶۸

ماده ۱۰۶۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1068 تعلیق در عقد موجب بطلان است.

ماده ۱۰۶۹

ماده ۱۰۶۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1069 شرط خیار فسخ نسبت به عقد نکاح باطل است ولی در نکاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر این که مدت آن ‌معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است که اصلا مهر ذکر نشده باشد.

ماده ۱۰۷۰

ماده ۱۰۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1070 رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هر گاه مکره بعد از زوال کُره عقد را اجازه کند نافذ است، مگر این که اکراه به درجه‌ای بوده که عاقد‌ فاقد قصد باشد.

فصل پنجم - وکالت در نکاح
ماده ۱۰۷۱

ماده ۱۰۷۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1071 هر یک از مرد و زن می‌تواند برای عقد نکاح وکالت به غیر دهد.

ماده ۱۰۷۲

ماده ۱۰۷۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1072 در صورتی که وکالت به طور اطلاق داده شود وکیل نمی‌تواند موکله را برای خود تزویج کند، مگر این که این اذن صریحاً به او داده شده ‌باشد.

ماده ۱۰۷۳

ماده ۱۰۷۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1073 اگر وکیل از آنچه که موکل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین کرده تخلف کند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موکل‌ خواهد بود.

ماده ۱۰۷۴

ماده ۱۰۷۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1074 حکم ماده فوق در موردی نیز جاری است که وکالت بدون قید بوده و وکیل مراعات مصلحت موکل را نکرده باشد.

فصل ششم - در نکاح منقطع
ماده ۱۰۷۵

ماده ۱۰۷۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1075 نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد.

ماده ۱۰۷۶

ماده ۱۰۷۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1076 مدت نکاح منقطع باید کاملاً معین شود.

ماده ۱۰۷۷

ماده ۱۰۷۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1077 در نکاح منقطع احکام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است که در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده است.

فصل هفتم - در مهر
ماده ۱۰۷۸

ماده ۱۰۷۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1078 هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می‌توان مهر قرار داد.

ماده ۱۰۷۹

ماده ۱۰۷۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1079 مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.

ماده ۱۰۸۰

ماده ۱۰۸۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1080 تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.

ماده ۱۰۸۱

ماده ۱۰۸۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1081 اگر در عقد نکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهر در مدت معین، نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح، ولی شرط باطل‌ است.

ماده ۱۰۸۲

ماده ۱۰۸۲

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 1082 به مجرد عقد زن مالک مهر میشود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید. تبصره (الحاقی 1376/4/29) - چنانچه مهریه وجه رایج باشد متناسب با تغییر شاخص قیمت سالانه زمان تادیه نسبت به سال اجرای عقد که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران تعیین می‌گردد محاسبه و پرداخت خواهد شد مگر این که زوجین در حین اجرای عقد به نحو دیگری تراضی کرده باشند.آیین‌نامه اجرایی این قانون حداکثر ظرف مدت سه ماه از تاریخ تصویب توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با همکاری وزارت دادگستری و وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و به تصویب هیات وزیران خواهد رسید.

ماده ۱۰۸۳

ماده ۱۰۸۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1083 برای تادیه تمام و یا قسمتی از مهر می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

ماده ۱۰۸۴

ماده ۱۰۸۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1084 هر گاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن ‌عیب و تلف است.

ماده ۱۰۸۵

ماده ۱۰۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1085 زن میتواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند مشروط بر این که مهر او حال باشد و این امتناع ‌مسقط حق نفقه نخواهد بود.

ماده ۱۰۸۶

ماده ۱۰۸۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1086 اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی‌تواند از حکم ماده قبل استفاده کند ‌معذلک حقی که برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.

ماده ۱۰۸۷

ماده ۱۰۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1087 اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد، مهر را به تراضی معین‌ کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین، بین آن‌ها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.

ماده ۱۰۸۸

ماده ۱۰۸۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1088 در مورد ماده قبل، اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچ‌گونه مهری نیست.

ماده ۱۰۸۹

ماده ۱۰۸۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1089 ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود. در این صورت، شوهر یا شخص ثالث میتواند مهر را هر قدر بخواهد ‌معین کند.

ماده ۱۰۹۰

ماده ۱۰۹۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1090 اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمی‌تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.

ماده ۱۰۹۱

ماده ۱۰۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1091 برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین‌ معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.

ماده ۱۰۹۲

ماده ۱۰۹۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1092 هر گاه شوهر قبل از نزدیکی، زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلاً داده باشد‌ حق دارد مازاد از نصف را عیناً یا مثلاً یا قیمتاً استرداد کند.

ماده ۱۰۹۳

ماده ۱۰۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1093 هر گاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از ‌آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.

ماده ۱۰۹۴

ماده ۱۰۹۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1094 برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.

ماده ۱۰۹۵

ماده ۱۰۹۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1095 در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.

ماده ۱۰۹۶

ماده ۱۰۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1096 در نکاح منقطع موت زن در اثنای مدت موجب سقوط مهر نمی‌شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند.

ماده ۱۰۹۷

ماده ۱۰۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1097 در نکاح منقطع هر گاه شوهر قبل از نزدیکی، تمام مدت نکاح را ببخشد باید نصف مهریه را بدهد.

ماده ۱۰۹۸

ماده ۱۰۹۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1098 در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده، زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می‌ تواند آن را ‌استرداد نماید.

ماده ۱۰۹۹

ماده ۱۰۹۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1099 در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.

ماده ۱۱۰۰

ماده ۱۱۰۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1100 در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم، زن مستحق مهرالمثل خواهد ‌بود و در صورت سوم، مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود، مگر این که صاحب مال اجازه نماید.

ماده ۱۱۰۱

ماده ۱۱۰۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1101 هر گاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ عنن باشد که در این صورت، با‌ وجود فسخ نکاح، زن مستحق نصف مهر است.

فصل هشتم - در حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر
ماده ۱۱۰۲

ماده ۱۱۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1102 همین که نکاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می‌شود.

ماده ۱۱۰۳

ماده ۱۱۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1103 زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.

ماده ۱۱۰۴

ماده ۱۱۰۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1104 زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند.

ماده ۱۱۰۵

ماده ۱۱۰۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1105 در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است.

ماده ۱۱۰۶

ماده ۱۱۰۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1106 در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.

ماده ۱۱۰۷

ماده ۱۱۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1107 نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از قبیل مسکن، البسه، غذا، اثاث منزل و هزینه های درمانی و بهداشتی و خادم در صورت عادت یا احتیاج به واسطه نقصان یا مرض.

ماده ۱۱۰۸

ماده ۱۱۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1108 هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.

ماده ۱۱۰۹

ماده ۱۱۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1109 نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اینکه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیکن اگر عده از جهت فسخ نکاح‌ یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود که در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.

ماده ۱۱۱۰

ماده ۱۱۱۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1110 در ایام عده وفات، مخارج زندگی زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربی که پرداخت نفقه به عهده آنان است، در صورت عدم پرداخت، تامین می‌گردد.

ماده ۱۱۱۱

ماده ۱۱۱۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1111 زن می‌تواند در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه به محکمه رجوع کند در این صورت محکمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محکوم خواهد کرد.

ماده ۱۱۱۲

ماده ۱۱۱۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1112 اگر اجرای حکم مذکور در ماده قبل ممکن نباشد مطابق ماده 1129 رفتار خواهد شد.

ماده ۱۱۱۳

ماده ۱۱۱۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1113 در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد، مگر این که شرط شده یا آن که عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.

ماده ۱۱۱۴

ماده ۱۱۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1114 زن باید در منزلی که شوهر تعیین میکند سکنی نماید مگر آن که اختیار تعیین منزل به زن داده شده باشد.

ماده ۱۱۱۵

ماده ۱۱۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1115 اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی و یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن میتواند مسکن علیحده اختیار کند‌ و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور، محکمه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر‌ عهده شوهر خواهد بود.

ماده ۱۱۱۶

ماده ۱۱۱۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1116 در مورد ماده فوق مادام که محاکمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سکنای زن به تراضی طرفین معین می‌شود و در صورت عدم تراضی، محکمه با جلب نظر اقربای نزدیک طرفین، منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی که اقربایی نباشد خود محکمه محل مورد اطمینان را‌ معین خواهد کرد.

ماده ۱۱۱۷

ماده ۱۱۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1117 شوهر می‌تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع کند.

ماده ۱۱۱۸

ماده ۱۱۱۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1118 زن مستقلاً می‌تواند در دارایی خود هر تصرفی را که می‌خواهد بکند.

ماده ۱۱۱۹

ماده ۱۱۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1119 طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوءقصد کند یا سوءرفتاری نماید که‌ زندگانی آن‌ها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه‌ سازد.

باب دوم - در انحلال عقد نکاح
ماده ۱۱۲۰

ماده ۱۱۲۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1120 عقد نکاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می‌شود.

فصل اول - در مورد امکان فسخ نکاح
ماده ۱۱۲۱

ماده ۱۱۲۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1121 جنون هر یک از زوجین به شرط استقرار، اعم از این که مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.

ماده ۱۱۲۲

ماده ۱۱۲۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1122 عیوب ذیل در مرد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود:1) خصاء.2) عنن به شرط اینکه ولو یک‌بار عمل زناشویی را انجام نداده باشد.3) مقطوع بودن آلت تناسلی به اندازه‌ای که قادر به عمل زناشویی نباشد.

ماده ۱۱۲۳

ماده ۱۱۲۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1123 عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود:1) قرن2) جذام3) برص4) افضاء5) زمین گیری6) نابینائی از هر دو چشم

ماده ۱۱۲۴

ماده ۱۱۲۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1124 عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است که عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است.

ماده ۱۱۲۵

ماده ۱۱۲۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1125 جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.

ماده ۱۱۲۶

ماده ۱۱۲۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1126 هر یک از زوجین که قبل از عقد، عالم به امراض مذکوره در طرف دیگر بوده، بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.

ماده ۱۱۲۷

ماده ۱۱۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1127 هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یکی از امراض مقاربتی گردد زن حق خواهد داشت که از نزدیکی با او امتناع نماید و امتناع به علت ‌مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.

ماده ۱۱۲۸

ماده ۱۱۲۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1128 هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل ‌حق فسخ خواهد بود، خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبایناً بر آن واقع شده باشد.

ماده ۱۱۲۹

ماده ۱۱۲۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1129 در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می‌تواند برای طلاق به حاکم ‌رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق می‌نماید. ‌همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.

ماده ۱۱۳۰

ماده ۱۱۳۰

۲ دقیقه ★★★★☆

ماده 1130 (اصلاحی 1370/8/14)- در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد، وی می‌تواند به حاکم شرع مراجعه و تقاضای طلاق کند. چنانچه عسر و حرج مذکور در محکمه ثابت شود، دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاکم شرع طلاق داده می‌شود. تبصره (الحاقی 1381/4/29 مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام)- عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه‌ی زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسر و حرج محسوب می‌گردد:
1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه.
2- اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلا وی به مشروبات الکلی که به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر.
4- ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5- ابتلای زوج به بیماری‌های صعب‌العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه‌ی صعب‌العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید. موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.

ماده ۱۱۳۱

ماده ۱۱۳۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1131 خیار فسخ فوری است و اگر طرفی که حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود، به شرط این‌ که علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد. تشخیص مدتی که برای امکان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.

ماده ۱۱۳۲

ماده ۱۱۳۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1132 در فسخ نکاح رعایت ترتیباتی که برای طلاق مقرر است شرط نیست.

فصل دوم - در طلاق
ماده ۱۱۳۳

ماده ۱۱۳۳

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 1133 (اصلاحی 1381/8/19)- مرد می‌تواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.تبصره (الحاقی 1381/8/19)- زن نیز می‌تواند با وجود شرایط مقرر در مواد (1119)، (1129) و (1130) این قانون، از دادگاه تقاضای طلاق نماید.

ماده ۱۱۳۴

ماده ۱۱۳۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1134 طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد.

ماده ۱۱۳۵

ماده ۱۱۳۵

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1135 طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.

ماده ۱۱۳۶

ماده ۱۱۳۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1136 طلاق‌ دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.

ماده ۱۱۳۷

ماده ۱۱۳۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1137 ولیّ مجنون دائمی می‌تواند در صورت مصلحت مولی‌‌علیه، زن او را طلاق دهد.

ماده ۱۱۳۸

ماده ۱۱۳۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1138 ممکن است صیغه طلاق را به توسط وکیل اجراء نمود.

ماده ۱۱۳۹

ماده ۱۱۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1139 طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضای مدت یا بذل آن از طریق شوهر از زوجیت خارج می‌شود.

ماده ۱۱۴۰

ماده ۱۱۴۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1140 طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر این که زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیکی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوری که اطلاع از عادت زنانگی بودن زن نتواند حاصل کند.

ماده ۱۱۴۱

ماده ۱۱۴۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1141 طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر اینکه زن یائسه یا حامل باشد.

ماده ۱۱۴۲

ماده ۱۱۴۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1142 طلاق زنی که با وجود اقتضای سن عادت زنانگی نمی‌شود وقتی صحیح است که از تاریخ آخرین نزدیکی با زن سه ماه گذشته باشد.

ماده ۱۱۴۳

ماده ۱۱۴۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1143 طلاق بر دو قسم است. بائن و رجعی.

ماده ۱۱۴۴

ماده ۱۱۴۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1144 در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.

ماده ۱۱۴۵

ماده 1145 در موارد ذیل طلاق بائن است

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1145 در موارد ذیل طلاق بائن است:1) طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود.2) طلاق یائسه.3) طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد.4) سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

ماده ۱۱۴۶

ماده ۱۱۴۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1146 طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر می‌دهد طلاق می‌گیرد اعم از اینکه مال‌ مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.

ماده ۱۱۴۷

ماده ۱۱۴۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1147 طلاق مبارات آن است که کراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.

ماده ۱۱۴۸

ماده ۱۱۴۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1148 در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.

ماده ۱۱۴۹

ماده ۱۱۴۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1149 رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می‌شود که دلالت بر رجوع کند مشروط بر اینکه مقرون به قصد رجوع باشد.

ماده ۱۱۵۰

ماده ۱۱۵۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1150 عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی‌تواند شوهر دیگر اختیار کند.

ماده ۱۱۵۱

ماده ۱۱۵۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1151 عده طلاق و عده فسخ نکاح سه طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عده او 3 ماه است.

ماده ۱۱۵۲

ماده ۱۱۵۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1152 عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت‌ زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است.

ماده ۱۱۵۳

ماده ۱۱۵۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1153 عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضای آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.

ماده ۱۱۵۴

ماده ۱۱۵۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1154 عده وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده وفات تا‌ موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز ‌خواهد بود.

ماده ۱۱۵۵

ماده ۱۱۵۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1155 زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ولی عده وفات در هر دو ‌مورد باید رعایت شود.

ماده ۱۱۵۶

ماده ۱۱۵۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1156 زنی که شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاکم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده وفات نگاه دارد.

ماده ۱۱۵۷

ماده ۱۱۵۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1157 زنی که به شبهه با کسی نزدیکی کند باید عده طلاق نگه دارد.

کتاب هشتم - در اولاد
باب اول - در نسب
ماده ۱۱۵۸

ماده ۱۱۵۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1158 طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر این که از تاریخ نزدیکی تا زمان تولد کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه‌ نگذشته باشد.

ماده ۱۱۵۹

ماده ۱۱۵۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1159 هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است، مشروط بر این که مادر هنوز شوهر نکرده و از تاریخ انحلال نکاح تا‌ روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد، مگر آن که ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از 6 ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.

ماده ۱۱۶۰

ماده ۱۱۶۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1160 در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجددا شوهر کند و طفلی از او متولد گردد طفل به شوهری ملحق ‌‌‌می‌شود که مطابق مواد قبل، الحاق او به آن شوهر ممکن است. در صورتی که مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آن که امارات قطعیه بر خلاف آن دلالت کند.

ماده ۱۱۶۱

ماده ۱۱۶۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1161 در مورد مواد قبل هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.

ماده ۱۱۶۲

ماده ۱۱۶۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1162 در مورد مواد قبل، دعوی نفی ولد باید در مدتی که عادتا‌ً پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امکان اقامه دعوی کافی ‌می‌باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.

ماده ۱۱۶۳

ماده ۱۱۶۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1163 در موردی که شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوای نفی، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.

ماده ۱۱۶۴

ماده ۱۱۶۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1164 احکام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزدیکی به شبهه نیز جاری است اگرچه مادر طفل مشتبه نباشد.

ماده ۱۱۶۵

ماده ۱۱۶۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1165 طفل متولد از نزدیکی به شبهه فقط ملحق به طرفی می‌شود که در اشتباه بوده و در صورتی که هر دو در اشتباه بوده‌اند ملحق به هر دو‌ خواهد بود.

ماده ۱۱۶۶

ماده ۱۱۶۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1166 هر گاه به واسطه وجود مانعی، نکاح بین ابوین طفل باطل باشد، نسبت طفل به هر یک از ابوین که جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و‌ نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود. در صورت جهل هر دو، نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است.

ماده ۱۱۶۷

ماده ۱۱۶۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1167 طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمیشود.

باب دوم - در نگاهداری و تربیت اطفال
ماده ۱۱۶۸

ماده ۱۱۶۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1168 نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.

ماده ۱۱۶۹

ماده ۱۱۶۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1169 برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند، مادر تا سن هفت سالگی اولویت دارد و پس از آن با پدر است. تبصره - بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می‌باشد.

ماده ۱۱۷۰

ماده ۱۱۷۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1170 اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود.

ماده ۱۱۷۱

ماده ۱۱۷۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1171 در صورت فوت یکی از ابوین، حضانت طفل با آن که زنده است خواهد بود، هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین کرده‌ باشد.

ماده ۱۱۷۲

ماده ۱۱۷۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1172 هیچ یک از ابوین حق ندارند در مدتی که حضانت طفل به عهده آن‌ها است از نگاهداری او امتناع کنند. در صورت امتناع یکی از ابوین‌، حاکم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یکی از اقربا و یا به تقاضای مدعی‌العموم، نگاهداری طفل را به هر یک از ابوین که حضانت به عهده او‌ است الزام کند و در صورتی که الزام ممکن یا موثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تامین کند.

ماده ۱۱۷۳

ماده ۱۱۷۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1173 هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی، هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است:1) اعتیاد زیان آور به الکل، مواد مخدر و قمار.2) اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء.3) ابتلا به بیماری‌های روانی با تشخیص پزشکی قانونی.4) سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء، تکدی‌گری و قاچاق.5) تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.

ماده ۱۱۷۴

ماده ۱۱۷۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1174 در صورتی که به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یک منزل سکونت نداشته باشند هر یک از ابوین که طفل تحت‌ حضانت او نمی‌باشد حق ملاقات طفل خود را دارد. تعیین زمان و مکان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آن در صورت اختلاف بین ابوین با محکمه ‌‌است.

ماده ۱۱۷۵

ماده ۱۱۷۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1175 طفل را نمی‌توان از ابوین و یا از پدر و یا از مادری که حضانت با او است گرفت، مگر در صورت وجود علت قانونی.

ماده ۱۱۷۶

ماده ۱۱۷۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1176 مادر مجبور نیست که به طفل خود شیر بدهد مگر در صورتی که تغذیه طفل به غیر شیر مادر ممکن نباشد.

ماده ۱۱۷۷

ماده ۱۱۷۷

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1177 طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی که باشد باید به آن‌ها احترام کند.

ماده ۱۱۷۸

ماده ۱۱۷۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1178 ابوین مکلف هستند که در حدود توانایی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام کنند و نباید آن‌ها را مهمل بگذارند.

ماده ۱۱۷۹

ماده ۱۱۷۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1179 ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی‌توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.

باب سوم - در ولایت قهری پدر و جد پدری
ماده ۱۱۸۰

ماده ۱۱۸۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1180 طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می‌باشد و همچنین است طفل غیر رشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد یا‌ جنون او متصل به صغر باشد.

ماده ۱۱۸۱

ماده ۱۱۸۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1181 هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند.

ماده ۱۱۸۲

ماده ۱۱۸۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1182 هرگاه طفل هم پدر و هم جد پدری داشته باشد و یکی از آن‌ها محجور یا به علتی ممنوع از تصرف در اموال مولی‌‌علیه گردد ولایت‌ قانونی او ساقط می‌شود.

ماده ۱۱۸۳

ماده ۱۱۸۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1183 در کلیه امور مربوطه به اموال و حقوقی مالی مولی‌علیه، ولی، نماینده قانونی او می‌باشد.

ماده ۱۱۸۴

ماده ۱۱۸۴

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1184 هرگاه ولی قهری طفل رعایت غبطه صغیر را ننماید و مرتکب اقداماتی شود که موجب ضرر مولی‌علیه گردد به تقاضای یکی از اقارب وی و یا به درخواست رئیس حوزه قضایی، پس از اثبات، دادگاه ولی مذکور را عزل و از تصرف در اموال صغیر منع و برای اداره امور مالی طفل فرد صالحی را به عنوان قیم تعیین می‌نماید.همچنین اگر ولی قهری به واسطه کبر سن و یا بیماری و امثال آن قادر به اداره اموال مولی‌علیه نباشد و شخصی را هم برای این امر تعیین ننماید طبق مقررات این ماده فردی به عنوان امین به ولی قهری منضم می‌گردد.

ماده ۱۱۸۵

ماده ۱۱۸۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1185 هر گاه ولی قهری طفل محجور شود مدعی‌العموم مکلف است مطابق مقررات راجعه به تعیین قیم، قیمی برای طفل معین کند.

ماده ۱۱۸۶

ماده ۱۱۸۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1186 در مواردی که برای عدم امانت ولی قهری نسبت به دارایی طفل، امارات قویه موجود باشد مدعی‌العموم مکلف است از محکمه ‌‌‌ابتدایی، رسیدگی به عملیات او را بخواهد، محکمه در این مورد رسیدگی کرده، در صورتی که عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده 1184 رفتار می‌نماید.

ماده ۱۱۸۷

ماده ۱۱۸۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1187 هر گاه ولی قهری منحصر به واسطه غیبت یا حبس یا به هر علتی نتواند به امور مولی‌علیه رسیدگی کند و کسی را هم از طرف خود معین ‌نکرده باشد، حاکم یک نفر امین به پیشنهاد مدعی‌العموم برای تصدی و اداره اموال مولی‌علیه و سایر امور راجعه به او موقتاً معین خواهد کرد.

ماده ۱۱۸۸

ماده ۱۱۸۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1188 هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می‌تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او می‌باشند وصی معین کند تا بعد از فوت‌ خود در نگاهداری و تربیت آن‌ها مواظبت کرده و اموال آن‌ها را اداره نماید

ماده ۱۱۸۹

ماده ۱۱۸۹

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1189 هیچ یک از پدر و جد پدری نمی‌تواند با حیات دیگری برای مولی‌علیه خود وصی معین کند.

ماده ۱۱۹۰

ماده ۱۱۹۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1190 ممکن است پدر یا جد پدری به کسی که به سمت وصایت معین کرده اختیار تعیین وصی بعد فوت خود را برای مولی علیه بدهد.

ماده ۱۱۹۱

ماده ۱۱۹۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1191 اگر وصی منصوب از طرف ولی قهری به نگهداری یا تربیت مولی‌علیه یا اداره امور او اقدام نکند یا امتناع از انجام وظایف خود بنماید‌ منعزل می‌شود.

ماده ۱۱۹۲

ماده ۱۱۹۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1192 ولی مسلم نمی‌تواند برای امور مولی‌علیه خود وصی غیرمسلم معین کند.

ماده ۱۱۹۳

ماده ۱۱۹۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1193 همین که طفل کبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج می‌شود و اگر بعدا سفیه یا مجنون شود قیمی برای او معین می‌شود.

ماده ۱۱۹۴

ماده ۱۱۹۴

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1194 پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنان، ولی خاص طفل نامیده می‌شود.

کتاب نهم - در خانواده
فصل اول - در الزام به انفاق
ماده ۱۱۹۵

ماده ۱۱۹۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1195 احکام نفقه زوجه همان است که به موجب فصل هشتم از باب اول از کتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر می‌شود.

ماده ۱۱۹۶

ماده ۱۱۹۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1196 در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی و در خط عمودی، اعم از صعودی و یا نزولی، ملزم به انفاق یکدیگرند.

ماده ۱۱۹۷

ماده ۱۱۹۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1197 کسی مستحق نفقه است که ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی، وسایل معیشت خود را فراهم سازد.

ماده ۱۱۹۸

ماده ۱۱۹۸

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1198 کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد، یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار ‌مضیقه گردد. برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

ماده ۱۱۹۹

ماده ۱۱۹۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1199 نفقه اولاد بر عهده پدر است [و] پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب‌ فالاقرب. در صورت ‌نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آن‌ها نفقه بر عهده مادر است. هر گاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب‌النفقه است و اگر چند نفر از ‌اجداد و جدات مزبور از حیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصه متساوی تادیه کنند.

ماده ۱۲۰۰

ماده ۱۲۰۰

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1200 نفقه ابوین با رعایت الاقرب‌ فالاقرب به عهده اولاد و اولاد اولاد است.

ماده ۱۲۰۱

ماده ۱۲۰۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1201 هر گاه یک نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد که از حیث الزام به انفاق در درجه مساوی‌ هستند نفقه او را باید اقارب مزبور به حصه متساوی تادیه کنند بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید پدر و ‌اولاد او متساویاً تادیه کنند بدون این که مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید مادر و اولاد ‌‌‌‌متساویاً بدهند.

ماده ۱۲۰۲

ماده ۱۲۰۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1202 اگر اقارب واجب‌النفقه متعدد باشند و منفق نتواند نفقه همه آن‌ها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی، مقدم بر اقارب در خط عمودی‌ صعودی خواهند بود.

ماده ۱۲۰۳

ماده ۱۲۰۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1203 در صورت بودن زوجه و یک یا چند نفر واجب‌النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.

ماده ۱۲۰۴

ماده ۱۲۰۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1204 نفقه اقارب عبارت است از مسکن و البسه و غذا و اثاث‌البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.

ماده ۱۲۰۵

ماده ۱۲۰۵

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1205 در موارد غیبت یا استنکاف از پرداخت نفقه، چنانچه الزام کسی که پرداخت نفقه بر عهده اوست ممکن نباشد دادگاه می‌تواند با مطالبه افراد واجب‌النفقه به مقدار نفقه از اموال غایب یا مستنکف در اختیار آن‌ها یا متکفل مخارج آنان قرار دهد و در صورتی که اموال غایب یا مستنکف در اختیار نباشد همسر وی یا دیگری با اجازه دادگاه می‌توانند نفقه را به عنوان قرض بپردازند و از شخص غایب یا مستنکف مطالبه نمایند.

ماده ۱۲۰۶

ماده ۱۲۰۶

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1206 زوجه در هر حال می‌ تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتازه بوده و در صورت‌ افلاس یا ورشکستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود، ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می‌توانند مطالبه نفقه نمایند.

کتاب دهم - در حجر و قیمومت
فصل اول - در کلیات حجر و قیمومت
ماده ۱۲۰۷

ماده ۱۲۰۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1207 اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:1) صغار.2) اشخاص غیر رشید.3) مجانین.

ماده ۱۲۰۸

ماده ۱۲۰۸

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1208 غیر رشید کسی است که تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلایی نباشد.

ماده ۱۲۰۹

ماده ۱۲۰۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1209 به موجب قانون اصلاح موادی از قانون مدنی مصوب 1370/08/14 حذف شده است.

ماده ۱۲۱۰

ماده ۱۲۱۰

۱ دقیقه ★★★★☆

ماده 1210 هیچ کس را نمی‌توان بعد از رسیدن به سن بلوغ به عنوان جنون یا عدم رشد محجور نمود مگر آن که عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد. تبصره 1 (الحاقی 1370/8/14) - سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام و در دختر نه سال تمام قمری است.  تبصره 2 (الحاقی 1370/8/14) - اموال صغیری را که بالغ شده است در صورتی می‌توان به او داد که رشد او ثابت شده باشد.

ماده ۱۲۱۱

ماده ۱۲۱۱

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1211 جنون به هر درجه که باشد موجب حجر است.

ماده ۱۲۱۲

ماده ۱۲۱۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1212 اعمال و اقوال صغیر تا حدی که مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلااثر است. مع‌ذلک صغیر ممیز میتواند تملک ‌بلاعوض کند، مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات.

ماده ۱۲۱۳

ماده ۱۲۱۳

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1213 مجنون دائمی مطلقاً و مجنون ادواری در حال جنون نمی‌تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود، لکن اعمال حقوقی که مجنون ادواری در حال افاقه می‌نماید نافذ است مشروط بر اینکه افاقه او مسلم باشد.

ماده ۱۲۱۴

ماده ۱۲۱۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1214 معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینکه این اجازه قبلا داده شده باشد یا بعد از ‌انجام عمل. ‌‌‌معذلک تملکات بلاعوض از هر قبیل که باشد بدون اجازه هم نافذ است.

ماده ۱۲۱۵

ماده ۱۲۱۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1215 هر گاه کسی مالی را به تصرف صغیر غیرممیز و یا مجنون بدهد صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.

ماده ۱۲۱۶

ماده ۱۲۱۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1216 هر گاه صغیر یا مجنون یا غیر رشید باعث ضرر غیر شود ضامن است.

ماده ۱۲۱۷

ماده ۱۲۱۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1217 اداره اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید به عهده ولی یا قیم آنان است به طوری که در باب سوم از کتاب هشتم و مواد بعد‌ مقرر است.

فصل دوم - در موارد نصب قیم و ترتیب آن
ماده ۱۲۱۸

ماده 1218 برای اشخاص ذیل نصب قیم می‌ شود

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1218 برای اشخاص ذیل نصب قیم می‌ شود:
1- برای صغاری که ولی خاص ندارند.
2- برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آن‌ها متصل به زمان صغر آن‌ها بوده و ولی خاص نداشته باشند.
3- برای مجانین و اشخاص غیر رشید که جنون یا عدم رشد آن‌ها متصل به زمان صغر آن‌ها نباشد.

ماده ۱۲۱۹

ماده ۱۲۱۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1219 هر یک از ابوین مکلف است در مواردی که به موجب ماده قبل باید برای اولاد آن‌ها قیم معین شود مراتب را به دادستان حوزه اقامت خود و یا نماینده او اطلاع داده از او تقاضا نماید که اقدام لازم را برای نصب قیم به عمل آورد.

ماده ۱۲۲۰

ماده ۱۲۲۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1220 در صورت نبودن هیچ یک از ابوین یا عدم اطلاع آن‌ها، انجام تکلیف مقرر در ماده قبل به عهده اقربایی است که با شخص محتاج به قیم‌ در یک جا زندگی می‌نمایند.

ماده ۱۲۲۱

ماده ۱۲۲۱

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1221 اگر کسی که به موجب ماده 1218 باید برای او نصب قیم شود زن یا شوهر داشته باشد زوج یا زوجه نیز مکلف به انجام تکلیف مقرر‌ در ماده 1219 خواهند بود.

ماده ۱۲۲۲

ماده ۱۲۲۲

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1222 در هر موردی که دادستان به نحوی از انحا به وجود شخصی که مطابق ماده 1218 باید برای او نصب قیم شود مسبوق گردید، باید به دادگاه مدنی خاص رجوع و اشخاصی را که برای قیمومیت مناسب میداند به آن دادگاه معرفی کند.دادگاه مدنی خاص از میان اشخاص مزبور یک یا چند نفر را به سمت قیم معین و حکم نصب او را صادر می‌کند و نیز دادگاه مذکور می‌تواند علاوه بر قیم یک یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید در این صورت دادگاه باید حدود اختیارات ناظر را تعیین کند.اگر دادگاه مدنی خاص اشخاصی را که معرفی شده‌اند معتمد ندید، اشخاص دیگری را از دادسرا خواهد خواست.

ماده ۱۲۲۳

ماده ۱۲۲۳

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1223 در مورد مجانین دادستان باید قبلاً رجوع به خبره کرده نظریات خبره را به دادگاه مدنی خاص ارسال دارد. در صورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع می‌کند تا نصب قیم شود. در مورد اشخاص غیر رشید نیز دادستان مکلف است که قبلا به وسیله مطلعین اطلاعات کافیه در باب سفاهت او به دست آورده و در صورتی که سفاهت را مسلم دید، در دادگاه مدنی خاص اقامه دعوی نماید و پس از صدور حکم عدم رشد برای نصب قیم به دادگاه رجوع نماید.

ماده ۱۲۲۴

ماده ۱۲۲۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1224 حفظ و نظارت در اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید مادام که برای آن‌ها قیم معین نشده به عهده مدعی‌العموم خواهد بود.طرز‌ حفظ و نظارت مدعی‌العموم به موجب نظامنامه وزارت عدلیه معین خواهد شد.

ماده ۱۲۲۵

ماده ۱۲۲۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1225 همین که حکم جنون یا عدم رشد یک نفر صادر و به توسط محکمه شرع برای او قیم معین گردید مدعی‌العموم می‌تواند حجر او را ‌اعلان نماید. انتشار حجر هر کسی که نظر به وضعیت دارایی او ممکن است طرف معاملات بالنسبه عمده واقع گردد الزامی است.

ماده ۱۲۲۶

ماده ۱۲۲۶

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1226 اسامی اشخاصی که بعد از کبر و رشد به علت جنون یا سفه محجور می‌گردند باید در دفتر مخصوص ثبت شود. مراجعه به دفتر مزبور‌ برای عموم آزاد است.

ماده ۱۲۲۷

ماده ۱۲۲۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1227 فقط کسی را محاکم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومیت خواهند شناخت که نصب او مطابق قانون توسط دادگاه به عمل آمده باشد.

ماده ۱۲۲۸

ماده ۱۲۲۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1228 در خارج ایران کنسول و یا جانشین وی می‌تواند نسبت به ایرانیانی که باید مطابق ماده 1218 برای آن‌ها قیم نصب شود و در حوزه ماموریت او ساکن یا مقیمند موقتاً نصب قیم کند و باید تا 10 روز پس از نصب قیم مدارک عمل خود را به وسیله وزارت امور خارجه به وزارت دادگستری بفرستد. نصب قیم مزبور وقتی قطعی می‌گردد که دادگاه مدنی خاص تهران تصمیم کنسول یا جانشین او را تنفیذ کند.

ماده ۱۲۲۹

ماده ۱۲۲۹

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1229 وظایف و اختیاراتی که به موجب قوانین و نظامات مربوطه در مورد دخالت مدعیان عمومی در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر‌ رشید مقرر است در خارج ایران به عهده مامورین قنسولی خواهد بود.

ماده ۱۲۳۰

ماده ۱۲۳۰

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1230 اگر در عهود و قراردادهای منعقده بین دولت ایران و دولتی که مأمور قنسولی ماموریت خود را در مملکت آن دولت اجرا می‌کنند ‌ترتیبی بر خلاف مقررات دو ماده فوق اتخاذ شده باشد مأمورین مذکور مفاد آن دو ماده را تا حدی که با مقررات عهدنامه یا قرارداد مخالف نباشد اجرا ‌خواهند کرد.

ماده ۱۲۳۱

ماده 1231 اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1231 اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند:
1- کسانی که خود تحت ولایت یا قیمومت هستند.
2- کسانی که به علت ارتکاب جنایت یا یکی از جنحه‌های ذیل به موجب حکم قطعی محکوم شده باشند: ‌سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس یا منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر.
3- کسانی که حکم ورشکستگی آن‌ها صادر و هنوز عمل ورشکستگی آن‌ها تصفیه نشده است.
4- کسانی که معروف به فساد اخلاق باشند.
5- کسی که خود یا اقربا طبقه اول او دعوایی بر محجور داشته باشد.

ماده ۱۲۳۲

ماده ۱۲۳۲

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1232 با داشتن صلاحیت برای قیمومت، اقربای محجور مقدم بر سایرین خواهند بود.

ماده ۱۲۳۳

ماده ۱۲۳۳

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1233 زن نمی‌تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند.

ماده ۱۲۳۴

ماده ۱۲۳۴

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1234 در صورتی که محکمه بیش از یک نفر را برای قیمومت معین کند می‌تواند وظایف آنها را تفکیک نماید.

فصل سوم - در اختیارات و وظایف و مسئولیت قیم و حدود آن و نظارت مدعی‌العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید
ماده ۱۲۳۵

ماده ۱۲۳۵

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1235 مواظبت شخص مولی‌علیه و نمایندگی قانونی او در کلیه امور مربوطه به اموال و حقوق مالی او با قیم است.

ماده ۱۲۳۶

ماده ۱۲۳۶

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1236 قیم مکلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی‌علیه، صورت جامعی از کلیه دارایی او تهیه کرده، یک نسخه از آن را به امضای خود برای دادستانی که مولی‌علیه در حوزه آن سکونت دارد بفرستد و دادستان یا نماینده او باید نسبت به میزان دارایی مولی‌علیه تحقیقات لازمه به عمل آورد.

ماده ۱۲۳۷

ماده ۱۲۳۷

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1237 مدعی‌العموم یا نماینده او باید بعد از ملاحظه صورت دارایی مولی‌علیه مبلغی را که ممکن است مخارج سالیانه مولی‌علیه بالغ بر آن‌ گردد و مبلغی را که برای اداره کردن دارایی مزبور ممکن است لازم شود معین نماید. قیم نمی‌تواند بیش از مبالغ مزبور خرج کند مگر با تصویب‌ مدعی‌العموم.

ماده ۱۲۳۸

ماده ۱۲۳۸

۱ دقیقه ★★★☆☆

ماده 1238 قیمی که تقصیر در حفظ مال مولی‌علیه بنماید مسئول ضرر و خسارتی است که از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده اگر چه نقصان یا‌ تلف مستند به تفریط یا تعدی قیم نباشد.

ماده ۱۲۳۹

ماده ۱۲۳۹

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1239 هر گاه معلوم شود که قیم عامداً مالی را که متعلق به مولی‌علیه بوده جزء صورت دارایی او قید نکرده و یا باعث شده است که آن مال ‌در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود که از این حیث ممکن است به مولی‌علیه وارد شود به علاوه در صورتی که عمل‌ مزبور از روی سوء‌نیت بوده قیم معزول خواهد شد.

ماده ۱۲۴۰

ماده ۱۲۴۰

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1240 قیم نمی‌تواند به سمت قیمومت از طرف مولی‌علیه با خود معامله کند اعم از این که مال مولی‌علیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.

ماده ۱۲۴۱

ماده ۱۲۴۱

۱ دقیقه ★★☆☆☆

ماده 1241 قیم نمی‌تواند اموال غیرمنقول مولی‌علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله کند که در نتیجه آن، خود، مدیون مولی‌علیه شود مگر با ‌لحاظ غبطه مولی‌علیه و تصویب مدعی‌العموم. در صورت اخیر، شرط حتمی تصویب مدعی‌العموم ملائت قیم میباشد. و نیز نمی‌تواند برای مولی‌علیه‌ بدون ضرورت و احتیاج قرض کند مگر با تصویب مدعی‌العموم.

ماده ۱۲۴۲

ماده ۱۲۴۲

۱ دقیقه ★☆☆☆☆

ماده 1242 قیم نمی‌تواند دعوی مربوطه به مولی‌علیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعی‌العموم.

دستیار هوش مصنوعی این قانون

سوال خود را درباره قانون مدنی بپرسید

مواد کلیدی

پرمحورترین مواد این قانون

نظرات کاربران

برای ارسال نظر ابتدا وارد شوید.

هنوز نظری برای این قانون ثبت نشده است.

اولین نفر باشید و نظر خود را به اشتراک بگذارید.